آرم

   

اخبار   راديو   سرويس جهاني   حيات با عزت   قرآن وعترت   ايران شناسي  ورزش   آب وهوا    در پرتو رهبري

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

         

  • كشور- شهر و زيگورات

 دين پس از غلبه بر زندگي و معني بخشيدن به آن ، شکل جامعه و طرز بيان يا نمايش آن در معماري و هنر را نيز تعيين کرد . کشور – شهر بين النهرين ، در زير حمايت خداي شهر بود ؛ پادشاه نماينده او در روي زمين و مباشر داراييهاي  زميني او بود . رابطه پادشاه با خدايان آسماني و زيردستان زميني اش را مي توان از دعايي که يکي از نخستين پادشاهان سومري به درگاه انليل خدا در شهر نيپور کرده است ، دريافت :

اي انليل ، سلطان کشورها ، از تو مي خواهيم به آنو بگويي دعاي مرا به گوش پدر محبوبش برساند ؛ بر زندگي ام روحي تازه بخشد ، و آرامش را از اين سرزمينها دور نگرداند ؛ جنگاوراني به من ارزاني دارد که تعدادشان به تعداد علفها برسد ؛ ا ز رمه هاي آسماني چشم برندارد ؛ اين کشور را غرق نعمت کند ؛ نعمتهايي را که خدايان به من ارزاني داشته اند تغيير ندهد ؛ و من همواره آن چوپاني باشم که بالاي سر گوسفندان است .

نقشه شهر ، اين مرکزيت خدا را در زندگي خود نشان مي داد ، زيرا معبد خدا هسته ساختماني با عظمت آن را تشکيل مي داد .اين معبد نه فقط کانوني براي دين شهر بلکه مرکز فعاليتهاي اداري و اقتصادي آن نيز بود . معبد ، در واقع قلمرو خدايي بود که در نزد مردم زميندار و رمه داري بزرگ و ثروتمند و نگهبان شهر به شمار مي رفت . وظيفه اصلي شهر ، خدمت به خدا در مقام يک ارباب بود ، همچنان که وظيفه همه شهروندان به طور کلي خدمت به خدايان بود . مجتمع گسترده و بزرگ معبد که در نوع خود شهري در دل شهري ديگر بود ، وظايف و نقشهاي بيشمار داشت . کارمندان معبد شامل کاهنان و کاتبان ، امور و ستد شهر را مي چرخاندند و از داراييهاي خدا و پادشاه مراقبت مي کردند . احتمالا" در چنين محيطي بوده است که نوشتن ابزاري دقيق در دست برخيها تبديل شد ؛ کهن ترين نمونه هاي آن به نگه داري حسابها ،  شرح معاملات ساده ، و ذخاير موجود مربوط مي شوند .

برجسته ترين بخش مجتمع معبد و در واقع شناخته شده ترين ساختمان در دره بين النهرين ، زيگورات ناميده مي شد . ازز چگونگي پيدايش يا نقش اين ساختمانهاي عظيم و چند طبقه خشتي اطلاعي به دست نيامده است . بعضي ها اين ساختمانها را « پلکانهايي از آسمان » يا کوههاي ساختگي توصيف کرده اند و وجودشان را به اين اعتقاد همگاني در جهان باستان که نوک قلل رفيع را جايگاه خدايان مي دانست مربوط کرده اند ( مقايسه کنيد با جبال اولمپوس در دين يوناني ) . زيارتگاههاي بالاي اين زيگوراتها « اتاقهاي انتظار » يا « اتاقهاي گذري » مي ناميدند و احتمالا" آنها را همچون تالارهايي مي پنداشته اند که انسان مؤمن مي توانسته است در آنها به انتظار ظهور خدا بنشيند .

بيشتر شهرهاي ويران شده سومر – اور ، وارکا ، نيپور ، لارسا ، اريدو – همچنان در پاي زيگوراتهاي نابود شده خود قرار دارند . زيگورات اور ، نمونه مناسبي از اين مورد است که به دوره سومري نوين – از سده 22 تا سده 21 پيش از ميلاد – مربوط مي شود ؛ در اين دوره ، معماران مي کوشيدند بلندترين و کوه پيکرترين بناي ممکن را روي زمين برپادارند ( تصويرهاي 36 و 37 ) . در تصوير نخست کوهي از خشت خام را مي بينيم که در اثر عواملي چون زمان ، آب و هوا ، و تاخت و تاز دشمنان تقريبا" به صورتي بي شکل درآمده است ؛ در تصوير دوم بازسازي طرح گونه همان بنا ديده مي شود . بر روي شالوده اي از اين به ارتفاع 15 متر ، دو طبقه سوار برهم قرار دارند که به ترتيب کوچکتر مي شوند ؛ و از آن دو احتمالا" طبقه بالا در حکم پي زيارتگاه بوده است . سه پلکان خرپشته اي ، هريک با يکصد پله ، در يک نقطه ، به دروازه برج دار زيگورات مي رسند و از آنجا احتمالا" پلکان ديگري به زيارتگاه يعني مرکز نمايشهاي آييني منتهي مي شود . ساختمان اين زيگورات ، کوه محکمي از خشت خام با نماسازي ضخيمي از آجر پخته با ملات قيري است . آجر پخته را به اين علت با ملات قير در نماسازي به کار مي بردند که بر قدرت و استحکام ساختمان در برابر سيلها و اثر ديگر عوامل طبيعي بيفزايند . طبقات زيگورات ، احتمالا" در اصل به رنگهاي متفاوت با معني نماديني ساخته مي شده اند  و احتمالا" در محوطه پشته آنها درختکاري و گياهکاري نيز مي شده است . ارتفاع زياد اين بنا و دشواري صعود و دستيابي به نوک زيارتگاه ، احتمالا" مانند مذاهب ديگر ، نمادي از گونه اي تدارک دشوار روح براي روشنايي گرفتن از خدا به شمار مي رفته است . بدون ترديد رفعت زيگوراتهاي بزرگ ، که ظاهرا" به قلب اسمان مي رسيدند تأثير ژرفي بر عبريان کهن داشته است . زيرا زيگوراتي در بابل به نام برج بابل ساختند و به يادگار گذاشتند که نشانه اي از غرور بلند پروازانه نوع بشر .

سه کشف بزرگ سومريان – شبکه اي از خدايان و روابط ميان خدايان و آدميان ، خود کشور – شهر ، و هنر نوشتن – شالوده اي براي سازماندهي جديد جامعه بشر پي افکند . در کشور – شهر ، که به علت حضور خداي شهر به صورت موقوفه درآمده بود ، انسانها روابط جديدي با خدا و ميان خودشان برقرار کردند و با ثبت اين روابط به صورت مکتوبي ، صورتي رزمي و دائمي به آنها دادند . زندگي داراي نظم شد و وظايفي که پيشتر در دوش فرد بود بر دوش اجتماع گذاشته شد مانند دفاع از حملات انسانهاي ديگر و نوسانات طبيعت . اين دگرگوني به اضافه تقسيم کار ( تخصصي شدن کار هرکس ) ، که هرگاه تعداد زيادي از مردم به صورت يک اجتماع همبسته در جايي متمرکز شوند تشويق و تسريع مي شود ، ساکنان کشور – شهر را از رسيدگي به الزمات زندگي روزانه رها کرد به طوريکه ايشان توانستند مهارتها و استعدادهاي خود را به شکلي باور نکردني در اجتماعات سيال و چند پارچه آن روزگار بروز دهند و به کار گيرند . حالت نسبتا" ثابت کشور – شهر نيز هويتي پايدار به عنوان يک شهر با خدا و پادشاهي شناخته شده و موجود به اين اجتماع داد . اين حس هويت ، تک تک اهالي را نيز شامل شد زيرا اينان نيز به عنوان اعضاي اجتماع ، هويتي داشتند و متوجه نوع روابط خويش با شهر ، خدا ، پادشاه ، و شهروندان ديگر بودند . زبان مدون جديد نيز احتمالا" به اين هويت يابي رشد يابنده کمک کرد و فرد خود را با نامي در ميان نامهاي اشياء و کارهاي ديگر بازشناخت . بدين ترتيب ، با پي ريزي الگوهاي ثابت زندگي توسط سومريان ، آن احساس هويت و احساس خودآگاهي تاريخي آدمي آغاز مي شود که در تمدن يونان بالغ مي شود و به اوج تکاملش مي رسد .

 


تصوير 36 -زيگورات اور, حدود 2100 ق.م

 

 


تصوير 37 -طرح بازسازي شده  زيگورات اور, حدود 2100 ق.م (از روي يك طرح خطي در موزه بريتانيا , لندن)

 

 
 
   

© 2002, Islamic Republic of Iran Broadcasting Website.
Email:
tv@irib.ir : آدرس پست الكترونيك