گسترده ردن
تصاوير، اري است در جهت عس ترام و تزاحم
خيال. منظور اين است ه شاعر، به جاي درج
ي يا چند تصوير مستقل در هر بيت يا
مصراع، همه شعر را ي تصوير در نظر مي
گيرد و در اجزاء شعر، همان تصوير را
گسترش و شرح مي دهد. شايد ذر مثالي از
منوچهري، توضيح دهنده حرف ما باشدگسترده
او در قصيده "بر لشر زمستان،
نوروز نامدار..." تصويري لي از
رويارويي بهار و زمستان نشان مي دهد و
آنگاه، همه تصويرهاي ديگر را در بستر
همين تصوير لّي ارائه مي ند. مثلاً در
آن جا ه بهار، قصد جنگ با زمستان را
دارد، همه عناصر طبيعت به شل ابزار جنگ
او در مي آيندبر
نوروز ماه گفت: "به جان و سرِ امير
كز جانِ دَي برآرم تا چند گه دمار
گرد آورم سپاهي ديباي سبزپوش
زنجيرْ زلف و سروْ قد و سلسله عذار
از ارغوان كمر كنم، از ضيمران زره
از نارون پياده و از ناروان سوار
قوس قزح كمان كنم، از شاخ بيد، تير
از برگ لاله رايت و از برق، ذوالفقار
از ابر، پيل سازم و از باد، پيلبان
و از بانگ رعد، آينه پيل بي شمار ...
اين تصويرهايِ به ظاهر مستقل از
هم، اجزاي تصوير لّي "لشرآرايي
نوروز" هستند; و در بستر همان تشبيهِ
مادر، معني مي يابند. در ي تصوير
گسترده، همه اجزاي خيال با هم مرتبط
هستند و امل ننده يديگر اين
|