السلام عليك يا امام
رضا(ع)
|
مأمون خليفه
عباسی ، برای بقا حکومت نا مشروع خود روشی مغاير
با روش پدران خود اختيار
کرد. او برای اينکه
بتواند امام رضا (ع) تحت کنترل خود داشته باشد و همچنين
ايشان
را در کارهای حکومتی به صورت ظاهری دخيل
جلوه دهد؛ ايشان
را از مدينه
شهر جدشان به طوس پايگاه
حکومت عباسيان
فراخواند و ايشان
را به وليعهدی
خود منسوب کرد.امام رضا (ع) که وضع دشوار زندگی شيعيان
را می ديد
و از سوی ديگر
می دانست که با حضور در پايگاه
حکومتی شايد
بتواند هرچند کم در کارهای مسلمين
گشايشی
انجام دهد به سوی طوس رهسپار گشتند. سفری سخت و طاقت فرسا که در اين
سفر خواهر گراميشان
را حضرت معصومه را در شهر قم از دست دادند.
|
|
دانشمندان مذاهب گوناگون که به طوس می آمدند جملگی در بحث و تبادل
نظر در مقابل به آن حضرت پی به عظمت و علم والای آن حضرت می بردند و
جملگی به اين نکته
که با حضور آن حضرت چرا بايد
خلافت مسلمین در دست مامون باشد صحه می گذاشتند.کم کم جلوه های علوی
امام بر کسانی که از متعصبين
به مامون بودند نيز
روشن می گشت و حتی در درون خانواده مامون نيز
زمزمه هائی به گوش
می رسيد. ماه ها
بود که بارانی نباريده
بود و شهر در بی آبی داشت به بيابانی
مبدل می شد. مامون بهترين
فرصت را بدست آورده بود تا با تحريک
مردم از امام بخواهد که نماز باران بخواند و با توجه به آب و هوای
شهر طوس اصلا امکان اين
را که باران ببارد را نمی داد. |
|
حضرت در ورود به شهر طوس
با استقبال بی نظير
مردم مواجه شدند و از همان روز اول تخم کينه
در دل مامون کاشته شد.امام رضا با اين
شرط که هيچگونه
دخالتی در کار های حکومتی و عزل و نصب ها نخواهند داشت اين
مسئوليت
را قبول کردند.مامون که در ابتدا فرض می کرد که توانسته است با اين
کار خطر شيعيان
را بطور کل از بين
ببرد کم کم متوجه شد که نه تنها به هدف خود نرسيده
است بلکه با حضور امام در مرکز حکومت و اخلاق و منش و تقوای ايشان
روز به روز بر تعداد ارادتمندان آن حضرت افزوده می شود. ديگر
طوس به مرکز و کانون توجه مسلمانان مبدل شده بود و نام و آوازه حضرت
در سرتاسر بلاد اسلامی پيچيده
شده بود. |
|
امام قبول کردند در گرمای
طاقت فرسای شهربهمراه مردم به بیرون شهر رفتند. امام به نماز ايستادند
در اواخر نماز بود ولی هنوز لکه ای ابر در هوا نبود. مامون خوشحال و
خرسند از اينکه
دارد به مقصور خود می رسد. امام بعد از نماز و در حالی که مردم
داشتند با نا اميدی
متفرق می شدند دست بر دعا برداشتند . ناگهان آسمان را ابر پوشاند . و
غرش آسمان و ابرها خبر از باران داد.
مامون ديگر
چاره ای نداشت جز آنکه خودش هم به اصلح تر بودن امام رضا (ع) صحه
گذارد. ديگر
تمامی مردم اعم از دوستداران آل عبا و غيره
براين
باور بودند که مامون به نا حق بر جايگاه
خلافت مسلمين
تکيه
زده است . مامون که می خواست با کشاندن امام به طوس خطر شيعيان
را برطرف کند اکنون در چاهی گير
کرده بود که خود با دستان خود آن را کنده بود.ديگر
چاره ای برای او نمانده بود به جز آنکه امام را به شهادت برساند. و اينبار
هم به شيوه
منحوس پدران خود امام (ع) را مسموم کردند و جهان اسلام را از وجود آن
گهر بی بديل
بی نصيب
کردند . و اکنون پس از سال ها محل دفن آن حضرت به
يکی
از مراکز بزرگ نشر علوم دينی
و پايگاه
بزرگ عالم شيعه
در آمده است و مايه
افتخار ايرانيان
است که امام رضا (ع) در کشور آنها به خاک سپرده شده است . |