تاريخچه
سازمان بهزيستي کشور به موجب لايحه
قانوني مورخ ۲۴/۴/۵۹ در جهت تحقق مفاد اصول
سوم ، بيست و يکم و بيست و نهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ، تشکيل
شده است که بر اين اساس با اتخاذ تدابير و ارائه خدمات و حمايتهاي
غيربيمه اي با حفظ ارزشها و کرامات والاي انساني و تکيه بر مشارکتهاي
مردم و همکاري نزديک سازمانهاي ذيربط در جهت گسترش خدمات توانبخشي ،
حمايتي ، بازپروري و پيشگيري از معلوليتها و آسيبهاي اجتماعي و کمک به
تأمين حداقل نيازهاي اساسي گروههاي کم درآمد ، اقدام نمايد .
خدمات بهزيستي در کشور ايران قبلاً توسط
افراد خير و مؤسسات خيريه مختلف و نيز بخش محدودي از آن توسط دولت انجام
مي گرفت . نمونه روشن آن خدماتي بود که تحت عنوان اوقاف ارائه مي گرديد .
اين فعاليتها به تدريج به عهده دستگاههاي سازمان يافته اي گذاشته شده و
به صورت متشکل تري در خدمت مردم قرار گرفت .
در آغاز برنامه عمراني چهارم ( سال ۱۳۴۷
مبناي برنامه ريزي براي بخش بهزيستي ) حدود ۶ دستگاه دولتي و ۱۲ سازمان
عام المنفعه غيردولتي و تعدادي مؤسسات خصوصي در سراسر کشور بودند .
تعاريف و
مفاهيم خدمات بهزيستي
بهزيستي عبارت است مجموعه متشکلي از
تدابير ، خدمات و فعاليتها و حمايت هاي غيربيمه اي که به منظور بسط رحمت
اسلامي جامعه و حفظ ارزشها و کرامات والاي انساني ، تکيه بر مشارکتهاي
مردم و همکاري هاي نزديک سازمانهاي ذيربط در جهت گسترش خدمات توانبخشي ،
حمايتي ، بازپروري و پيشگيري از معلوليتها و آسيب هاي اجتماعي و کمک به
تأمين حداقل نيازهاي اساسي گروههاي کم بهره اقدام مي نمايد .
خدمات حمايتي
اين برنامه مجموعه اي است از تدابير و
خدمات غيربيمه اي که به منظور کمک به تأمين حداقل نيازهاي اساسي گروههاي
کم درآمد و نيازمند جامعه انجام مي گيرد .
به خانواده هايي اطلاق مي شود که بنا به
دلايلي سرپرست خانواده خود را از دست داده و قادر به تأمين حداقل هزينه
زندگي خويش نمي باشند .
شامل افرادي است که بنا به دلايل اقتصادي
و اجتماعي و يا ازکارافتادگي ( حادثه ، بيماري و کهولت ) قادر به تأمين
حداقل زندگي خود و افراد تحت تکفل نباشند .
به افرادي اطلاق مي شود که در نتيجه
نارسائيها و ناهنجاريهاي تربيتي و اجتماعي و وضع نامساعد خانوادگي دچار
انواع انحرافات رفتاري و اخلاقي شده باشند که انحرافات عبارت است از
رعايت نکردن و ناديده گرفتن ضوابط اخلاقي جامعه و سرپيچي از ارزشهاي
مربوطه مي باشد . مهمترين گروههاي معلولين اجتماعي شامل : کودکان بزهکار
، بي سرپرستان ، محکومان دراز مدت ، معتادان ، متکديان و روسپيان مي
باشند .
خدمات توانبخشي
توان بخشي عبارت است از مجموعه اي از
اقدامات پزشکي ، آموزشي ، حرفه اي و اجتماعي که موجبات استقلال نسبي
افراد ناتوان و معلولين را در جامعه فراهم نموده و سبب بازگشت و الحاق
مجدد آنان به جامعه و استفاده يکسان از فرصتهاي مختلف اجتماعي ، آموزشي و
اقتصادي در مقايسه با افراد سالم مي گردد .
در ارتباط با غيرعادي بودن ساختار و نمود
ظاهري و عملکرد سيستم هاي مختلف بدن ثابت شده که عوامل بسياري در ايجاد
آن دخيل است . اصول اختلالات بيانگر آشفتگي ها و ناآرامي هاي به وجود
آمده در سطوح ارگانيک است .
در واقع انعکاسي از پيامدهاي اختلال در
عملکرد و فعاليتهاي شخص مي باشد . به عبارت ديگر ، ناتواني ناشي از شرائط
خاص جسمي و رواني است که بر فرد عارض شده و غالباً با رفع عامل ايجاد
کننده اختلال و بيماري خاص ، ناتواني نيز برطرف مي شود . در نتيجه
ناتواني ، حالتي موقتي بوده که طي آن فرد گرفتار مشکل خويش را به نحو
مطلوبي درک نموده و حداکثر تلاش خود را در جهت رفع آن انجام مي دهد .
به مجموعه اي از اختلالات جسمي يا رواني
اطلاق مي شود که فرد را از ادامه زندگي عادي و مستقل خود به صورت شخصي يا
اجتماعي بازدارد . به عبارت دگير معلوليت مرتبط است با کليه محروميت هايي
که شخص در نتيجه اختلالات و ناتواني ها تجربه مي نمايد . در واقع معلوليت
عبارت است از فقدان يا کاهش فرصت ها ، براي سهيم شدن در زندگي اجتماعي در
سطحي برابر با ديگران
معلول به کسي گفته مي شود که در اثر نقص
جسمي يا ذهني يا توأم ( ناشي از توارث ، بيماري و يا حادثه ) اختلال قابل
توجهي در سلامت و کارآيي عمومي بدن و يا در شئون اجتماعي و اقتصادي و
حرفه اي وي بوجود آيد . بطوريکه اين اختلال از استقلال فردي ، اجتماعي و
اقتصادي وي بکاهد . اين گروه شامل ناشنوايان ، نابينايان ، معلولين جسمي
حرکتي ، معلولين ذهني و معلولين رواني مي باشند .
معلول جسمي حرکتي به فردي گفته مي شود که
به هر علت دچار نارسايي در اندامهاي حرکتي باشد . معلولين جسمي حرکتي
شامل قطع عضوها ، کسانيکه نقص آنها در اثر عملکرد اندامهاي حرکتي از جمله
( فلج هاي مغزي ،قطع نخاعي و تحليل رفتن عضلات ) بوده و کساني که نقص
آنها در اثر تغيير شکل در اندامهاي حرکتي دست ، پا و کمر ... بوده مي
باشند .
ناشنوا يا کر به کسي گفته مي شود که
ميزان شنوائي او به حدي نباشد که بتواند زبان مادري را حتي با استفاده
از گوشي يا سمعک مستقيم از محيط بياموزد .
به کسي گفته مي شود که ميزان شنوائي او
به حدي باشد که بتواند زبان مادري را با استفاده از گوشي ( سمعک ) و
راههاي لازم از محيط بياموزد و با اندک ياري ، از خدمات عمومي افراد عادي
برخوردار شود .
نابينا شخصي است که قدرت بينائي وي از
۲۰۰/۲۰ به پائين بوده و تشخيص نور وحرکات از
يک متري برايش مقدور نمي باشد . نيمه نابينا کسي است که قدرت بينايي وي
۳۰/۲۰ تا ۲۰۰/۲۰
باشد .
عقب ماندگي ذهني به شرايطي گفته مي شود
که در آن عملکرد کلي ذهن به طور واضحي پايين تر از حد متوسط ( هوش متوسط
= ۱۰۰ ) بوده و در عين حال در رفتارهاي انطباقي کودک در دوره رشد تأخير و
يا نارسائي ملاحظه مي گردد . معلولين ذهني به سه دسته معلولين پناهگاهي ،
تربيت پذير و آموزش پذير تقسيم مي شوند .
شامل کليه مبتلايان به بيماريهاي مزمن
رواني بوده ، به نحوي که حالت ايجاد شده در زندگي فردي و اجتماعي شخص
تأثير گذاشته و وي را ناتوان مي سازد . مهمترين بيماريهاي اين مقوله شامل
اسکيزوفرني ، اختلالات خلقي ( مثل افسردگي و ترس مرضي ) ، هيستري ،
وسواس و اختلالات پسيکوپاتيک مي باشد.
اهداف سازمان
تأمين و عرضه خدمات حمايتي براي کليه
گروههاي سني و خانواده ها و افراد نيازمند از طريق ايجاد و تعميم واحدهاي
مناسب در قالب شبکه هاي بهزيستي کشور و بر اساس نيازهاي محلي
-
تأمين و عرضه خدمات مربوط به معلولين
جسمي ، ذهني ، رواني و اجتماعي قابل توانبخشي و غيرقابل توانبخشي از
طريق نگهداري و مراقبت از آنان در واحدهاي مناسب در سطح ارگانهاي مرکزي
و استاني سازمان
-
بررسي مناطق و ارزيابي واحدهاي حمايتي
و توانبخشي شبکه هاي کشور به منظور بسط و گسترش کمي و کيفي خدمات
مربوطه با توجه به شرايط محيط و نيازهاي عيني هر منطقه
-
تعيين و اعلام ضوابط و معيارهاي صريح و
روشن اجرائي و کنترل عرضه خدمات حمايتي و توانبخشي جهت واحدهاي تابعه و
ساير مؤسسات غيردولتي در چهارچوب وظايف سازماني
-
تعيين و پيشنهاد ضوابط و ميزان سرانه
حق عرضه خدمات بهزيستي توسط واحدهاي استاني سازمان و ساير مؤسسات خدمت
دهنده غيردولتي و همچنين تعيين سهم خدمت گيرندگان
-
ارائه آموزشهاي لازم به منظور آماده
ساختن نيروي انساني واحدهاي تابعه ذيربط جهت تقبل و انجام خدمات
بهزيستي
-
ارزيابي ادواري از زندگي افرادي که از
خدمات حمايتي و توانبخشي بهزيستي بهره مند شده اند و استفاده از
اطلاعات بدست آمده در بهبود کيفيت و کميت خدمات
-
تهيه طرحها و برنامه هاي اجرائي کوتاه
مدت و دراز مدت بمنظور تأمين و عرضه خدمات بهزيستي به گروههاي نيازمند
-
پرداختهاي نقدي و غيرنقدي به افراد و
گروههاي نيازمند و کمک به تأمين حداقل هزينه زندگي آنان طبق مقررات
-
تشويق و ترغيب مردم و افراد علاقمند
جهت مشارکت عمومي در فعاليتها و خدمات مراکز بهزيستي و ايجاد امکانات و
شرايط لازم در اين مورد با استفاده از نيروهاي خودياري مردم
-
تأمين و عرضه خدمات حمايتي و توانبخشي
لازم به معلولين انقلاب و جنگ و تأمين حداقل هزينه زندگي خانواده آنان