آرم

اخبار   راديو   سرويس جهاني   حيات با عزت   قرآن وعترت   ايران شناسي  ورزش   آب وهوا    در پرتو رهبري

 

 

  21

قرآن و روانشناسي

 

فصل هفتم

شخصيت در قرآن

 

اگر انسان در زندگي خود، لذتهاي دنيوي را انتخاب كند و دنباله رو هواي نفس و شهوات باشد و خدا و روز جزا را فراموش كند، از عقل خود كه فاصله ميان او و حيوان است استفاده نكرده است. انساني كه اين گونه زندگي مي كند فاقد شخصيتي رشد يافته است. چنين، درست مانند كودكي است كه به جز تمايلات و نيازهاي خود، هيچ چيز برايش اهميتي ندارد و در واقع، هنوز اراده اش قوي نشده و كيفيت و حاكميت بر هواي نفس و خواسته دل را نياموخته است. از اين رو، همواره دنباله رو خواسته و تسليم وسوسه هاي "نفس اماره به سوء" است.

 

من هرگز نفس خويش را تبرئه نمي كنم كه نفس (سركش) بسيار به بديها امر مي كند، مگر آنچه را كه پروردگارم رحم كند. پروردگارم غفور و رحيم است." (يوسف، آيه 53)

وقتي انسان، به درجه بالاتري از رشد و كمال برسد، وجدانش بيدار مي شود و سستي اراده و پيروي از هواها و شهوات نفس و لذتهاي دنيا را كه موجب لغزش و گناهش هستند، محكوم مي كند و ضمن احساس گناه، نفس خود را به سبب افراط در گناه، سرزنش مي كند و با طلب بخشش و توبه به سوي خدا روي مي آورد، در اين حالت، او تحت تأثير نفس "لوامه" قرار دارد.

 

"قسم به روز بزرگ (قيامت) و قسم به نفس پر حسرت و ملامت (يعني نفس انسان كه در قيامت، خود را بر تقصير و گناه بسيار ملامت مي كند)." (قيامت، آيات 2،1)

 

اگر انسان، در توبه و تقرب به خداوند متعال، از طريق انجام عملي صالح و دوري از موجبات خشم خدا، اخلاص داشته باشد و به طور كامل بر هواي نفس و خواسته هاي جسماني خود حاكم باشد، نوعي تعادل همه جانبه ميان خواسته هاي جسماني و روحاني خويش به وجود آورده است. در اين صورت مي توان گفت: فرد به بالاترين مرحله رشد و تكامل بشري نايل آمده است. يعني مرحله اي كه نفس انسان در آرامش و اطمينان و وقادر به سر مي برد، آنگاه صفت "مطمئنه" كاملاً بر آنها منطبق خواهد شد.

 

آن هنگام، به اهل ايمان خطاب لطف رسد كه اي نفس قدس مطمئن و دل آرام (به ياد خدا)، امروز به حضور پروردگارت باز آي كه تو خشنود (به نعمتهاي ابدي او) و او راضي (از اعمال نيك) تو است. باز آي و در صف بندگان خاص من در آي و در بهشت من داخل شو."  (فجر، آيات 30،27)

 

اين مفاهيم سه گانه نفس، يعني نفس اماره به سوء، نفس لوامه و نفس مطمئنه را مي توان حالتهايي تصور كرد كه شخصيت انسان در سطوح مختلف رشد، به آن متصّف مي شود و شخصيت انسان در جريان تضاد دروني ميان جنبه هاي مادي و معنوي ماهيت ساختاري خويش، آنها را پشت سر مي گذارد.

 

زماني كه شخصيت انسان در پايين ترين سطح، قرار دارد به طوري كه هواها و شهوات و لذتهاي جسماني و دنيوي بر او مسلط اند، در واقع تحت حاكميت نفس اماره مي باشد و هنگامي كه به بالاترين درجه رشد و كمال بشري مي رسد تا آن جا كه تعادل كامل ميان خواسته هاي جسماني و رواني او برقرار مي شود، آنگاه به مرحله اي رسيده است كه صفت نفس مطمئنه بر آن تطبيق مي كند.

 

حد وسط ميان اين دو مرحله، مرحله اي است كه انسان، نفس خود را نسبت به خطاهايي كه مرتكب شده است به محاسبه مي كشد و از ارتكاب كارهايي كه موجب خشم خدا و سرزنش وجدان مي شوند جداً امنتاع مي ورزد.

 

لازم به تذكر است كه پس از گذشت چهارده قرن از نزول قرآن، زيگموند فرويد مؤسس روانكاوي، در خصوص شخصيت، نظريه اي ارائه داد و بر اساس آن نفس را به سه بخش متمايز تقسيم كرد كه شباهتهايي به مفاهيم نفس اماره و لوامه و مطمئنه در قرآن دارد. فرويد، معتقد است كه نفس انسان داراي سه بخش "او" ، "من" و "من برتر" است .

 

"او" به نظر فرويد، حاوي غرايز منبعث از جسم است و نفس، در اين مرحله از اصل "لذت" پيروي مي كند و هدفش دائماً ارضاي غرايز بدون رعايت منطق، اخلاق و واقعيت است. "او" به اين معني تا حدودي شبيه "نفس اماره به سوء" در قرآن است.

 

"من برتر" آن بخش از نفس است كه از آموزشهاي فرد از طريق والدين، اساتيد و ارزشهاي فرهنگي محيط، تشكيل مي شود و كم كم به يك نيروي نفساني دروني مبدل مي شود و به محاسبه و مراقبت و انتقاد از فرد مي پردازد و نيز گاهي او را به مكافات، تهديد مي كند. اين نفس را معمولاً به نام وجدان مي شناسند. به عقيده فرويد "من برتر" نشان دهنده ماهيت رشد يابنده انسان است. من برتر به اين معني به مفهوم "نفس لوامه" شبيه و نزديك است.

 

و بالاخره "من آن بخش از نفس است كه زمام تمايلات غريزي ناشي از "او" را در دست دارد و بر آنها مسلط است. در نتيجه به آنچه كه خود مي خواهد اجازه ارضا مي دهد و انجام آنچه را كه نمي خواهد، به تعويق مي اندازد و نيز تمايلاتي كه نابودي آنها را ضروري مي داند، سركوب مي كند و در اين كارها اصل "واقعيت" يا توجه به  "جهان بيرون از خود" را با تمام قوانين و ارزشها و اخلاقيات و دستورهاي ديني آن – مراعات مي كند.

 

به عقيده فرويد، كار "من ايجاد هماهنگي بين "او" و واقعيت، جهان خارج "من برتر" است. به طوري كه تنها در حدود واقعيت به "او" اجازه ارضا مي دهد و همچنين از افراط و زياده روي "من برتر" جلوگيري مي كند و مانع افراط در انتقاد و تهديد به مجازات بدون دليل منطقي مي شود.

 

اگر "من" در ايجاد هماهنگي بين "او" و "من برتر" موفق شود، امكان تعادل و هنجار و سلامت رواني انسان محقق خواهد شد. اصل "واقعيت" به عقيده فرويد، شامل دين و اخلاق است.

 

 

ج) تعادل شخصيت:

اگر انسان، در زندگي به ميانه روي و اعتدال و دوري از زياده روي و افراط در ارضاي انگيزه ها جسمي و رواني ملتزم باشد، ايجاد هماهنگي ميان نيازهاي جسم و روح، كاملاً امكان پذير است. زيرا در اسلام، نه رهبانيتي وجود دارد كه با ارضاي انگيزه هاي جسماني مخالف باشد و در جهت سركوب آن، عمل كند و نه نوعي اباحه مطلق كه انگيزه هاي جسماني را به طور مطلق ارضا كند. اسلام، خواهان هماهنگي انگيزه هاي جسم و روح و در پيشي گرفتن راه ميانه اي است كه به ايجاد تعادل ميان جنبه هاي مادي و معنوي انسان بينجامد.

 

"و آنچه خدا به تو داده، سراي آخرت را جستجو كن و بهره ات را از دنيا، فراموش مكن ... ." (سوره قصص، 77)

 

با برقراري تعادل ميان جسم و روح، ماهيت انسان به طور حقيقي و كامل منطبق مي شود. اين ماهيت كمال يافته را مي توان در شخصيت پيامبر اسلام (ص) كه هم نيروي شاداب روحي و هم طراوت فزاينده جسماني، هر دو را دارا بود، متبلور ديد، به طوري كه آن حضرت، هم به صفا و خشوع كامل به عبادت حق مي پرداخت و هم مانند ديگران، به زندگي بشري خود ادامه مي داد و در حدود شرع از لذتهاي دنيوي نيز بهره مي جست. تعادل جسم و روح در شخصيت انسان، نمايانگر توازن موجود در كل هستي است؛ زيرا خداوند متعال هر چيزي را در اندازه و ميزان مشخص آفريد.

 

 

د) شخصيت بهنجار:

از مطالب گذشته، اين مسأله، روشن مي شود كه شخصيت بهنجار از نظر اسلام، شخصيتي است كه جسم و روح، در آن متعادل باشد و نيازهاي هركدام ارضا شود. انساني كه داراي شخصيت بهنجار است، به جسم و سلامت و نيرومندي آن اهميت مي دهد و نيازهاي آن را در حدودي كه شرع مقدس اجازه مي دهد، بر آورده مي سازد و همزمان با آن، به خدا ايمان مي آورد. عبادات و اموري كه موجب رضايت خدا هستند انجام مي دهد و از اعمالي كه موجب خشم خدا مي شود اجتناب مي كند. بنابراين از نظر اسلام، فرد ي كه پيرو هواي نفس خويش باشد، فردي نابهنجار است و نيز كسي كه خواسته هاي جسماني خود را سركوب و مقهور كند و با رهبانيتي افراطي و رياضتي شديد، باعث ضعف جسمي خود مي شود و تنها به ارضاي نيازها و تمايلات معنوي مي پردازد، شخصي نابهنجار است زيرا اين گونه گرايشهاي افراطي و تفريطي با طبيعت و فطرت انسان، مخالف و متضاد است.

 

  21

   

© 2002, Islamic Republic of Iran Broadcasting Website.
Email: tv@irib.ir : آدرس پست الكترونيك