|
هفته گراميداشت کودک
پنجاه و يک سال پيش پس از مخرب ترين جنگهاي تاريخي ، يونيسف يعني صندوق مخصوص سازمان ملل متحد براي کودکان در تاريخ ۱۱ دسامبر ۱۹۴۶ تأسيس شد و از آن زمان توجه خاصي به رفع نيازمنديهاي اطفال در عرصه هاي جهاني پديدار آمد . هدف يونيسف در ابتدا فقط کمک به کودکان درمانده بود اما بزودي به درخواست کشورهاي در حال رشد موضوع تأمين بقا و پيشرفت کودکان به طور عام نيز مطرح گرديد . ديري نگذشت که به جاي موضوع نيازهاي کودکان ، مسئله حقوق کودکان عنوان شد و گفته شد که کودکان هم مانند بزرگسالان حقوق متعدد و متنوعي دارند . از جمله حقوق مدني ، سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي که بايد شناخته و رعايت شود . اين طرز تفکر جديد در ميثاق نامه حقوق کودک که در تاريخ دوم سپتامبر ۱۹۹۰ جنبه قانوني پيدا کرد و جزيي از حقوق بين المللي شده ، منعکس و مسجل بود ... در نيمه سپتامبر ۱۹۹۶ ميثاق نامه مذکور را همه اعضاي سازمان ملل متحد به استثناي ۶ کشور تأييد و تصويب کردند . حقوقي که براي کودکان در اين ميثاق نامه شناخته شده وسيع و جامع است . بنا به اين ميثاق نامه کودکان شامل افراد تا ۱۸ سالگي هستند . ماده ۳ : اين ميثاق نامه ميگويد :مصالح و منافع اين اطفال بايد در همه ي شرايط و احوال مد نظر باشد . ماده ۶ : براي اطفال حق زندگي و رشد و نمو را در حد کمال قابليت آنها قائل است . ماده ۷ : اطفال حق دارند که بلافاصله بعد از تولد صاحب نام و نشان و مليت شوند . ماده ۱۲ : اطفال حق دارند که به اطلاعات دسترسي يابند . ماده ۲۴ : حق داشتن حد اعلاي امکان بهداشتي و پزشکي براي اطفال در نظر گرفته شده است . ماده ۳۱ : حق بازي را براي اطفال به رسميت شناخته است . ماده ۳۴ : مقرر ميدارد که اطفال از همه صور و انواع بهره کشي و سوء استفاده جنسي محفوظ و مصون باشند . ميثاق نامه از دولتها مي خواهد که به تأمين حقوق کودکان اولويت دهند و تمام امکانات خود را براي اين منظور به کار اندازند . همين دولتها مکلفند که در ابتدا ظرف ۲ سال و بعد هر ۵ سال گزارش دهند که در مورد تأمين حقوق کودکان چه کارهائي انجام داده اند و اين گزارش به کميته حقوق کودکان عرضه شود . خوشبختانه ، چنانکه گزارش سال ۱۹۹۷ وضعيت کودکان جهان حکايت مي کند ( اين گزارش زيرنظر خانم کارول بل آي مدير اجرايي يونيسف منتشر شده است ) ميثاق نامه ذکر شده هر چند هنوز در مراحل اوليه رشد قرار دارد اما به تدريج آثار مثبت خود را در سطح کشورها آشکار کرده است . بعضي از کشورها حقوق کودکان را در قانون اساسي خود گنجانده اند و برخي نيز قوانيني موافق همان ميثاق نامه وضع کرده اند . در برخي ممالک نيز دروسي در زمينه حقوق کودک تهيه شده و به خود اطفال تدريس مي شود . در سال ۱۹۹۰ که کنفرانس سران در زمينه کودکان تشکيل شد ، از جمله توصيه هاي آن اين بود که براي تسکين و تخفيف بدترين مظاهر فقر در ميان اکثريت کودکان جهان مي بايد کوشش خاصي مبذول گردد . در همين کنفرانس هدفهايي مشخص براي سال ۲۰۰۰ تعيين شد که يونيسف در تحقق آنها با همکاري دولتها ساعي است . متأسفانه کار انجام شده محدود و کارناکرده مبسوط است زيرا هنوز سالي ۵/۱۲ ميليون تن از کودکان جهان قبل از سن ۵ سالگي مي ميرند ، در حالي که لااقل براي ۹ ميليون آنان راه حل ساده درماني و بهداشتي در دسترس بوده و هست . در جهاني که علم و فن اين همه ترقي کرده و گسترش و استفاده از آن اين همه آسان شده است ، در جهاني که درآمد سرانه در طي ربع قرن گذشته ۳ برابر شده ديگر عذر و بهانه اي براي به تعويق انداختن تأمين حقوق کودکان وجود ندارد خاصه به نفع اطفالي که در شرايط محروميت شديد زندگي مي کنند يا گرفتار نوعي معلوليت ، چه جسمي و چه رواني هستند . اقتضاي يک دنياي پيش رفته نيست که باز کودکان را به کارهاي سخت در معادن و کارگاههاي بي روزنه و هوا بگمارند و از درس و مدرسه باز دارند ( طبق همان گزارش يونيسف از هر چهار طفل ، در کشورهاي در حال رشد يکي مجبور به کار بوده است ). در شأن يک دنياي پيشرفته نيست که کودکان را به اميد وصول به بهشت موعود به ميدان جنگ فرستند و يا در زمينهاي متروک به بازي و سرگرمي رها کنند در حالي که خاک آن سرشاز از مين هاي منفجر شونده است . اقتضاي يک دنياي انساني نيست که کودکان قرباني شهوت هاي حيواني برخي بزرگسالان بي بند و بار شوند و يا حتي به رضاي والدين خويش به خودفروشي و فحشا وادار گردند . در شآن يک دنياي پاي بند انصاف و عدالت نيست که در کارهاي خانه و خانواده کودکان تا حداکثر توان استثمار شوند و خصوصاً دختران بدين بهانه ناموجه از تحصيل محروم شوند . دنيا نبايد قبول کند که ميليونها طفل از فقر و بي خانماني در کوچه ها ويلان و سرگردان باشند و درس زندگي را به جاي معلم دانا از بدکاران خياباني بياموزند . دنيا نبايد بپذيرد که در پيشرفته ترين ممالک ، اطفال بدون حفاظ و دور از راهنمايي پدر و مادر هر روز ساعتها ، در معرض صحنه هاي خشونت و تجاوز و جنايت چه در سينما و چه در تلويزيون قرار گيرند و فيلمسازان و برنامه پردازان هم از اين همه بدآموزي پروا نکنند و به فکر منافع خودخواهانه خويش باشند . دنيا بايد قبول کند که کودکان عزيزترين و گرانبهاترين « سرمايه اي » هستند که جامعه بشري در اختيار دارد ، سرمايه اي که همه آينده بشريت در گرو حفظ و پيشرفت و عملکرد درست آن است . |