|
روز جهاني بهداشت روان
موضوع روز جهاني بهداشت روان در سال ۲۰۰۷ عبارت است از :
بهداشت روان در دنياي در حال تغيير : تأثير فرهنگ و گوناگوني
روز جهاني بهداشت روان اقدام پيشگامانه فدراسيون جهاني براي
سلامت روان است ، سازمان جهاني بهداشت خواستار تخصيص خدمات و سرمايه گذاريهاي
بيشتر در حوزه سلامت روان است .
سلامت روان بعنوان حالتي از سلامتي تعريف شده که فرد به مدد
آن به توانائيهاي خود پي مي برد ، بر استرسهاي طبيعي زندگي اش غلبه مي کند ،
مي تواند بطور مؤثر و مثمرثمر کار کند و قادر به همکاري با افشار جامعه است .
سازمان جهاني بهداشت همه کشورها را به افزايش حمايتهيا
خدماتي در حوزه بهداشت روان فراخوانده است . اين درخواست شامل يک مجموعه اي
از ۶ مطالعه انجام شده در زمينه بهداشت روان جهاني است که اخيراً درژورنال
Lancel منتشر شده است .
حقايق آشکار :
-
اختلالات رفتاري ، عصبي ، ذهني در تمام کشورها شايع است و
باعث مشکلات زيادي مي شود . افراد مبتلا به اين اختلالات اغلب از اجتماع
جدا شده ، کيفيت زندگي شان تقليل يافته و مرگ و مير در آنها افزايش مي يابد
.
-
صدها ميليون نفر در سراسر دنيا دچار اختلالات ذهني ،
رفتاري ، عصبي و سوء مصرف مواد هستند . براي مثال ، ارزيابي سازمان جهاني
بهداشت در سال ۲۰۰۲ نشان داده است که ۱۵۴ ميليون نفر در دنيا از افسردگي ،
۲۵ ميليون نفر از اسکيزوفرني و ۹۱ ميليون نفر از الکل و سوء مصرف مواد رنج
مي برند .
-
علاوه بر ارقام ذکر شده ، خيلي از اختلالات بر سيستم
عصبي تأثير مي گذارند و يا پيامدهاي نورولوژيک دارند . بر اساس گزارش
سازمان جهاني بهداشت در سال ۲۰۰۵ ، ۳۲۶ ميليون نفر از ميگرن ،۶۱ ميليون
نفر از بيماريهاي قلبي - عروقي ، ۱۸ ميليون نفر از عفونتهاي عصبي
يا پيامد
نورولوژيکي عفونتها رنج مي برند .
تعداد افراد دچار شده به پيامدهاي نورولوژيک اختلالات تغذيه
اي و نوروپاتي و عواقب نورولوژيک پس از آسيب ها را نيز بايد به ارقام فوق
الذکر افزود ،
-
سالانه حدود ۸۷۷۰۰۰ هزار نفر از خودکشي فوت مي کنند .
-
يک چهارم از بيمارانيکه به مراکز درماني مراجعه مي کنند
حداقل به يک اختلال رواني ، نورولوژيک يا رفتاري دچارند اما اکثر آنها
تشخيص داده نشده و درمان نيز نمي گردند .
-
بيماريهاي رواني هم تحت تأثير و هم تأثيرگذار بر بيماريهاي
مزمن مثل سرطان ، اختلالات قلبي - عروقي ، ديابت ، اچ آي وي - ايدز هستند .
اين بيماريها به علت صعب العلاج بودن ، منجر به رفتار ناسالم
شده ، به درمانهاي پزشکي پاسخ مناسب نمي دهند ، عملکرد ايمني را تقليل داده و
تشخيص زودهنگامشان ضعيف است .
-
براي اکثر اختلالات درمانهاي مقرون به صرفه وجود دارد و
اگر بطور صحيح استفاده شوند اکثر افراد مبتلا را قادر مي سازد به عنوان
اعضاي جامعه در فعاليتها دخالت کنند .
-
محدوديتهاي درمان مؤثر اختلال رواني شامل عدم اگاهي از
جديت بيماري رواني و فقدان درک فوائد خدمات است . سياستگذاران ، شرکتهاي
بيمه ، سياستهاي سلامت و کار و عموم مردم بين مشکلات جسمي و رواني تفاوت
قائلند .
|