|
جهان در حال پيرشدن
سالمندان سالم منابع ارزشمندي براي خانواده و
جامعه
سالخوردگي جمعيت
يعني اينکه افراد سالمند نسبت بيشتري از کل جمعيت
را تشکيل دهند . کاهش ميزان باروري کلي ( TFR ) از يک سو و کاهش ميزان مرگ و
افزايش اميد زندگي از سوي ديگر موجب شده که ساختار سني جمعيت از گروههاي سني
جوانتر به پيرتر تغيير يابد .
براي درک تغييرات ساختار سني ، شاخص سالخوردگي شاخص خوبي است .
در سال ۱۹۵۰ از هر ۱۲ نفر يک نفر و در سال ۲۰۰۰ از هر
۱۰ نفر يک نفر بالاي ۶۰ سال بوده است . پيش بيني مي شود در سال ۲۰۵۰ از هر ۵
نفر يک نفر سالمند بالاي ۶۰ سال باشد .
رشد سريعتر جمعيت سالمند
در سطح جهاني سرعت رشد جمعيت سالمند بيشتر از سرعت
رشد کل جمعيت است . در سالهاي ۱۹۵۵ - ۱۹۵۰ ميزان رشد سالانه جمعيت بالاي ۶۰
سال مختصري بيش از رشد کلي جمعيت و هر دو تقريباً ۸/۱ درصد بودند . در
سالهاي اخير ، رشد جمعيت سالمند ۹/۱ درصد بوده که بطور واضحي از رشد کل
جمعيت که ۲/۱ درصد مي باشد بالاتر است . پيش بيني مي شود در آينده اي نزديک
درصد رشد سالمندان ، ۵/۳ برابر رشد کلي جمعيت شود .
کشورهاي در حال توسعه
با مشکلات توسعه يافتن درگير هستند و به مشکل سالمندي فکر
نمي کنند . سرعت سالخوردگي بيشتري دارند و در مدت زمان کمتري با افزايش جمعيت
سالمندي روبرو خواهند شد . در حالي که آمادگي کافي براي روبرو شدن با اين
مسئله را پيدا نکرده اند .
اکثر افراد سالمند در روستا زندگي مي کنند و دسترسي کمتري به
امکانات دارند .
خانواده مهمترين منبع حمايت از سالمند مي باشد و پوشش کافي و
وسيع حمايت هاي اجتماعي براي خانواده ها وجود ندارد .
: بنابراين
کشورهاي در حال توسعه نيازمند تدابير خاص و سياست هاي ويژه براي سالمندان مي
باشند و نمي توان صرفاً با الگوبرداري از کشورهاي توسعه يافته برنامه ريزي
نمود
.
افزايش جمعيت زير ۱۵ سال و افزايش جمعيت بالاي ۶۵ سال هر دو
موجب افزايش نسبت سرباري ميشود .
اگر چه ميزان سرباري در سال ۲۰۵۰ تقريباً با ميزان سرباري در
سال ۲۰۰۰ برابر است ، اما ترکيب اين ميزان سرباري متفاوت است . در سال ۲۰۰۰ ،
جمعيت زير ۱۵ سال ، سهم بيشتري در اين ميزان سرباري دارند در حاليکه در سال
۲۰۵۰ سهم افراد بالاي ۶۵ سال افزايش مي
يابد . بنابراين ابعاد اقتصادي
سالخوردگي جمعيت نيز ، نيازمند توجه بيشتري است .
سالمند آسيب پذير
هر چند تمام سالمندان نيازمند توجه خاص هستند اما برخي از
سالمندان آسيب پذير بوده و نياز به توجه ويژه دارند از جمله :
زنان سالمند
سالمندان پير يا يپران پير ( بالاي ۷۵ سال )
سالمندان روستايي
سالمندان حاشيه شهر
سالمنداني که در موسسات نگهداري مي شوند .
اقدامات جهاني
در سال ۱۹۸۲ اولين اجلاس سران با موضوع سالمندي در وين تشکيل
شد . در سال ۲۰۰۲ دومين اجلاس سران با موضوع سالمندي در مادريد تشکيل شد که
تمام کشورهاي عضو سازمان جهاني بهداشت در آن شرکت نموده و متعهد شدند
اقداماتي را در چارچوب مصوبات اجلاس انجام دهند .
از جمله تعهدات اجلاس مادريد :
از بين بردن تبعيض سني
ايجاد جامعه اي براي تمام سنين
ارتقاء عزت اجتماعي سالمندان
افزايش دسترسي به خدمات اجتماعي
قرار دادن موضوع سالمندي در دستور کار توسعه
استفاده از تجربيات سالمندان براي آينده اي بهتر
ايجاد ديدگاه جنسيتي در همه برنامه ها
تداوم کار تا زمان تمايل
ضرورت دسترسي همگاني و برابر سالمندان به خدمات بهداشتي و
اينکه نيازهاي رو به رشد سالمندان مستلزم تدوين سياست هاي مراقبت ، درمان و
شيوه ي زندگي سالم است .
براي اجراي تعهدات ، مسئوليت اصلي با دولتها است ، اما با
همکاري سازمان هاي بين المللي ، سازمانهاي غيردولتي ،بخش خصوصي و خود
سالمندان
سالمندي فعال
براي داشتن سالمندي فعال بايد از بدو تولد
و حتي قبل از آن برنامه ريزي کرد . مشارکت اجتماعي ، سلامتي و امنيت سه رکن
اساسي سالمندي فعال است .
سالمندي در ايران
همانند کل جهان ،جمعيت کشور ما نيز در حال پير شدن است .
به شکم ايجاد شده در هرم سني چند سال
آينده توجه نمائيد .
با افزايش درصد سالمندان کشور ،
ميانه سني جمعيت نيز بالا خواهد رفت .
رسيدن از ميانه سني ۱۷ به ۳۲
يعني ،
کشور ما از يک جمعيت جوان به سوي يک جمعيت پير در گذر است .
علاوه بر افزايش درصد سالخوردگي جمعيت ، سرعت سالخوردگي نيز
مهم است .
وضعيت سواد سالمندان کشور
مردان سالمند شهري بيشترين ميزان باسوادي و زنان سالمند
روستايي کمترين ميزان باسوادي را دارند .
وضعيت اشتغال سالمندان کشور
۷۰ درصد زنان سالمند خانه دار
و ۵ درصد آنان به کاردرآمدزا اشتغال دارند . ۱۷ درصد
کل سالمندان بيکار و بدون درآمد هستند .
وضعيت منبع امرار معاش سالمندان
بر اساس بررسي کشوري سال ۱۳۸۱ حدود ۲۶ درصد سالمندان به کار
درآمدزا بطور مستقيم و۵/۱۷
۷۴ درصد سالمندان ميزان درآمد
خود را براي امرار معاش ناکافي مي دانند .
نيازهاي سالمندان
مهمترين نياز سالمندان کشور ما ، نياز مالي و پس از آن
بهداشت و درمان مي باشد . تأمين رفاه سالمندان جز در سايه هماهنگ شدن
دستگاهها و بخش هاي مختلف دولتي و غيردولتي مقدور نخواهد بود .
وضعيت زندگي سالمندان با ديگران
در کشو رما نيز همانند ساير کشورهاي در حال توسعه ، خانواده
مهمترين منبع حمايت از سالمند مي باشد . بنابراين حمايت از خانواده از لحاظ
مالي و افزايش مهارت خانواده در زمينه مراقبت از سالمند ضروري است . توجه به
سالمنداني که تنها زندگي مي کنند اهميت ويژه دارد .
بيماريهاي شايع سالمندان
بر اساس بررسي کشوري سال ۱۳۷۷ عدم تعادل ، بيشترين اختلال در
سالمندان است . بيشترين علت بستري در سالمندان شهري ، بيماريهاي قلبي عروقي و
در سالمندان روستايي ، بيماريهاي چشمي بوده است .
۸
درصد سالمندان اصلاً دندان ندارند ( نه دندان طبيعي و نه مصنوعي )
۳۳/۲
۳۳ درصد
سالمندان نياز به عينک
۱۴ درصد
سالمندان نياز به سمعک و ۸ درصد سالمندان نياز به عصا دارند ؛ در حالي که
فاقد آن هستند .
حوادث چهارمين علت مرگ افراد ۵۰ ساله و بالاتر است .
سقوط مهمترين حادثه در سالمندان است
.
علاوه بر وضعيت سلامت جسمي ، شرايط
فيزيکي محيط زندگي نيز مي تواند موجب سقوط شود .
بنابراين اصلاح محيط خانه و
مناسب سازي معابر را بايد در نظر داشت .
شاخص هاي اجتماعي ، اقتصادي سالمندان نشان مي دهد که بهترين وضعيت مربوط به
مردان سالمند شهري و بدترين وضعيت مربوط به زنان سالمند روستايي است .
سالمندان نيازهاي متعددي دارند . بنابراين لازم است به
منظور ايجاد زمينه مشارکت اجتماعي سالمندان، تأمين سلامت و ايجاد امنيت
انساني ، اجتماعي و اقتصادي براي آنان در راستاي دستيابي به سالمندي سالم و
فعال ، کليه بخش ها هماهنگ و هم سو با يکديگر حرکت کنند .
به ياد داشته باشيم که تأمين نيازهاي سالمندان گام اول است
. نکته مهم ديگر توجه به نسبت سرباري و جمعيت مولد است . اگر سالخوردگي
جمعيت همراه با حضور و مشارکت فعال سالمندان نباشد ، از کار افتادن چرخ هاي
توليد و اقتصاد را به دنبال خواهد داشت .
|