|

17
 
قرآن و روانشناسي
فصل پنجم
يادگيري در قرآن
5-
توجه:
مسأله توجه
در يادگيري، عامل مهمي محسوب مي
شود. مثلاً اگر انسان به يك سخنراني توجه نكند، نمي تواند آن اطلاعات لازم را درك كند. در نتيجه قادر به يادگيري
نيست و نمي تواند آن مطالب را در آينده به ياد بياورد.
به همين دليل، معلمان و مربيان، همواره
اصرار دارند كه در شاگردان خود حالت
توجه به وجود بياورند تا آنها بتوانند درس را كاملاً جذب كنند و ياد بگيرند. همان
طور كه قبلاً گفتيم استفاده قرآن از
داستان، عامل مهمي در ايجاد و برانگيختن حالت توجه و
حاوي مواعظ و عبرتها و دعوت به يگانه پرستي است. قرآن اهميت توجه به التفات را در
جذب و ادراك اطلاعات و معلومات يادآوري كرده است و چنين مي فرمايد: "در اين، تذكري
است براي آن كس كه عقل دارد يا گوش فرا دهد و حضور يابد." (سوره ق، آيه 37)
در مسأله ادراك و يادگيري نيز قرآن به اهميت توجه، چنين اشاره مي كند: "هنگامي
كه قرآن خوانده شود گوش فرا دهيد و خاموش باشيد تا مشمول رحمت خدا شويد." (اعراف، آيه 204)
يكي از چيزهايي كه به
تمركز دقت و توجه، كمك مي كند و كار
يادگيري را آسان مي كند، عرضه مفاهيم مجرد و
انتزاعي با روشي ساده و بياني روشن است و اين امر البته با تمثيل و تشبيه مفاهيم
مزبور به چيزهاي واقعي و ملموس انجام مي گيرد تا ادراك و فهم آنها امكان پذير شود.
بعضي از سوره هاي
قرآن، با حروفي مانند "الم، الر، المص، المو،
كهيعص، طسم" شروع مي شوند. مفسران، تفسيرهاي مختلفي درباره اين حروف مقطّعه ذكر كرده اند.
يكي از اقوال، درباره تفسير حروف مزبور، اين است كه چون در اين حروف آهنگ خاصي وجود دارد، منظور از آوردن آنها جلب توجه مشركان براي گوش فرا دادن به قرآن است؛ زيرا
مشركان قبلاً به همديگر سفارش كرده بودند كه به آيات قرآن گوش فرا ندهند؛ اما شروع قرآن با حروف مزبور، گوش مشركان را براي شنيدن آيات، باز مي كرد تا وقتي گوش فرا دهند، همان قرآني را بشنوند كه
كلماتش از همين حروف تأليف شده است.
مورد ديگري نيز كه
باعث جلب توجه مي شود، به كار بردن سوگند، در آغاز
برخي از سوره هاي مكي است – پانزده سوره قرآن، با سوگند آغاز شده است از قبيل "والصافات، والذاريات، والطور، والنجم، والسماء ذات البروج، والسماء والطارق،
والفجر و العمر" و اين امر باعث جلب
توجه براي گوش فرا دادن به قرآن بوده است؛ زيرا
آغاز سوره، با سوگند، توجه شنونده را جلب مي كند چرا كه با نوعي ترس و هراس به گوش
شنونده مي رسد كه در اين صورت براي دريافت گفته ها و سخنان، نوعي آمادگي رواني در
انسان به وجود مي آيد، زيرا سوگند، امري
هراس انگيز است و انسان در چنين حالتي بيشتر تحت تأثير شنيده ها قرار مي گيرد تا وقتي كه مثلاً با مجادله و بحث، سخنان خود را شروع كند.
علاوه بر اين، سبك قرآن داراي ويژگي "اعجاز
بلاغي" و آهنگ موسيقي خاصي است كه وجدان را
تكان مي دهد و توجه را به سوي خود جلب مي كند. روش قرآن اين ويژگي را داراست كه آهنگ واژه هاي آن، عاليترين و
زيباترين هماهنگي را با معاني و مفاهيم آن دارد. "اين ويژگي، بعد
ديگري غير از بعد معمولي دلالتي "به واژه
ها مي بخشد. به طوري كه انسان، معني
كلمه را ضمن شنيدن صدا و كيفيت تلفظ آن، در ذهن خود مجسم مي كند.
6-
مشاركت فعالانه:
براي يادگيري مهارتهاي حركتي، لازم است يادگيرنده به انجام ِعملي ِاين مهارتها و تمرين
آنها، تا يادگيري كامل بپردازد. تمرين عملي، نه تنها در يادگيري مهارتهاي حركتي مهم است، بلكه در يادگيري علوم نظري و رفتارهاي اخلاقي فضايل و ارزشها و آداب رفتار اجتماعي نيز اهميت
دارد. نتايج يكي از تحقيقات تجربي اين مسايل را
روشن كرده است: افرادي كه برخي از كلمات مقابل خود را، خودشان مي خواندند، در حفظ آنها سريعتر و موفقتر از كساني بودند كه تنها معلم يا
مسؤولين آزمايشگاه آن كلمات را برايشان مي خواند
و آنها گوش مي دادند و نيز آنها موفقتر از كساني بودند كه معلم ضمن خواندن كلمات،
تصوير همان كلمات را براي آنها روي پرده به نمايش مي گذاشت. نتيجه اين آزمايش، اهميت
مشاركت فعالانه را در كار"يادگيري" نشان مي دهد.
در قرآن مي بينيم كه اصل مشاركت فعال ذكر شده
است. اين مسأله از روشي كه قرآن
در خصوص تعليم خصلتهاي نفساني پسنديده و اخلاق و عادتهاي رفتاري برتر در پيش گرفته
روشن مي شود.
"به كساني كه ايمان
آورده اند و عمل صالح دارند، بشارت ده كه باغهايي از بهشت براي آنهاست كه نهرها از
زير درختانش جاري است." (بقره، آيه 25)
كساني كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام دادند و نماز را بر پا
داشتند و زكات را پرداختند، مزدشان نزد پروردگارشان است و نه ترسي بر آنهاست و نه
غمگين مي شوند." (بقره، آيه 277)
7- توزيع يادگيري
تحقيقات تجربي كه روانشناسان معاصر انجام
داده اند، ثابت كرده است كه
توزيع يادگيري يا تمرين آن در فاصله هاي زماني دور از هم، كه در خلال آن فرصتهايي براي استراحت فراهم شود، به سرعت يادگيري و تثبيت آن در حافظه كمك مي كند. اين تحقيقات
همچنين روشن كرده است كه يادگيري با استفاده از روش توزيع، بسيار بهتر از يادگيري به روش تمركز مي باشد.
روش تمركز، روشي است كه طي آن يادگيري در طول مدت زماني پيوسته و بدون
فاصله هاي استراحت، صورت مي گيرد. در قرآن هم به اين اصل توجه شده است، زيرا قرآن
در فواصل زماني دور از هم و در طول مدت 23 سال نازل شد تا مردم بتوانند آن را به
تدريج ياد بگيرند و معاني و مفاهيم آن را كاملاً جذب كنند و اين موضوع به خوب يادگيري
و فهم و حفظ قرآن نيز كمك كرده است. زيرا اگر قرآن دفعتاً و يكجا نازل مي شد، يادگيري و فهم معاني و اهداف آن مشكل بود.
"ما قرآني
را بر تو نازل كرديم كه به صورت آيات جدا از هم مي باشد، تا آن را تدريجاً و با
آرامش بر مردم بخواني (و جذب دلها شود) و به طور قطع، اين قرآن را ما نازل كرديم. "اسرا، آيه 106)
8-
تدريج در تعديل رفتار:
رهايي از برخي عادتهاي قوي و زشت كه مدتها آن
را انجام داده ايم و جزو رفتار ثابت و جا
افتاده ما شده اند، براي بسياري از مردم كار ساده اي نيست؛ زيرا اين كار به اراده اي قوي و تلاشي فراوان و تمرين مداوم نياز
دارد و اين امر، از عهده بسياري از
مردم خارج است. از اين رو بهترين روشي كه ما مي توانيم براي رهايي از عادات زشت خود در
پيش گيريم، اقدام و عمل به طريق "تدريج" است.
بهترين راه، براي رهايي از هرگونه انفعالي، مثلاً انفعال ترس اين است كه
به تدريج به جاي آن، انفعالي مخالف آن را مانند شادماني يا محبت جايگزين كنيم تا سرانجام به رهايي كامل
از انفعال ترس موفق شويم.
با اين روش، مي توانيم خود را از عادتهاي زشت برهانم به اين ترتيب كه به
جاي عادات زشت، عادات مخالف آنها را قرار دهيم برخي از روانشناسان معاصر در روان
درماني از همين روش پيروي مي كنند. پيش از
اسلام در رفتار عربها يك سلسله عادات زشت ثابت شده اي وجود داشت كه در نخستين
مرحله دعوت اسلامي آسان نبود از مسلمانان خواسته شود كه از اين عادتهاي زشت، كه
زماني دراز با آن مأنوس بوده اند دست
بردارند. به همين دليل اسلام براي درمان اين بيماران از دو روش استفاده كرد:
روش اول: به تأخير انداختن درمان آنها تا استقرار ايمان در قلبهايشان. به طوري
كه بتوان از نيروي ايمان به عنوان انگيزه اي قوي كمك گرفت تا كارهايي از عادتهاي
زشت تثبيت شده را آسان سازد و به جاي آنها عادتهاي
نويني بياموزد.
اما دومين روش: روشي كه براي درمان عادتهاي قوي و زشت، جايگزين شده در مسلمانان به كار برد، آماده سازي تدريجي رواني آنها براي رهايي از اين عادتها بود و
اين كار از طريق ايجاد نوعي واكنش مخالف به صورت تدريجي، با عادتي كه مي بايست از آنها رها شوند،
صورت مي گرفت.
قرآن در خصوص درمان
بيماري شرابخواري از همين روش استفاده كرد. يعني ابتدا بدون اينكه به تحريم شراب
بپردازد، به ايجاد نفرت و انزجار از آن پرداخت، آنگاه به تدريج آنها را به سوي تحريم كامل سوق داد.
"درباره شراب و قمار
از تو سؤال مي كنند. بگو در آنها گناه بزرگي است و منافعي (از نظر مادي) براي مردم
دارد (ولي) گناه آنها از نفع آنها بيشتر است ... ." (بقره، آيه 219)
اصولاً پنج بار
امتناع ورزيدن از شرابخواري در روز كه تقريباً اكثر ساعات روز را در بر مي گيرد،
نوعي تمرين و دل كندن از شرابخواري براي مسلمانان محسوب مي شود و همين تمرين، آنان را از نظر رواني آماده انتقال به مرحله بعدي يعني امتناع
كامل از شرابخواري كرد كه اين مرحله نيز با نزول آيه اي كه شراب را به طور كامل و
قطعي تحريم كرد، تكميل شد."
استفاده از روش تدريجي يا گام به گام را در ياد دادن واكنشهاي سخت يا در روان درماني
با هدف رهانيدن انسان از برخي عادتها يا انفعالات ناخوشايند كه روانشناسان معاصر
اخيراً به آن رسيده اند، قرآن از چهارده قرن پيش در خصوص درمان بيماري شرابخواري و
رباخواري به كار برده است.

17
 
|