|
اين سه بيت از احمد كمال پور "كمال" را ببينيد:
از عمر گذشته شرمگينم
و از كرده خويشتن غمينم
ز آينده شوم در هراسم
و از رفته تلخ، شرمگينم
خون است دويده بر عِذارم
چين است فتاده بر جبينم
گرگ است فتاده در قفايم
مرگ است نشسته در كمينم
در هر بيت، نوعي تشابه ساختاري بين دو مصراع ديده مي شود و اين، شكلي از قرينه سازي است. گاهي شاعر قرينه سازي زباني را با تقابل معنايي دو مصراع توأم مي كند:
به يك صغيره مرا رهنماي، شيطان بود
به صد كبيره كنون رهنماي شيطانم
سوزني سمرقندي
و در اين بيت از مرحوم مهرداد اوستا شكلي ديگر از قرينه سازي توأم با تضاد ديده مي شود:
وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم
شكستي و نشكستم، بريدي و نبريدم
قرينه سازي، در واقع نه تكرار واژگان، بلكه تكرار ساختار جمله است با واژگاني متفاوت يا به عبارت ديگر، تشابه نحوي بخشهايي از كلام. در قالبهاي كهن، بنابر تساوي مصراعها، غالباً قرينه سازي بين دو مصراع يا نيم مصراع صورت مي گرفته و شكل ساده اي داشته است. در قالبهاي نوين، شكلهاي مخفي تر و ظريف تري از آن را نيز مي توان يافت، چنان چه در اين دو نمونه مي بينيم:
ديروز براي طفلي مي گريستم
كه كفش نداشت
امروز براي مردي
كه پا ندارد
و فردا براي خودم
كه هيچ...
محمد حسين جعفريان
براي آمدنت دسته گُلي دارم
به رفتنت اشكي
چه با شكوه فرا مي رسي!
چه بيخيال سفر مي كني!
قهّار عاصي
|