روز جهاني حقوق کودک

  حقوق کودک در اسلام

متخصصان رسانه هاي گروهي و حقوق کودک

«  معرفي کودک و جايگاه کودک در ايران »

« کار کودک  »

مشکلات کودکان خياباني و کودکان کار

«  تبعيض  »

* هويت و آموزش کودک

« کودکان مهاجر  »

آزارهاي کودکان

اصول و مباني تهيه گزارش و خبر

 

مسأله حقوق کودک از محوري ترين موضوعاتي است که نه تنها توجه انديشمندان هر ملتي را به خود معطوف داشته و با نگرشهاي متعدد بر پايه ارزش گرايي فرهنگي مورد توجه قرار گرفته ، بلکه در محافل بين المللي هم از جايگاه ويژه اي برخوردار است ، زيرا تکامل مادي و معنوي ، نظري و عملي جوامع انساني در گرو توجه تام به اين اصل راهبردي است .

مربي و کردگار هستي نه تنها انسان را در مقاوم تکوين از نعمت « خلق فسوي » و « قدر فدي » برخوردار ساخته بلکه در نظام تشريع به بسط حق و اعتدال و تناسب در انديشه و رفتار در پرورش وي فراخوانده است تا بر پايه کرامت انسان و مصلحت جامعه ، به استقرار امنيت و آرامش در زندگي فردي  و اجتماعي اهتمام ورزد و پايه هاي قسط و عدل را در سلوک اجتماعي استحکام بخشد و روابط انساني را بر پايه انس و الفت و رحم و مروت گسترده سازد .

بايد بدانيم مديريت فرداي جامعه به دوش مردان و زنان خودباوري است که در سير معرفت و شناسايي حقوق حقه خود و آحاد جامعه بر مبناي تفکري ارزشمدار و توحيدي تلاش نموده و وارد عرصه عمل شده اند . اين خودباوري در جستجوي چالش و انگيزش ناشي از اهداف ارزشمند و والاست ، که باعث افزايش کارآمدي شخصي و عزت نفس در انسان مي شود .

خانواده نخستين کانون و محيط اجتماعي است که دو نسل  بارور و نورسته آنجا در کنار هم با صفا و صميميت به زيستن ، تعامل و ارتباط عميق زندگي مي پردازند و کودک خود را تحت سرپرستي و تربيت قرار مي دهند . مهمترين وظيفه رسانه در جهت توانمندسازي خانواده در درجه اول شناساندن درست مراحل رشد کودکان و در درجه دوم شناسايي موانع و راههاي رفع آنها و در درجه سوم معرفي راهکارهاي مناسب در اين ارتباط باشد .

کودکان سرمايه هاي ارزشمند و سازنده آينده جامعه هستند و توجه به مشکلات و معضلات حقوقي آنان باعث ترقي ارکان جامعه مي گردد . تمامي تلاش انبياء عليهم السلام براي اين بود که افراط گرايي را از شيوه هاي عملکرد افراد بزدايند . وقتي يک کودک از اوان کودکي با حقوق کودکان هم سن خود آشنا شد و چگونه زيستن را تجربه نمود ، يقيناً فردا نيز در جامعه به کليد تعهدات و وظايف خود واقف خواهد بود.

 

حقوق کودک در اسلام

 با نگاهي به قوانين و حقوق کودک در اسلام در مي يابيم که اسلام مصالح کودک را فراتر از مصالحي مي داند که در کنوانسيونهاي حقوق کودک بيان شده است . بعنوان مثال کنوانسيونهاي حقوق کودک ، آغاز کودکي را بدو تولد مي داند در حاليکه در تعاليم اسلام حقوق کودک نه تنها از زمان انعقاد نطفه بلکه از همان زمان انتخاب همسر براي والدين تصوير مي شود ، زيرا خانواده تبلور حقوق فردي و اجتماعي است . در کانون خانواده مرد و زن رعايت موازين اخلاقي حقوقي را در کنار هم مي آموزند و مي آموزانند و به تعبير قرآن کريم هر يک از زن و مرد اگر عمل صالحي انجام دهد به حيات طيبه ابدي نائل مي شود : « من عمل صالحا من ذکر او انثي و هو مومن فلنجينه حياه طيبه » نحل ۱۹

نمود خارجي اين حيات طيبه شأنيت و منزلت يکايک افراد خانواده بويژه کودکان است . رسانه ها  خصوصاً رسانه ملي بايد در تبليغات برنامه هاي گزارشي سريالها محور درون سيستمي خانواده شامل ساختار اجتماعي توزيع ، نقش ، توزيع پايگاه و منزلت پوياي اجتماعي ، اقتصادي و از همه مهمتر پويايي نگرش و ارزشها را مورد توجه قرار دهد . رعايت اين محور بوجود آورنده نظم و تعادلي است که باعث تکامل مناسبات ميان اشخاص مي شود .

 

متخصصان رسانه هاي گروهي و حقوق کودک

رسانه مهمترين بازوي اجتماعي به عنوان چشم و گوش و صداي عموم مردم مي باشند . اصحاب رسانه مي توانند سازمانهاي وابسته به دولت و جوامع مدني را تشويق نمايند که تغييراتي در جهت بهبود کيفيت زندگي کودکان بر اساس تعاليم متعالي اسلام اعمال نمايند . اصحاب رسانه اغلب رنج و درد کودکان در شرايطي که خارج از کنترل آنان مي باشد و يا توسط بزرگسالان  مورد سوء استفاده و بهره کشي واقع مي شدند را عيان مي سازند . بايد در اين موارد « نگرش کودکان » مورد توجه خاص قرار گرفته و يک روش مناسب براي ارزيابي ، در نظر گرفتن ميزان نفع يا ضرر کودکان از عواقب اين نوع گزارشها مي باشد .

روش رسانه هاي گروهي در نشان دادن و يا ناديده گرفتن کودکان ، بر ميزان تصميم گيري براي آنان و ديد جامعه نسبت به آنها اثر مي گذارد . در برنامه هاي و گزارشهاي رسانه هاي گروهي اغلب کودکان را فقط به عنوان « قربانيان خاموش » و يا « بي گناهان جذاب » به تصوير مي کشند که اين باعث پاتولوژي آگاهي يافتن و سوق دادن بيماران اجتماعي به سمت و سوي اين قشر بدون پناه مي شود با ايجاد فرصتهايي براي کودکان و جوانان در جهت بيان آرزوها و ترسها بايد از جريان فکري اين نسل آگاه شده و در جهت گيري برنامه سازي از آن استفاده بهينه شود .

بايد از دستاوردها و تأثير رفتار بزرگسالان در زندگي آنها صحبت شود و نقش محيط خانواده در موفقيت کودکان مورد توجه قرار گيرد .

متخصصان رسانه هاي گروهي بايد به عموم مردم يادآوري نمايند که کودکان مستحق آن هستند که به عنوان انسان مورد احترام واقع شوند .

 
«  معرفي کودک و جايگاه کودک در ايران »

با وجوديکه قريب نيمي از جمعيت کشور در سن کودکي قرار دارد و به تعبيري جامعه ايران امروز جامعه اي کودکانه بشمار مي رود وليکن جايگاه کودکان و به تبع آن پديده کودکي در ايرن از ابعاد مختلف از ابهام و ناروشني بسياري برخوردار است .

مروري کوتاه بر تعاريف حدود و ثغور اين مفهوم در ادبيات مختلف قانوني ، شرعي ، سياسي و اجتماعي مؤيد اهميت پرداختن رسانه جهت يکدست کردن مفهوم کودک توسط متوليان دولتي و فرهنگي کشور است.

1.      بر اساس تعهدي که دولت به کنوانسيون هاي بين المللي داده است اين تعريف پذيرفته شده است « ماده اول کنواسيون حقوق کودک سال ۱۹۸۹ » منظور از کودک افراد انساني زير ۱۸ سال است .

2.      از نظر قانون مدني طبق ماده ۹۵۶ کشور « اهليت براي دارا بودن حقوق بازنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام مي شود » سپس در تبصره ۱ از ماده ۱۲۱۰ قانون مدني چنين مي خوانيم سن بلوغ براي پسر ۱۵ سال تمام قمري براي دختر ۱۳ سال تمام قمري است .

3.      از نظر قانون کار کشور کودک شامل کليه افرادي است که زير ۱۵ سال تمام قرار داشته و هيچ کارفرمايي حق بکارگيري آنان را ندارد .

4.      از نظر استخدام کشوري شامل نيروي کار مشاغل در بخش دولتي مي گردد افراد زير ۱۸ سال بدليل قرارگيري در سن تحصيل و به تعبير کودکي از اشتغال منع شده اند .

5.      از زاويه فقهي و شرعي افراد صغير شامل دختران زير ۹ سال و پسران زير ۱۵ سالگي مي باشد .

6.      از نظر سياسي افراد زير ۱۵ سالگي بدليل عدم بلوغ سني و کودکي نمي توانند در انتخابات سياسي کشور شرکت کنند .

7.      از نظر قانون تأمين اجتماعي نيز تنها فرزندان آن دسته از بيمه شدگان مي توانند از خدمات بيمه اي و درماني بهره مند شوند که دختران تا سن ۲۵ سالگي و پسران تا سن ۱۸ سالگي بصورت مجرد در خانه پدري مي باشند .

  با توجه به وضعيت ناهمگون مسائل متعددي بروز مي کند :

1.      اختلاط در مخاطب شناسي و تعيين گروههاي هدف در امور مختلف

2.      برخورداري نامتوازن و محروميت گروههاي کودکاني که از نظر سني در تعاريف مذکور محل اختلاف مي باشند .

3.      نامشخص بودن وضعيت شناخت کودکان از حيث آمار جمعيتي ، اقتصادي جهت برنامه ريزي پايدار در زمينه تقويت پتانسيل و رفع محروميتها

4.      فرار از مسئوليت پذيري و عدم پاسخگويي مسئولان مختلف

بنابراين پيش از هر اقدامي بايد جهت ارتقاء سطح زندگي کودکان در وهله نخست به يکسان سازي مفهوم و دامنه پوشش و فراگيري کودک اهتمام کرده و با اين روش زمينه مسئوليت پذيري و ارتقاء بر کيفيت خدمات و برابري در ارائه خدمات را به اين قشر فراهم نمود .

 

« کودکان معلول »

واژه هايي که در مورد افراد معلول به کار مي روند مي توانند در جهت تغيير افکار کمک نموده يا  برعکس تعصبات و جهالت را در جامعه تثبيت نمايد . نبايد با استفاده از کلمات به صورت نادرست و يا استعاره موجبات سوء تفاهم يا رنجش افراد معلول را فراهم نمود بايد به اين نکته مهم در ارتباط با معلولين توجه خاص نمود که بين جلب توجه همگان به نابرابريهاي اجتماعي که کودکان معلول را در وضعيت نامساعد و غيرعادلانه قرار مي دهد و استفاده از زبان در جهت تحريک احساسات و ايجاد ترحم ، تفاوت بسياري وجود دارد . بايد براي ارائه نقش مؤثرتر اجتماعي از وجود متخصصين در برنامه ها بهره گرفت .

بايد در برنامه ريزي به اين نکته توجه داشته باشيم که معلوليتها مسري نيستند و اگر چه ممکن است در اثر بيماري ايجاد شوند خود يک بيماري محسوب نمي گردند . کودکاني که با مشکل يادگيري روبرو هستند با کودکاني که از بيماريهاي رواني در رنج هستند متفاوتند . کودکاني که دچار اختلالات مختلف بينايي و يا گفتاري مي باشند انواع مختلف دارند ، افراد به دلايل مختلفي ممکن است از صندلي چرخدار استفاده کنند فلج مغزي ، خونريزي هاي مغزي ، عوارض  عفوني .

تمام افراد معلول مبتلا به بيماري مزمن نيستند و بسياري از آنها خود را به مثال قرباني رها شده ديده و معلوليت را مفهومي دانند که به دليل عدم توجه جامعه به نيازهاي افراد بر آنان تحميل شده است .

 بايد در برنامه سازي موارد زير مورد بررسي قرار گيرد :

-        وضعيت قانوني و اجتماعي کودکان معلول

-        چگونگي وضعيت دسترسي برابر امکانات اجتماعي و خانواده نسبت به افراد سالم در جامعه

-        طرز فکرها و فرصتها با توجه به نوع معلوليت کودک

-        وضعيت والدين کودک معلول از نظر امکانات مشاوره کمک مالي و عملي

-        امکانات دستيابي به توان بالقوه در کودکان معلول

-        حمايت از کودکان معلول براي شرکت در فعاليتهاي جامعه مدني

-        توجه به نيازهاي خاص کودکان معلول مثل آموزش اياب و ذهاب

-        دسترسي به کانونهاي عمومي ،‌ فعاليتهاي تفريحي ، برنامه ريزي شهري

-        حمايت از کودکان در صورتي که در جامعه و خانواده با تبعيض روبرو مي شوند .

-        وضعيت سلامت و ميزان دسترسي پزشکي و امکانات پيراپزشکي در اختيار کودکان معلول

از آنجائيکه نيازهاي خاص کودکان معلول توسط طراحان ، معماران و توليد کنندگان ناديده گرفته مي شود . اين کودکان با مشکلاتي روبرو مي شوند . در مورد توليدات و خدماتي که ناشي از طراحي مشارکتي در کشور مي باشد گزارش تهيه شده و چگونگي برنامه ريزي دولت جهت تسهيل دسترسي به مکان هاي عمومي اياب و ذهاب و غيره مورد توجه قرارگيرد .

از طرفي برخوردهاي نادرست با کودکان معلول در مؤسسه ها به خصوص در شرايطي که کودکان سخنگويي ندارند بر دوش رسانه ها مي باشد .

 

کودکان و خانواده

يکي از مهمترين مسائل در مورد کودکان ، دروني کردن ارزشها و هنجارهاي پذيرفته شده يک جامعه است به طوري که جامعه شناسان معتقدند بين ميزان فرهنگ پذيري و کاهش ميزان انحراف و جرم در يک جامعه رابطه مستقيم وجود دارد و يکي از علل افزايش نرخ انحراف ، فرهنگ پذيري ناقص افراد است ، زيرا فرد بعد ازپذيرش هنجارها در زمان کودکي بدون تفکر ، رفتار متناسب با آن هنجار را  البته نه به خاطر ترس از مواخذه ديگران که نوعي نظارت بيروني تلقي مي شود بلکه به دليل نوعي نظارت دروني ناخودآگاه انجام مي دهد .

دين متعالي اسلام براي نهاد خانواده در امور تربيت فرزندان خصوصاً در مراحل اوليه زندگي نقش بسزايي قائل است و قلب و روح جوان را بستر مناسبي براي پذيرش هر نوع تربيتي مي شمارد و آن را به زمين خالي که آمادگي پرورش هر نوع بذري دارد تشبيه مي کند . حضرت علي (ع) خطاب به فرزند گراميش امام حسن مجتبي مي فرمايد : « همانا قلب جوان مانند زمين خالي است و هر بذري را مي پذيرد . بنابراين من در تعليم و ادب تو بيش از آن که قلبت سخت شود و عقلت به امور ديگر متمايل شود مبادرت ورزيدم . »

بر اين اساس رسانه ها نقش مهمي برعهده دارند تا با تبيين اينکه تربيت نادرست دوران کودکي باعث عدم شناخت راه زندگي مبتني بر عقل و عرف در جامعه در سنين جواني مي شود و جوانان مأنوس با خلقيات زشت قادر نيستند خود را با جامعه انطباق دهند و لذا اغلب در مناسبات اجتماعي با ناکامي و شکست مواجه مي شوند ، زيرا به طور ناخودآگاه فرا گرفته هاي غلط ايام کودکي خويش را به کار مي گيرند . رسانه ها بايد توجه خانواده ها را به پيشگيري اوليه در ايجاد جرم و مجرم معطوف نمايند. لذا در برنامه ها :

1.     نقش خانواده در تربيت

2.     قوانين خانواده و طلاق و منافع کودکان

3.     تأثيرات زنداني شدن والدين بر روي کودکان

4.     حضانت کودکان بي سرپرست و قوانين موجود

5.     کودان تحت سرپرستي دولت ، مشکلات ، قوانين حمايتي

6.     بارداري ناخواسته نوجوانان ، علل اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي و وضعيت کودک وي

مورد توجه قرار گيرد .


کودکان و جرم

خشونت و رفتارهاي ضداجتماعي در کودکان ، همواره ريشه در خشونت بزرگسالان و نوع برخورد با آنها دارد .

والدين نخستين کساني مي باشند که در محيط خانواده بر خلق و خوي فرزندان تأثير مي گذارند ،  آنها با برخوردها و اعمال و سکنات خود پايه هاي فضائل يا ر‌ذائل را در نهاد فرزندانشان پايه گذاري مي کنند و زمينه هاي شکل گيري حالات وصفات حميده يا رذيله را فراهم مي کنند . « دوگرف » جرم شناس در اين رابطه مي نويسد « اثرات سالهاي کودکي در تکوين و تحول آتي شخصيت افراد بسيار بديهي است و اگر خانواده به وظايف تربيتي خود عمل نمايد و روابط بين والدين و فرزند طبيعي باشد و در محيط خانواده ، جو دوستي و محبت حاکم باشد و در نهايت ، اگر تمام نيازهاي طبيعي فرزند برآورده شود کودک به راحتي اجتماعي شده و همچنين در روابط خانوادگي و خارج آن ، رفتارهاي طبيعي و متعادل خواهد داشت ولي اگر شرايط و موقعيت به صورت ديگري باشد يعني خانواده از نظر تربيتي دچار نقيصه شده و طفل از کمبود شديد عاطفي رنج برد و يا اگر والدين از هم جدا شده باشند بديهي است که نتايج زيان بار آن دير يا زود در طفل مشاهده خواهد شد .

« رستون » نيز در اين باره مي نويسد : « بدون شک موقعيت نامناسب خانوادگي ، تأثيرات جزم زايي بر روي اعضاي خانواده دارد . »

رسانه ها جهت ارتقاء آگاهي جامعه براي پيشگيري از جرم نقش مهمي دارند . براي پيشگيري کوتاه مدت بايد در برنامه ها حمايت از کودکاني که مورد اذيت و بدرفتاري خانواده قرار مي گيرند مورد توجه قرار گيرد . همچنين :

-                ترغيب و تشويق انهدام يا بستن محله ها و اماکن جرم زا

-                تعيين سن بيننده و درج آن در حين پخش براي فيلمهاي مختلف نمايش در رسانه

-                  جلوگيري از پخش برنامه هاي خشونت بار تلويزيون

-                  برنامه سازي با هدف ارتقاء مهارت هاي تربيتي والدين

-                  افزايش توجه سيستم و نظام قضايي بر پاسخگويي خانواده ها در صورت جرم فرزندان

-                  افزايش آگاهي کودکان از راههايي که توسط آن مي توانند از خود در برابر آسيب ها مراقبت کنند .

-                  تدوين برنامه جهت افزايش آگاهي قضات ، وکلا ، افراد پليس ، مأموران و کارکنان زندان در مورد حقوق کودک

-                  افزايش آگاهي عمومي ميزان مصرف مواد مخدر در کودکان و افزايش آگاهي جامعه در ارتباط با علت مصرف مواد مخدر در کودکان

به عنوان مطالبات اجتماعي مطرح شود .  

کودکان در رسانه هاي گروهي

 رسانه هاي گروهي ، تأثير قابل ملاحظه اي بر زندگي همه ما دارند . متخصصان رسانه هاي گروهي با توضيح چگونگي عملکرد رسانه هاي گروهي و چگونگي تفسير پيامها ، مي توانند در ارتقاء آگاهي کودکان و بزرگسالان سهم بسزايي داشته باشند .

براي مشارکت کودکان در رسانه گروهي مهم است که جهت درک همگان از بايدها و نبايدها برنامه ريزي دقيقي صورت گيرد .

در محيط کار :

-        روشهاي کاري ايمن و سيستمهاي نظارت ، آموزش سرپرست ها

-        حضور يک فرد متخصص براي تدوين قوانين براي کودکان ضروري است .

-        در صورتي که کودکان مجبور هستند که در محيط هاي کار در رسانه ها حضور داشته باشند گرفتن توافق کتبي والدين آنها الزاميست . همچنين تسهيلات کافي مانند همراهان ، کمکهاي اوليه ، زمان استراحت ، خوراک و نوشيدني متناسب با سن ، امکان اياب و ذهاب امن از منزل به سازمان مي بايست تأمين گردد .

-        به منظور ايجاد امنيت اجتماعي براي کودکان مشهور بايد همواره از کودک به جاي کودک نه به جاي بزرگترها استفاده کرد تا امکان سوء استفاده هاي افراد خاطي در جامعه گرفته شود مثلاً استفاده از چهره آرايش کرده دختران زير سن بلوغ در رسانه هاي مکتوب و تصويري منع گردد .

-        خطرات احتمالي فيزيکي و روحي مشارکت کودکان در پروژه هاي رسانه هاي گروهي بايد بررسي شده و قوانين مربوطه به حمايت از کودکان در برابر آسيب هاي احتمالي حين کار مدون شود .

-        برنامه ريزي و آموزش کافي براي کودکان و براي کارمندان مرتبط

-        توجه به توانايي کودک جهت اجتناب از ايجاد دلخوري سردرگمي و انتظارات نادرست نزد کودکان

-        واقع بيني نسبت به توانايي هاي کودکان و دستاوردهاي و اقدامات بعدي آنها

مورد توجه قرار گيرد

« کار کودک  »

کار کودک به طور کلي به کارهايي که باعث محروم شدن کودک از تحصيل و يا کارهايي که براي سلامتي با توجه به سن آنها مفيد نيست اطلاق مي شود .

با توجه به فقر اقتصادي نياز خانواده براي تأمين حداقل امکانات براي زندگي ، کودکان يکي از ابزارهاي کسب درآمد براي خانواده ها بحساب مي آيند با توجه به پيامدهاي بلند مدت کارکودکان در جامعه که نتيجه محروم شدن از فرصتهاي آموزشي و يا سوء استفاده از آنان به علت سن ، جنسيت مي باشد لازم است رسانه ها حساسيت را نسبت به اين معضل اجتماعي برانگيزند .

* حداقل سن کار در ايران

 طبق ماده ۷۹ قانون کار براي دختر و پسر ۱۵ سال است يعني به کارگماردن افراد کمتر از ۱۵ سال تمام ممنوع است البته در اين مورد ۲ استثناء وجود دارد .

۱-  طبق ماده ۱۸۸ قانون کار « اشخاص مشمول قانون استخدام کشوري يا ساير قوانين و مقررات خاص استخدامي و نيز کارگران کارگاههاي خانوادگي که انجام کار آنها منحصراً توسط صاحب کار و همسر و خويشاوندان نسبي درجه ۱ از طبقه اول وي انجام مي شود مشمول مقررات اين قانون نخواهد بود . »

 ۲ طبق ماده ۸۴ قانون کار در مشاغل و کارهايي که به علت ماهيت آن با شرايطي که کار در آن انجام مي شود براي سلامتي يا اخلاق کارآموزان و نوجوانان زيان آور است ممنوع مي باشد .

 در جامعه اشکال پنهاني کار کودک مانند کار در کارخانه هاي مخفي ، کار همراه با سپردن تعهد خودفروشي و يا دختراني که به جهت کار در منزل ، از مدرسه محروم هستند ، ميزان ساعات کار کودکان ، دستمزد ، نوع کار ، عدم نظارت مقامات رسمي در جهت کنترل شرايط کار معضلاني است که رسانه ها بايد به موشکافي به آن بپردازند .

حق بازي کردن کودک در سنين کودک باعث آزادي کشف عقايد ،‌ استفاده از تصورات پرورش استعدادها و تعامل با ديگران مي شود که با حذف اين حق تبعات اجتماعي ناتواني هاي فردي افراد مورد اشاره هزينه بسياري را بر جامعه تحميل مي کند .

انواع مشهود کار مانند دستفروشي ،‌ تميزکردن ماشين ، واکس زدن ، گدايي ، حمالي ، قاچاق مواد مخدر کودکان را در معرض خطرات بيشماري قرار ميدهد که پرداختن علمي و آماري و تهيه گزارش هاي مستند مي تواند در کاهش آسيب هاي اجتماعي کمک شاياني باشد .

 

دلايل رايج کار کودکان :

۱ - کسب درآمد براي خود و حمايت از خانواده شان :

کودکاني که جهت کسب درآمد در خيابان کار مي کنند در جستجوي زندگي بهتر مي باشند . مجموعه کارهاي آنها از انواع دون پايه بوده که باعث ايجاد مهارتي در کودک نمي شود .

 ۲ - فرار از مشکلات خانوادگي :

بسياري از کودکان به باوري مي رسند که زندگي در خيابان و کار بيرون خانه را از روبرور شدن با مشکلات موجود در خانه ترجيح مي دهند .

مشکلات کودکان خياباني و کودکان کار در ۳ سطح اجتماعي جسمي و رواني قابل بررسي است .

 

« اجتماعي »

۱- فقر و بيسوادي :

به علت عدم دسترسي به امکانات اساسي براي تحصيل کار در کودکي باعث مي شود اين قشر از رفتن به مدرسه محروم شده لذا در بزرگسالي يک کارگر غيرماهر بر جامعه تحميل مي شود .

 ۲ - محيط خشونت آميز :

بديهي است که خيابان و محيط غير از منزل و مدرسه محيط امني براي کودک نمي باشد و اين کودکان بيشتر اوقات استثمار مي گردند ممکن است در برخي جاها با خطر آسيب هاي جسمي و يا حتي مرگ ناشي از خشونت روبرو شوند . منابع رايج خشونت : باندهاي تبهکاري ، باندهاي قاچاق مواد مخدر و پليسي

۳ - قضاوت ناعادلانه

قربانيان نابساماني اجتماع و سيستم اقتصادي اکثراً از طرف جامعه به کودکان مشکل دار و دردسرساز معرفي مي شوند و اين نگرش منفي باعث سوق اين کودکان به سمت بدنه معلول جامعه مي گردد .

 

«  مشکلات جسمي »

۱ - ضعف تغذيه

اکثر اين کودکان داراي رژيم هاي غذايي مناسب نبوده و سوء تغذيه و کمبود ريزمغذي ها در اين کودکان شايع مي باشد .

۲- صدمات

به علت استفاده از ابزارهايي که براي استفاده بزرگسالان ساخته شده اند ممکن است بصورت غيرعمدي دچار سانحه شده يا به علت دسترسي به مواد آسيب رسان دچار صدمه عمدي شوند .

۳ مشکلات مربوط به بهداشت توليدمثل و مسائل جنسي

مشکلات رايج مربوط به بهداشت جنسي شامل بيماريهاي واگيردار از قبيل سوزاک و HIV و براي دختران ، حاملگي هاي ناخواسته و سقط جنين هاي خطرناک مي باشد .

 

«  مشکلات رواني »

۱ برخوردهاي استرس زا

بسياري از شرايط و رخدادهاي اجتماعي در برابر کودک قرار مي گيرد که تجربه لازم براي دفاع فردي براي وي وجود ندارد و به اقتضاي ورود به زندگي بزرگسالي لازم است از سنين پايين فشار رواني مضاعفي را تحمل کند .

۲- شيوه هاي ناپايدار زندگي

در بعضي شهرهاي بزرگ کودکان کار ، بنا به شرايط مقتضي اغلب از منطقه اي به منطقه ديگر و از محله اي به محله ديگر مي روند اين شيوه زندگي منجر به انزواي اجتماعي تنهايي و مشکلات در رشد پيوندهاي عاطفي آنها نسبت به ساير افراد مي شود .

 

«  تبعيض  »

 با توجه به اينکه ديد خشونت عليه کودکان فرهنگ غالب بعضي از جوامع مي باشد و با عنايت به اينکه هنوز در خانواده ها تبعيض بين دختر و پسر وجود دارد . اين تبعيض ميان فرزندان براي آنها مشکلاتي را ايجاد خواهد کرد . تبعيض در ابراز محبت و توجه به آنها ، تبعيض در برخورداري از امکانات خانواده يا تبعيض در ميزان واگذاري کارهاي منزل باعث کج رفتاري و ناسازگاري در کودک مي شود .

بررسي انجام شده نشان مي دهد که تبعيض در خانواده و توجه بيشتر والدين به برخي از فرزندان و توجه کمتر نسبت به برخي ديگر سبب ايجاد عقده و احساس نفرت و بدبيني در کودک مي شود همانطور که «ولف» مي گويد « چشم و همچشمي و رقابت موجود در خانواده تأثير مخرب فراواني در روحيه کودکان به جاي مي گذارد .»

اگر با تبعيض و فرق هاي آشکار و بارزي که ميان دختران و پسران در خانواده وجود دارد برخورد نکنيم نه تنها از نظر رواني دچار مشکل شده بلکه دچار فقر فرهنگي و اجتماعي خواهيم شد که پيامد جبران ناپذير را به دنبال خواهد داشت . با ايجاد تبعيض جنسيتي آگاهانه يا ناخودآگاهانه سلامتي دختران به علت کمتر مصرف کردن مواد مغذي در خانواده در خطر جدي قرار دارد و دختران دچار سوء تغذيه مادران فرداي جامعه مي باشند که امنيت و سلامت کودکان دهه آتي را به خطر مي اندازد .

لذا تا زماني که تمامي افراد خانواده از کليه حقوق اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي و سياسي خود برخوردار نشوند ، آمار بالاي فقر و گسترش فرهنگ تبعيض همچنان ادامه خواهد داشت .

از طرفي ارتقاء سطح سلامتي و دانش سياسي اقتصادي دختران و حضور آنان در مجامع علمي و فرهنگي نه تنها موجب تقويت زيربناهاي اقتصادي مي شود بلکه با ترويج فرهنگ خانواده به بهبود کيفيت زندگي در آينده کمک خواهد کرد .

* هويت و آموزش کودک

 نمود خارجي احسان و نيکي والدين در برابر طفل در بعد از تولد در اولين قدم نام زيبا و خوش معنايي است که براي او انتخاب مي کنند . اسلام براي حفظ هويت و حمايت از کودک و ارتقاء شأن و منزلت انسانيت حقوقي براي کودک در نظر گرفته است . چنانچه پيامبر اسلام مي فرمايد : از جمله حقوق فرزند بر پدر ۳ چيز مي باشد  ۱ اسم نيکو براي او انتخاب کند ۲ نوشتن را به او بياموزاند ۳ زماني که بالغ شد همسري براي او بگيرد .

از آنجا که نام گذاري براي کودک نشان دهنده رغبت والدين به طفل بوده ولي بايد توجه داشت نوع نام مي تواند در آينده باعث احساس سرافرازاي يا شرمندگي طفل در آينده شود . لذا بايد در موضوع نام گذاري اطفال و روش نامگذاري حساس سازي اجتماعي انجام شده و شرايط تصحيح اشتباهات و يا تغيير اساسي اطلاع رساني شود تا افراد در بيان هويت در بزرگسالي دچار اختلال نشوند .

در مورد فرزند خواندگي با توجه به قوانين کشور و فرهنگ اجتماعي که در صورت دسترسي به اطلاعات در مورد اصليت خود ، دچار بحران فردي و اجتماعي مي شوند و ترجيح فرهنگي در بعضي کشورها خصوصاً در کشور ما ، بر کتمان اصل و نسب اصلي مي باشد . لذا لازم است براي احترام به هويت هر فرد آموزش اجتماعي جهت تغيير نگرش و رفتار داده شود تا حساسيت هاي جامعه نسبت به دغدغه هاي فردي افزايش يابد . بايد در رسانه قوانين و سيستمهاي رسمي و غيررسمي سرپرستي و فرزندخواندگي مطرح شده و مشکلات هويتي ايتام و کودکان بي خانمان در اثر حوادث يا کودکاني که در شبه خانواده ها به سر برده يا به فرزندخواندگي پذيرفته مي شوند را مورد بررسي قرار داده و مشکلات و معضلات خانواده هاي سرپرست و کودکان را مورد توجه قرار دهند .

دومين حق فرزند بر پدر و مادر تعليم و تربيت است از آنجائيکه در عرصه حيات ، دانش و بينش درست باعث بقاء مي شود و هويت فرد با افزايش دانش معني مي يابد ، لذا آموزش و پرورش کودک جهت استحکام و پايداري شخصيت فردي و ارتقاء علمي جهت پيشرفت اجتماعي مورد تأکيد و توجه مي باشد و دولت بايد خانواده را در جهت فراهم آوردن امکانات آموزشي بهتر فرزندان ياري نمايد . در اين عرصه بايد حيطه واقعي فرصتهاي برابر در سيستم آموزشي براي تمام کودکان ، دختران پسران ، مناطق روستايي شهري افراد معلول ، افراد مهاجر ، اقليت هاي قومي و ديني مورد بررسي قرار گرفته و در جهت حساس سازي مسئولين برنامه سازي انجام شود .

اگر چه ۱۳۰ ميليون کودک زير ۱۱ سال در جهان به مدرسه راه پيدا نکرده اند و در کشور ايران در سال ۸۲ با وجود ۲۸ ميليون نفر زير ۱۸ سال تنها ۱۶ ميليون دانش آموز در مدارس ثبت نام کرده و ۱۲ ميليون فرصت ورود به محيط آموزشي را نداشته اند و تنها در استان سيستان و بلوچستان ۶۵۹ هزار کودک ( در سن مدرسه ) امکان تحصيل ندارند ، اين در حالي است که دولت موظف است براي بازگرداندن اين کودکان به مدرسه برنامه هايي را اجرا نمايد و رسانه ها بايد مشکلات ناشي از فشارهاي وارده بر کودکان دور از تحصيل و معضلات اجتماعي پرورش انسان هاي غيرماهر را براي جامعه تبيين نمايد .
« کودکان مهاجر  »

 اطفال در اثناي جنگهاي ممتد يا بر اثر مشکلات اقتصادي خانواده مجبور به مهاجرتهاي اجباري چه در داخل و چه در خارج از کشورهاي خود مي شوند ،‌که باعث ايجاد شرايط ناگوار اقتصادي و اجتماعي و حالات نامطمئن زندگي در حاشيه شهرهاي مورد مهاجرت مي شود . کودکان مهاجر با توجه به فرهنگ خانواده و محل رشد اوليه اکثراً داراي رفتارهايي مي باشند که اکثريت جامعه محل جديد به صورت عام آن را نپذيرفته و با هنجارهاي اجتماعي جامعه هماهنگ نمي باشد و از نظر عده زيادي از افراد جامعه جديد گناه و خطا شمرده شده و امنيت اجتماعي کودک را به مخاطره مي اندازد و در مقابل عمل هر فرد مهاجر با شکستن هنجارهاي مورد قبول جامعه محکوم به انحراف اجتماعي به مفهوم جامعه شناختي آن مي شود . لذا بدون ترديد تأثير رسانه براي اجراي سياستهاي پيشگيرانه در جهت جلوگيري از انحرافات اجتماعي ناشي از مهاجرت به مراتب از انجام ساز و کارهاي مربوط به مقابله با انحراف در کشورهاي مهاجرپذير کارآمدتر خواهد بود به علاوه اين شيوه هزينه کمتري براي جامعه در بردارد .

در کشور ما با توجه به امر مهاجرت از شهرهاي دورافتاده و کشورهاي همسايه و عدم اشراف علمي و حساس سازي جامعه مشکلات عمده اي براي جامعه ايجاد کرده است به طوري که عدم تصويب قوانين به روز و آموزش نامناسب ، فرهنگ پذيري براي کودکان مهاجر در حداقل ممکن بوده و باعث تبعيض در محيط اطراف نسبت به همسن و سالان شده است . نتيجه اين فرآيند افزايش ميزان انحراف و جرم در جامعه مي باشد . معضل اجتماعي کودکان بدون شناسنامه افغان که امکان تحصيل در مدارس را ندارند و تحت تأثير خرده فرهنگ هاي خاص مذهبي منطقه اي و قومي مي باشند باعث شکل هاي متفاوت کجروي بر حسب نوع واکنش جامعه در اين افراد مي شود براي نمونه واکنش هاي حاکي از عدم تأييد ، عدم احساس امنيت مواردي نظير بي اعتنايي و روبرگرداني تا اظهار خشم و ابراز تنفر را در فرد ايجاد کرده و باعث محروم شدن بيشتر وي از حقوق اجتماعي نکوهش زباني ، تنبيه بدني و جريمه حبس شده چنانچه حدود۸۰ درصد کودکان خياباني در جامعه را کودکان مهاجر افغاني تشکيل داده و حدود ۱۸ درصد کودکان مهاجر از مناطق دورافتاده مي باشند .

لذا لازم است رسانه هاي مکتوب و تصويري جهت حساس سازي و جلوگيري از جامعه گريزي و ايجاد رفتارهاي نامتناسب اجتماعي زمينه هاي آموزش فرهنگي را براي جامعه مهاجر فراهم آورند . مسئولان سياسي فرهنگي همراه با روان شناسان و جامعه شناسان جهت ثبات اجتماعي در لايه هاي مختلف جامعه برنامه هاي مدون ارائه نمايند . رسانه هاي تبليغي بايد جهت ويژگي هاي مثبت در آحاد جامعه برنامه سازي نمايند و با ارائه فرهنگ جامعه ، جامعه پذيري را به عنوان يک اصل اجتماعي معرفي نمايند تا با ايجاد احساس امنيت اجتماعي و فرهنگي در افراد باعث فضاي امن در کل جامعه شوند .

 « کودک آزاري  »

 دوران کودکي در رشد و پرورش کودکان از اهميت بسزايي برخوردار است پايه هاي رشد جسمي ،‌ذهني ،‌عاطفي و اجتماعي و در نتيجه شخصيت آنان در اين سالها شکل مي گيرد . براي اينکه کودک بتواند به رشد طبيعي خود قبل از تولد و چه بعد از آن ادامه دهد لازم است که مادر او از حمايت هاي خاص برخوردار شود . براي سالم سازي محيط خانواده بايد به دو کار دست زد . از سويي خانواده مخصوصاً مادر بايد با مراقبتهاي خردمندانه و دوستانه خود کودک را از احساس ايمني و اطمينان برخوردار کند و از سويي نقش پدر در جريان پرورش کودک از وضعي استوار برخوردار شده و در نتيجه اين تعامل احساس ايمني و اطمينان در خانواده ايجاد شود . اگر چه  خانواده در عصر حاضر خصوصاً در جامعه ايراني به علت سوق از مرحله سنتي به مرحله گذار براي رسيدن به جامعه صنعتي دچار بحران و کشمکش شده است و از طرفي غيبت مادر در منزل و ناتواني پدر در مشارکت در امور خانه نوعي سردرگمي در محيط خانه ايجاد کرده و باعث تعارض رواني در محيط عاطفي خانواده شده است .

بايد بدانيم مهمترين عامل توسعه هر کشور نيروي انساني است ، کودکان امروز سازندگان فرداي هر کشورند تلاش در راه رشد و پرورش صحيح آنها توسعه و پيشرفت جوامع انساني را سبب مي شود . در حالي که بسياري از والدين تلاش مي کنند تا محيطي امن براي کودکان فراهم کنند . متأسفانه روزانه شاهد افزايش آزار و اذيت فيزيکي جسمي و رواني کودکان هستيم . مونته سوري پزشک کودکان مي گويد :     « هيچ گروهي بيشتر از کودکان مورد ظلم و ستم قرار نمي گيرند و هيچ گروهي کمتر از آنان قادر به دفاع از خود نيستند . »

 

کودک آزاري  : هرنوع فعل يا ترک فعلي که موجب صدمه جسمي يا روحي به کودک شود کودک آزاري ناميده مي شود ،‌ يا هر گونه آسيب جسمي ، رواني ، سوء استفاده جنسي يا بهره کشي و عدم رسيدگي به نيازهاي اساسي افراد زير ۱۸ سال توسط ديگر افراد و به صورتي که غيرتصادفي باشد کودک آزاري ناميده مي شود .

با توجه به افزايش آمار کودک آزاري صاحب نظران آن را حاصل عامل چندگانه مي دانند .

معمولاً والدين آزار دهنده متعلق به اقشار مختلف جامعه بوده و برخلاف باور عموم تنها به قشر پايين جامعه محدود نمي شوند . اگر چه تولد يک بچه زايش يک زندگي است اما متأسفانه گاهي بچه را به عنوان يک انسان و ادامه دهنده حيات انساني در نظر نگرفته و شخصيت انساني او مورد تهاجم قرار مي گيرد .

تنبيه در لغت به معناي آگاه کردن مي باشد اما در اکثر موارد روشهايي که براي تنبيه کردن بکار مي رود جنبه آزاردهنده دارد و اغلب کودکان از علت تنبيه خودآگاه نشده و ايجادسردرگمي فکري و رفتاري در کودک مي کند . از طرفي بزرگترها آشنايي کامل با حقوق فرزندان تحت تکفل خود ندارند و خود را مالک بلامنازع فرزند ميدانند و اطاعت محض از جانب فرزند و فرمان دادن بزرگتر را به عنوان يک اصل تربيتي پذيرفته اند ، اين والدين اغلب خود قرباني بدرفتاري والدين خود بوده و شيوه صحيح تربيت و مراقبت را نياموخته اند . کودکان براي پرورش کامل و موزون شخصيت خود به محبت و تفاهم نياز دارند و بايد تحت سرپرستي و مراقبت پدر و مادر خود پرورش يابند . کودک خردسال جز در موارد استثنائي نبايد از محيط خانواده جدا شود . محيط خانه مکان امن و کانون خانواده نخستين اجتماعي است که کودک در سالهاي اول زندگي بايد به آن خوکرده و مقررات و قوانين جاري آن را بياموزد . محيط دوم محيط مهدکودک و مدارس مي باشد . با توجه به عدم گزينش رواني و تخصصي مربيان مهدکودک و مدارس اکثر رفتارهايي که به طور مستقيم و غيرمستقيم توسط کادر آموزشي انجام مي گيرد به سلامت جسمي و رواني کودک آسيب مي رساند علاوه بر آن آسيب هايي نيز از طريق برنامه ها و روشهاي نظام آموزش و پرورش به کودکان وارد مي شود . نمره گرايي ، تکاليف فراوان ، اضطراب و ترس از امتحانات توهين و سرزنش دانش آموزان که به صورت خزنده اي روان کودک را متأثر کرده و باعث آسيب هاي اجتماعي در جامعه مي شود 

آزارهاي کودکان به چنددسته تقسيم مي شود :

۱)آزارهاي جسمي

۲) آزارهاي عاطفي

۳) ناديده گرفتن

۴) آزارهاي جنسي

در ارتباط با انواع آزارهاي مربوط به دوران کودکي عوامل مختلفي وجود دارد که رسانه بايد با توجه دادن و حساس سازي اجتماعي تغييري در دانش و نگرش و رفتار والدين نسبت به مسئله ايجاد نمايد .

 ۱)آزار جسمي

اگر چه تعريف واحدي از آزار جسمي بر کودکان وجود ندارد اما قدرمسلم آن است که ضرب و شتم و کتک ، تنبيه فيزيکي شديد و شکنجه و هرگونه عمل که منجر به آسيب ديدگي کودک شود آزار جسمي است .

البته قابل ذکر است که بدرفتاري هايي مانند زدن روي دست يا باسن کودک در برخي جوامع به عنوان ميزاني از تنبيه جهت تربيت کودک پذيرفته شده است و اين گونه موارد که تابع معيارها و ارزشهاي خانوادگي است در مطبوعات و مجامع بين المللي گزارش نمي شود .

با توجه به عدم گزارش دقيق آسيب هاي اجتماعي آمار دقيقي از آزارکودک در جامعه وجود ندارد بر اساس مطالعه اي که بر روي ۳۰۱۹ کودک زير ۱۸ سال مراجعه کننده به ۳ درمانگاه تخصصي بيمارستان هاي مرکز طبي کودکان ، حضرت علي اصغر و بهرامي انجام گرفته نشان ميدهد ۱۲/۲ درصد نمونه ها ( ۳۶۷ کودک )‌دجار آسيب جسماني شده اند . شدت آسيب در ۱۲/۸ درصد شديد و در ۸۷/۲٪ متوسط بوده است . حدود ۷۰٪ کودکان از نظر جنسي دختر بوده و حدود ۷۰٪ کودک آزاريها در خانه صورت مي گيرد . با توجه به اينکه کودکان قدرت بيان مشکلات خود را ندارند ، اکثر کودک آزاريها مخفي مي ماند برخلاف تصور جامعه ناپدري و نامادري بسيار کمتر مبادرت به آزار کودکان مي کنند . در بين ۱۳۵ مورد خشونت عليه کودکان ۴۳ مورد توسط پدر و ۲۵ مورد توسط مادر ۱۹ مورد از سوي هر دو و ۸ مورد توسط نامادري و ۷ مورد ناپدري انجام شده است .

عوامل مستعدکننده کودک آزاري در اين مطالعه به ۳ دسته عمده عوامل اجتماعي ( فقر) ، عوامل مربوط به والدين  ( عدم بلوغ عاطفي والدين و والدين آموزش نديده و طلاق ) و عوامل مربوط به کودک ( کودکان معلول و ناقص بيشترين قرباني و از کودکان سالم جسمي پيش فعالي ۲۳/۴٪ شب ادراري ۱۲/۸٪ و ناخواسته بودن ۱۰/۹٪ ) را تشکيل مي دهد .

 ۲) آزارهاي عاطفي :

کودک آزاري عاطفي شامل تحقير ، توهين ،‌عدم پاسخ به مسائل عاطفي کودک و عدم توجه به نيازهاي رواني کودک مي باشد . اين نوع کودک آزاري در خانواده بسيار شايع اما پنهان است وطبقه اجتماعي خاصي را در بر نمي گيرد . اين نوع کودک آزاري شيوع آن بيش از ساير کودک آزاريها بوده اما به علت عدم توجه اجتماعي به آن پنهان بوده و هيچ آمار دقيقي را نمي توان در اين ارتباط ارائه کرد .

در طبقات اجتماعي مرفه به بهانه تأمين نيازهاي مادي کودک از نيازهاي عاطفي وي غفلت مي شود .

در طبقات اجتماعي با مشکلات اقتصادي به علت مشغوليت زياد نيازهاي عاطفي کودکان به فراموشي سپرده مي شود . اين فراموشي و غفلت شيوع اختلال شخصيتي و عدم بلوغ عاطفي در بزرگسالي را در جامعه افزايش داده و منجر به رشد شخصيتهاي پرخاشگر و خشونت طلب در فرداي جامعه مي شود که افزايش آگاهي هاي اجتماعي و توجه عمومي به اين مسئله مي تواند از طريق رسانه اثرات بسياري بر روند تحولات رواني اجتماعي نسل آينده داشته باشد .

 ۳ ) ناديده انگاشتن

ناديده انگاشتن به معني عدم توجه به نيازهاي بهداشتي آموزشي رفاهي عدم تغذيه مناسب کودک مي باشد .

از اين نوع کودک آزاري نيز آمار دقيقي در دست نمي باشد ولي اگر موارد مشاهده شده و گزارش نشده مثل مواردي که در کلينيک ها ديده شده يا از اطراف مي شنويم در نظر گرفته شود با آمار وحشتناکي در جامعه مواجه مي شويم که در توانمندي نسل آينده تأثير بسزايي دارد .

 ۳) آزارهاي جنسي

به معني استفاده جنسي نامشروع با توسل به اجبار و فريب به صورت تماسي و غيرتماسي مي باشد . شيوع کودک آزاري جنسي در خانواده ها به علت مسائل فرهنگي معمولاً مخفي مي ماند. اکثر متجاوزين مردان و قربانيان را دختران تشکيل مي دهند. از ۲۲۰ مورد آزار جنسي گزارش شده از سال ۸۱  ، ۳ مورد در محيط خانواده و توسط پدر انجام شده ،  ۲۷ مورد منجر به قتل شده است . شيوع کودک آزاري جنسي در خانواده ها با شرايط اقتصادي ضعيف تر ، انزواي اجتماعي و کمي معاشرت ، والدين الکلي و اختلافات خانوادگي بيشتر است .

طبيعت تجاوز که توأم با شرم و گناه در کودک قرباني است با محدوديت هايي که در ارتباط با سخن گفتن از رنجي که مي کشد همراه مي باشد . بخصوص اکثر مواقع فرد متجاوز کودک را تهديد کرده و يا تشويق به رازداري مي کند و او را مقصر و مسئول قلمداد مي نمايد اين مسائل باعث فشاررواني مضاعفي بر کودک مي شود که بر روي توانايي هاي فکري و بلوغ رواني وي تأثير غيرقابل انکاري گذاشته و انتقامجويي و انزواي اجتماعي و ناکارآمدي را در بزرگسالي به همراه دارد .

بايد جهت پيشگيري از معضلات اجتماعي نسبت به حساس سازي جامعه اقدامات اساسي انجام گيرد . نسبت به عوامل مستعدکننده مانند جانشين کردن کودکان در جايگاه بزرگسالان با هيبت و آرايش و لباس بزرگسالي حساسيت داشته تا کودکان در معرض خطر بيشتري قرار نگيرند .

پرداختن رسانه اي به اين جرم خاموش از موارد ضروري اجتماعي است . مسئولان فرهنگي و مسئولان رسانه هاي مکتوب و تصويري بايد جهت جلوگيري از جامعه اي پرخاشگر و ناکارآمد برنامه ريزي دقيقي داشته باشند و جهت کاهش درصدکودک آزاري براي مبارزه با عامل فقر ضمن توجه دادن به مسئولان اقتصادي در جهت ساماندهي خانواده هاي کم درآمد از طريق هدفمند کردن يارانه ها بايد تخصيص اعتبارات را به سمت سازمانهاي مربوط به کودکان مثل آموزش و پرورش هدايت نمود .

بايد با ايجاد حساس سازي اجتماعي در جهت تصويب قوانين لازم در جهت حمايت از کودکان در جهت پيشگيري از آسيب و همينطور دفاع از کودکان آسيب ديده و پي گيري اجراي درست قوانين اقدامات لازم صورت گيرد .

از طرفي بايد آموزش هاي همگاني کودکان براي آشنايي با حقوق اوليه در دستور کار برنامه هاي آموزشي کودک قرار گيرد . جهت ارتقاء فرهنگي آموزش والدين در ارتباط با حقوق کودک و نحوه تعليم و تربيت در اولويتهاي برنامه سازي براي گروه خانواده جوانان قرار گيرد .

فدراسيون بين المللي خبرنگاران

اصول و مباني تهيه گزارش و خبر در مواردي که به کودکان مربوط مي شود

 کليه خبرنگاران و متخصصان رسانه ها وظيفه دارند طبق بالاترين معيارها و استانداردهاي اخلاقي و حرفه اي عمل کنند و در حرفه و صنعت خود تا حد امکان به انتشار و ارائه اطلاعات مربوط به پيمان نامه حقوق کودکان سازمان ملل متحد و همچنين کاربردهاي آن براي خبرنگاران مستقل کمک کنند .

سازمان هاي خبري و رسانه ها بايد با هر گونه تجاوز به حقوق کودکان به عنوان موضوعي که با ايمني ، حريم خصوصي ،‌ امنيت ، آموزش ، سلامتي و رفاه اجتماعي کودکان ارتباط و تأثير مستقيم دارد برخورد کنند و همچنين هر گونه استثمار و بهره کشي را قابل بررسي و تحقيق و بحث در محافل و افکار عمومي بدانند .

در کليه فعاليتهاي مربوط به خبرنگاري که مربوط به زندگي و رفاه و آسايش کودکان مي شود ، همواره بايد با تأکيد و توجه بر آسيب پذير بودن کودکان عمل کرد .

خبرنگاران و سازمانهاي خبري و رسانه ها بايد همواره در تلاش باشند تا مطابق با بالاترين معيارها و استانداردهاي اخلاقي در مورد تهيه گزارش درباره مسائل کودکان عمل کنند و به ويژه بايد موارد زير رعايت شود :

-        تلاش کنيد تا هنگام تهيه گزارش در مورد مسائل مربوط به کودکان از نظر دقت و صحت و حساسيت به بالاترين سطح و استاندارد ممکن دست يابيد .

-        از تهيه و انتشار تصاويري که حريم مطبوعاتي و خبري کودکان را به دليل وجود اطلاعاتي که مي تواند به آنها آسيب برساند ،‌ خدشه دار مي کند خودداري کنيد .

-        از استفاده از الگوهاي کليشه اي و ارائه گزارش هاي جنجالي براي ارائه بهتر مطالب موجود خودداري کنيد .

-        عواقب و نتايج انتشار هر مطلبي در مورد کودکان را در نظر بگيريد و سعي کنيد آسيب هاي اجتماعي به کوکان را به حداقل برسانيد .

-        از شناسايي شدن کودکان به واسط انتشار تصايور و يا هر نحو ديگري جلوگيري کنيد ، مگراينکه به نفع عموم باشد .

-        در صورت امکان اين حق را به کودکان بدهيد که بتوانند با دسترسي به مطبوعات و رسانه ها حرفها و نظرات خود را ، به دور از هر گونه جهت دهي ابراز کنند ؛

-        به نحوي بي طرفانه از صحت مطالب  اطلاعاتي که کودکان ارائه مي کنند اطمينان حاصل کنيد و مطمئن شويد که اين تأييد صحت اطلاعات به نحوي صورت گيرد که محرمانه بودن اطلاعات کودک به خطر نيافتد ؛

-        از استفاده از تصاويري از کودکان که نمايانگر جنبه هاي جنسي باشد خودداري کنيد ؛

-        از روشهاي صادقانه ،‌آشکار و صريح براي تهيه تصاوير استفاده کنيد و در صورت امکان با اطلاع و اجازه خود کودک و يا بزرگسالاني که مسئول مراقبت از او هستند اين کار را انجام دهيد ؛

-        از اعتبار هر گونه سازماني که مدعي انتقال و ابراز حرفها و نظر کودکان و نماينده منافع آنان است ،‌اطمينان حاصل کنيد ؛

-        براي کسب و دريافت اطلاعاتي که مربوط به رفاه وآسايش کودکان مي شود به خود کودکان و يا افراد مسئول مراقبت از آنها وجهي نپردازيد مگر اينکه اطمينان حاصل کنيد که پرداخت اين وجه به نفع و مصلحت کودک است .

خبرنگاران بايد گزارشاتي را که توسط دولتهاي کشورهايشان در مورد اجراي مفاد پيمان نامه حقوق کودک سازمان ملل متحد تهيه و ارائه مي شود ، به مرحله آزمايش و امتحان بگذارند . رسانه ها نبايد شرايط و وضعيت کودکان را صرفاً به عنوان اتفاقات خبرساز در نظر بگيرند و از آنها گزارش تهيه کنند بلکه بايد به طور مداوم در مورد فرآيند ها و روندهايي که به اين اتفاقات و حوادث منجر مي شوند و يا مي توانند منجر شوند گزارش تهيه کنند .

Valid HTML 4.01!