|
پسران و ورزش

فصل تابستان است و يکي از
فعاليت هايي که در اين فصل براي کودکان و نوجوانان در نظر گرفته شده ورزش و
فعاليت هاي جسمي است. در اين ميان براي بيشتر پسران ورزش نقش عمده اي دارد.
ورزش در کنار فوايد بي شمار، داراي مضراتي نيز هست. ورزش مي تواند به انسان
حس تعلق شخصيتي، عزت نفس، سلامتي بالا ببخشد، و يا بدن را فلج و معلول کند،
اذهان را منحرف کند، ارزش هاي بدي را بياموزد و فرد را به جايي برساند که
به شدت با شکست رو در رو شود.
در تمام طول تاريخ زندگي بشر، انسان ورزش مي کرده است. حتي در دوران قرون
وسطي مردم بازي فوتبال به شکلي ابتدايي داشته اند. بيشتر فرهنگ ها مسابقات
دو داشته اند، روميها و گلادياتورها و يونانيها المپيک داشته اند. درهمين
ضمن نه تنها مردان بلکه پسران نيز ورزش هاي خاص خود را داشته اند، شايد به
عنوان دريچه اي براي تخليه انرژي و هيجان شايد شانسي براي رسيدن به حس
سرآمد بودن در ميان خودشان بوده است. هيچ مذهبي به اندازه ورزش حس هيجان،
وفاداري صرف و قدرت الهام بخشي ندارد. در نتيجه والدين پسرها دنبال ورزش
تخصصي هستند که شخص به آن کاملاً علاقه مند باشد و حسابي با آن درگير شود.
ورزش کمکي به
مردان و پسران براي ايجاد حس نزديکي
ورزش اين موقعيت را براي پسر فراهم مي کند که به پدرش نزديک تر شود، حتي به
پسران و مردان ديگر، چرا که ممکن است با وجود علاقه مشترک، در فقدان ارتباط
با يکديگر به سر ببرند. اما در اين مورد افراد کاملاً بيگانه هم مي توانند
وارد بحث شوند، چه برسد به پدران و پسران! خيلي از آقاياني که با هم
دوستند، مي گويند که اگر نمي توانستند راجع به موضوع ورزش باهم صحبت کنند،
در حقيقت هيچ مطلب ديگري نداشتند که درباره آن حرف بزنند.
ورزش راهي براي ملحق شدن به گروه است. همانطور که هنگاميکه خانواده فردي
جديد به محله وارد مي شوند، از طريق
بچه هاي محله مورد پرسش قرار مي گيرد که طرفدار چه تيمي مي باشد.
ورزش، جاي امني
براي محبت ورزيدن
يکي از دوستان ترغيب شده بود که دست به تجربه اي بزند و به يکي از گروه هاي
فوتبال مردان ملحق شود. البته چندان هم شور و اشتياقي نداشت و کمي دودل بود
و حدس مي زد که يک مشت آدم هاي باسطح فرهنگ پائين و احمق در آنجا جمع شده
باشند. اما وقتي که دريافت اصلاً چنين نيست، خيلي متعجب شد. بازيکنان گروه
در حدباورنکردني نسبت به يکديگر مهربان بودند. در واقع يک جايزه حقيقي براي
تلاش گروه وجود داشت و آن مبادله مهارتها و راهنماييها و پيشنهادها به
همراه روابط گرم و صميمانه بود. (مثلاً از طريق کنايه ها و اذيت هاي
دوستانه) همچنين جوان ترها به نسبت پيشکسوتان در داشتن انرژي و مهارتهاي
لازم تائيد مي شدند و از تجربه و ديد عميقي که گنجينه مسن ترهاست بهره مي
بردند.
تنها چيزي که دوستم را آزار مي داد اين بود که مي ديد چگونه خيلي از اين
آقايان در محيط خانوادگي و شغلي شان اين گونه که در جمع ورزشي فعال حضور
دارند، خود را معرفي نمي کنند.
ساختار و شعائر گروه به آنها موقعيتي را اهدا مي کند که تمام عيار خودشان
را نشان دهند.
دوستم از اينکه تن به اين تجربه داده، بي اندازه خوشوقت است.
درسهايي براي زندگي
چون ورزش مکان اصلي تاثير گذاري پسران و مردان بر يکديگر است، مهم ترين
جايگاه کسب نگرش ها، نقطه نظرات و
ارزش هايشان در جهت زندگي است. از زمانيکه کودک بسيارظريف و آسيب پذير است،
يعني وقتي که به زحمت توپي را مي زند و يا چوبي را در دست مي گيرد، يادگيري
کليدهاي زندگي را آغاز ميکند. او از طريق ورزش ياد مي گيرد:
الف)چگونه بازنده خوبي باشد. يعني بدون گريه و مشت و لگد پراني و يا ربودن
توپ براي به پايان بردن بازي، بپذيرد که باخته است.
ب) چگونه برنده خوبي باشد. يعني متواضع باشد و از موفقيتش کوه غرور نسازد و
ديگران را دچار حس منفي نکند.
ج) چگونه جزيي از جمع باشد. يعني با گروه همکاري کند، محدوديت هاي خود را
درک کند و تلاشهاي ديگران را حمايت نمايد.
د) چگونه بهترين تلاش خود را ارائه کند؛ تلاش فراوان حتي در زمان خستگي و
حفظ اين تلاش تا آخرين لحظه.
ه) چگونه براي هدف و منظور دراز مدت کار کند. چگونه قرباني دهد تا چيزي فرا
چنگ آورد.
|