روز  جهانی کودکان قربانی تهاجم

در حال حاضر حدود چهل برخورد مسلحانه در جهان صورت مي گيرد . گستره اين برخوردها بسيار وسيع است و از هر پنج نفري که از اين برخوردها آسيب مي بينند ، چهار نفر غيرنظامي هستند . امروزه بيش از هر زمان ديگري کودکان و زنان در جنگها درگير مي شوند ، به قتل مي رسند و مجروح و بي خانمان مي شوند .

بسياري از کودکان خاورميانه و شمال آفريقا از جنگ آسيب ديده و فرسوده شده اند ، در همين سالهاي اخير ، جنگ خليج فارس و برخوردهاي مسلحانه داخلي زيادي روي داده است ، در سرزمين هاي متعدد از جمله ساحل غربي و نوار غزه و جنوب سودان ، يک نسل کامل از جوانان تنها چيزي که شناخته و تجربه کرده اند خشونت است . کودکاني که در اين شرايط زندگي کرده اند مناظري را ديده اند و محروميتهائي را شخصاً و از طريق خانواده هاي خود تجربه کرده اند که پايداري و حسن نيت بزرگسالان را هم به چالشي سترگ مي خواند .

مي دانيم که قرار گرفتن در معرض خشونت و به ويژه تکرار آن ، به کودکان صدمه مي زند و تأثيرات منفي آن از ايجاد معلوليت هاي جسماني هم فراتر رفته ،‌ تأثيرات رواني بسياري دارد که مي تواند در تمام طول عمر آنان باقي بماند . کودکاني که با چشمان خود شاهد کشته شدن افراد خانواده يا ناامني خانه يا محله خود بوده اند ، هم تأثيرات حاد و فوري آن را تجربه مي کنند و هم ممکن است به مشکلات بلندمدت تري دچار شوند . تمام گروههاي کودکاني که در شرايط دشوار قرار گرفته اند ممکن است از نظر رشد جسماني صدمه ببينند و رشد رواني آنان نيز کند شود . بدتر از آن اين است که چند نسل با اين اعتقاد به بزرگسالي برسند که اختلافات را مي توان با دشمني آشتي ناپذير و تنفر حل کرد و اينکه خشونت ، رفتاري معمولي و قابل قبول است .

تعاريف و طبقه بندي خشونت :

child Abuse : شامل طيفي از اعمال سوء رفتارگرايانه يا ارتکاب برخي کارها يا بجا نياوردن بعضي از وظائف يا غفلت از انجام اعمالي مي گردد که باعث رخداد حالات مرضي و مرگ مي گردد .

  • physical abuse  ( سوء رفتار جسماني ) : را مي توان بصورت صدمه  جسمي غيراتفاقي وارد بر طفل تعريف نمود .

اين کاتگوري شامل صدماتي است که در اثر تنبيه جسماني شديد ، خشونت يا مسموميت حادث مي گردد .

  • neglect  ( اهمال کاري ) : عبارت از عدم فراهم آوردن احتياجات غذائي ، پوششي ، مسکن ، بهداشت و مراقبت طبي و تحصيلي و سرپرستي طفل توسط والدين يا سرپرست طفل مي باشد . neglect  هميشه عمدي نبوده بلکه فقدان آگاهي ، مضايق مالي و ساير عوامل ممکن است مانع کفايت والدين در جهت سرپرستي و پرورش فرزند گردد . انواع موارد غفلت از کودکان شامل :

۱- ضعف پرورشي : که باعث اختلال رشد گردد ( اکثراً بنام اختلال رشد غيرعضوي ناميده مي شود )  non organic failure to thrive

lach of nurturance

مشکلات وابستگي و ساير اختلالات پسيکولوژيک و تأخيرهاي تکاملي که در ارتباط با عدم پاسخگوئي متناسب به نيازهاي طفل و شيرخوار در حال تکامل ديده مي شود نيز در اين گروه قرار مي گيرد .

nutritional neglect ( اهمال در تغذيه ) شايعترين علت زير وزن طبيعي بودن ( underweight ) در شيرخوارگي بوده و ممکن است بيش از ۵۰٪ موارد F.T.T را در بر گيرد .

۲- lack of supervision : که باعث ميشود طفل در معرض ريسک بيشتر صدمات و نيز تروماهاي هيجاني قرار گيرد . ( نقايص سرپرستي و مراقبت )

۳- medical neglect :  مثلاً در مور ايمونيزاسيونها و نيز عدم فراهم آوردن مراقبت طبي در حين بيماري به نحوي ( غفلت در امور طبي ) که باعث پيچيده شدن و عود مجدد يک مسئله ساده طبي گردد ( مثل اتيت مدياي راجعه درمان نشده که باعث ايجاد ناشنوائي  سامعه گردد ) .

۴-  educational neglect  :  يعني نارسائي در جهت فراهم آوردن حداقل اطلاعات لازم براي طفل بنحوي ( غفلت و اهمال از جهت تعليم و تربيت )‌ که از عهده محيطي که در آن زيست مي کند برآيد و سستي در جهت فرستادن طفل در سن مدرسه به مدرسه بر طبق يک برنامه منسجم .

۵- abandonment  : شکل غائي اهمال کاري و غفلت از سوي والدين مي باشد . ( سرراه گذاشتن - ترک گفتن )

  • emotional abuse : معمولاً توسط اعمالي مانند انتقاد زباني و خوار کردن طفل و واپس زدن وي به نحو آشکار ( سوء رفتار از نظر هيجاني )‌ متظاهر مي گردد و گاه با ايزوله وي از تماسهاي اجتماعي همراه ميگردد .

emotional abuse تقريباً هميشه به همراه ساير اشکال اهمال و سوء استفاده ديده مي شود .

  • sexual abuse : شامل هر گونه مشغوليت با يک طفل توسط يک فرد بالغ با طفل شاخصاً بزرگتر جهت حظ و لذت جنسي قبل از زماني است که شخص به سن رضايت قانوني رسيده باشد .

Valid HTML 4.01!