<< بازگشت
عطر سيب
وردي بخوان قرار دل بي شكيب را   اشكي ببار سنگ مزار غريب را
يك نوبهار گر بشكود لبان تو   مي‌بويد آسمان و زمين عطر سيب را
تنها به اشتياق سلامي گذاشتم   در پشت سر هر آنچه فراز و نشيب را
آتش گرفته روح كويرانه‌ام، زلال!   روزي بيا و آب بزن اين لهيب را
اين كيست؟ اين كه با دل من حرف مي‌زند   نشنيده‌ايد هيچ صدايي عجيب را؟
آرام مي‌شود دل توفاني‌اي عجب   خاصيتي است‌ آيه امن يجيب را
آرش شفاعي بجستان