|
منوچهري دامغاني در آن قصيده معروف خويش ميگويد:
سر از البرز بر زد قرص خورشيد
چو خون آلوده دزدي سر ز مَكْمَن
به كردارِ چراغِ نيم مرده
كه هر ساعت فزون گرددْش روغن
در بيت نخست، شاعر خورشيدِ هنگام طلوع را همانند دزدي خون آلوده دانسته كه سر از كمينگاه بيرون مي آورد. در بيت دوم نيز شاعر همان خورشيدِ طلوع كننده را با چراغي در حال خاموشي كه تازه در آن نفت ريخته اند و شعله اش هر لحظه در حال افزايش است، همانند دانسته است. به اين كار، تشبيه ميگوييم و ميتوان اين تعريف را برايش نقل كرد: "تشبيه يادآوري همانندي و شباهتي است كه از جهتي يا جهاتي ميان دو چيز مختلف وجود دارد.
|