آرم

اخبار   راديو   سرويس جهاني   حيات با عزت   قرآن وعترت   ايران شناسي  ورزش   آب وهوا    در پرتو رهبري

 

 

  8

قرآن و روانشناسي

 

فصل دوم

انفعالها در قرآن

 

عُجب و خودخواهي، سرانجام به خود بزرگ بيني و برتري جويي بر مردم و رفتار تحقير آميز و متفرعانه نسبت به آنها منتهي خواهد شد. قرآن در بسياري از آيات، حالت برتري جويي مشرکان و منافقان و لجاجت تکبر آميز آنها را در پذيرش حق مذمت کرده است. "و هرگاه به آنها گويند بياييد تا رسول خدا براي شما از حق آمرزش طلبيد سر ... و بنگري که با تکبر و نخوت روي مي گردانند."(منافقون، آيه 5)

 

قرآن در جريان داستان فرعون، نمونه اي از شخصيتهاي افراطي – در خودپسندي و برتري جويي و استکبار – را به ما ارائه مي دهد." پس (فرعون) با رجال بزرگ دو بار انجمن کرد. (و از غرور و تکبر) گفت منم خداي بزرگ شما." (نازعات، 22،23)

 

 

ي- تغييرات بدني همراه با انفعال

وقتي انسان دچار حالت انفعالي مي شود، از نظر فيزيولوژيک تغييرات زيادي در بدنش رخ مي دهد، کما اين که در شکل ظاهري بدن و خطوط چهره اش نيز دگرگونيهايي نمايان مي شود که مي توان از شدت ضربان قلب و انقباض مويرگهاي خوني و امحا و احشا و گسترده شدن اين مويرگها در سطح بدن نام برد و اين گستردگي مويرگها، خود باعث ورود مقدار زيادي خون به قلب مي شود. پر شدن قلب از خون، موجب افزايش حجم آن و در نتيجه اتصالش به ناي مي شود.

 

قرآن، اضطراب و تپش شديد قلب را در حالت انفعالي ترس که به سبب شدت خفقان و افزايش ورود خون به قلب، صورت مي گيرد و باعث افزايش حجم آن و در نتيجه، نزديک شدنش به ناي مي شود، چنين توصيف کرده است: "ياد آوريد وقتي را که (در جنگ احزاب) لشکر کفار از بالا و زير بر شما حمله ور شدند و چشمها حيران شد و جانها به گلو رسيد و به وعده خدا گمانهاي مختلف کرديد (مؤمنان حقيقي به وعده حق و فتح اسلام خوش گمان و ديگران بدگمان بودند) در آنجا مؤمنان امتحان شدند و (و ضعيفان در ايمان) سخت تر گرديدند." (احزاب، آيه 10،11)

 

در قرآن آيات فراواني وجود دارد که حالتهاي انفعالي، غم و اندوه، شادي و خوشبختي را که مردم در روز قيامت احساس مي کنند و همچنين تغييراتي که بر چهره شان نمايان مي شود و منعکس کننده حالت انفعالي آنها است، توصيف مي کند. خداوند متعال در وصف حالت غم و اندوهي که در روز قيامت، کافران را به دليل اين که منتظر فرا رسيدن عذاب الهي هستند و در اثر غم و اندوه چهره هاشان اخم آلود و سياه مي نمايد، چنين مي فرمايد: "و در روز قيامت کساني را که به خدا دروغ بستند بنگري که همه رویشان سياه شده است ..." (زمر، آيه 60)

قرآن، حالت خوشبختي و خوشحالي را که در روز قيامت بر چهره مؤمنان نمايان است و با رخساري خندان و شاداب در انتظار ورود به بهشت هستند، چنين  توصيف مي کند: "در آن روز طايفه اي (که اهل ايمانند) و رخسارشان (چون صبح) فروزان است و خندان و شادمانند." (عبس، آيه 38، 39)

 

هنگام دچار شدن به حالت انفعالي، تمام شکل بدن به طور کلي تغيير مي کند، مسأله انسان در حالت سرور و شادي، با نشاط، راست قامت، سربلند و فراخ سينه به نظر مي رسد و در حالت ننگ و احساس گناه و پشيماني، خوار، سرافکنده و فرو رفته در خود ديده مي شود. گويي مي خواهد خود را از ديد مردم بپوشاند.

 

يکي ديگر از تغييرات حسي که هنگام بروز حالت انفعالي ترس حادث مي شود، راست شدن موي سر و تمام موي سطح پوست است. اين حالت باعث مي شود که در وقت ترسيدن نوعي لرزش در بدن احساس شود، قرآن احساس لرزش بدن را که همراه حالت انفعالي ترس است چنين ذکر مي کند: "خدا قرآن را فرستاد که بهترين حديث کتابي است که آياتش همه (در کمال فصاحت و اعجاز) با هم مشابه است (و در آن ثناي خدا و خاصان خدا) مکرر مي شود که از تلاوت (آيات قرآن) خدا ترسان را لرزه بر اندام افتد و به (آيات رحمت) باز آرام و سکونت بخشد و دلهايشان را به ذکر خدا مشغول سازد. اين (کتاب) همان (رحمت و) هدايت خداست که هر که را خواهد به آن رهبري فرمايد و هر کس را خدا گمراه کند ديگر هيچ هدايت کننده اي نخواهد يافت." (سوره زمر، آيه 23)

 

اين گفته خداوند متعال در اين آيه اشاره است به حالت آسايش و آرامشي که ذکر خدا و توجه به او، در نفس انسان ايجاد مي کند که آن هم با عبادت و تنزيه خداوند، قابل حصول است.

 

 

ک – غلبه بر انفعالها

عواطف انفعالي، گرچه وظايف مهمي در زندگي انسان به عهده دارند و همان طور که قبلاً اشاره کرديم انسان را در حفظ و بقاي ذات ياري می کنند؛ اما با اين حال، زياده روي در آنها براي سلامت جسم و روان ضرر دارد. مثلاً انفعال ترس براي انسان مفيد است، زيرا او را به پرهيز و دوري جستن از خطراتي که زندگي او را تهديد مي کند وا مي دارد؛ اما اگر انسان در ترس زياده روي کند و از خيلي چيزهايي که برايش ظاهراً تهديد آميزند ولي در واقع خطر ناک نيستند، بترسد، در اين صورت ترس براي انسان زيان آور است.

 

اين گونه ترسهاي فراوان، معمولاً دليل بر اضطراب و تزلزل شخصيت انسان هستند و تحقيقات جديد در طب (روان تني، سيکو سوماتي) اين موضوع را روشن کرده است که اضطراب در جنبه هاي انفعالي انسان، يکي از عوامل رشد بسياري از عوارض بيماريهاي جسمي است. بسياري از بيماراني که از اضطراب رنج مي برند، نيازمند مداواي پزشکي نيستند بلکه در واقع به معالجه رواني نياز دارند.

 

قرآن با توجه و اهتمام به راهنمایيهاي مردم در امر مهار کردن حالات رواني و غلبه بر آنها، از علوم جديد پزشکي و رواني پيشي گرفته است چرا که در اين کار فواید بهداشتي فراواني نهفته است که تا کنون به طور دقيق و علمي ناشناخته بوده، ولي در عصر حاضر به فوايد آنها پي برده نشده است.

 

 

1- غلبه بر ترس از مرگ

قرآن اصرار دارد مردم را در اموري به نترسيدن راهنمايي کند که معمولاً در آنها حالت ترس بر مي انگيزند، مانند مرگ و فقر. درباره ترس از مرگ، قرآن براي ما بيان کرده است که حيات دنيا يک زندگي گذرا و فاني و نعمتهاي آن نابود شدني است و تنها زندگي اخروي است که هميشگي و نعمتهايش ابدي و ماندگار است و مرگ چيزي نيست مگر مرحله اي که ما را از اين زندگي فاني به يک زندگي باقي و جاودانه منتقل مي کند.

 

به همين دليل مؤمن واقعي از مرگ نمي هراسد، چون يقين دارد که مرگ، او را به نعمتهاي حيات باقي و جاويدان منتقل خواهد کرد که خداوند به بندگان پرهيزگارش وعده فرموده است. "اين زندگاني چند روزه دنيا فسوس و بازيچه اي بيش نيست و زندگاني، اگر مردم بدانند به حقيقت در آخرت است." (عنکبوت، آيه 64)

 

گريزي از آن نيست، بنابراين آن را به عنوان يک واقعيت مختوم، بدون ترس و اظهار ناراحتي مي پذيرفتند و مي دانستند که هرچه هم عمرشان در دنيا طولاني شود، باز هم رو به نابودي است و بالاخره مرگ، آنها را به حيات باقي و جاودانه منتقل خواهد کرد. "اي رسول ما منافقان را بگو، اگر از مرگ يا قتل فرار مي کنيد آن فرار هرگز به نفع شما نيست چه آنکه اندک زماني بيش، از زندگي کامياب نخواهيد شد." (احزاب، آيه 16)

 

همين نترسيدن مؤمنان از مرگ و اشتياق شديدشان به شهادت در جريان جهاد در راه خدا، يکي از مهمترين عوامل ياري کننده آنها براي پيروزي در جنگها و در نتيجه، گسترش سريع اسلام در جهان بود.

 

 

2- غلبه بر ترس از فقر

قرآن همچنين به ما سفارش کرده است که از فقر نهراسيم، زيرا روزي در دست خداوند متعال مي باشد و تنها اوست که روزي دهنده و صاحب قدرت و اقتدار است. "همانا روزي دهنده خلق تنها خداست که صاحب قوت و اقتدار ابدي است." (ذاريات، آيه 58)

 

 

3- غلبه بر غضب

قرآن ما را به کنترل انفعال خشم سفارش کرده است، زيرا انسان وقتي خشمگين مي شود فکرش از کار باز مي ماند و قدرت صدور احکام و دستورهاي صحيح را از دست مي دهد و نيز در اثناي خشم – غده هاي چربي در کليه، هورمون آدرنالين ترشح مي کنند، اين هورمون بر کبد اثر مي گذارد و باعث مي شود که کبد مقدار زيادي مواد قندي ترشح کند و اين عمل باعث افزايش نيروي بدن انسان مي شود و او را قادر مي سازد که براي دفاع از خود، نيروي عضلاني لازم را به کار گيرد و افزايش نيروي بدني به هنگام انفعال خشم، باعث آمادگي بيشتر انسان جهت تجاوز فيزيگي به کسي که موجب بر انگيختن خشمش شده است مي شود. از اين رو به چند دليل، حکومت بر نفس در حالت خشم مفيد خواهد بود:

 

1- انسان، قدرت خويش را بر تفکر سالم و صدور احکام و دستورهاي صحيح حفظ مي کند و کاري انجام نمي دهد يا سخني ابراز نمي کند که بعداً پشيمان شود.

 

2- انسان، تعادل جسمي خود را حفظ مي کند بنابراين، تشنج جسمي ناشي از افزايش نيرو که آن هم نتيجه افزايش ترشح مواد قندي توسط کبد است، به او دست مي دهد و به این ترتيب از دست زدن به اعمال خشونت آميز مانند تجاوز فيزيکي به دشمن که اغلب در هنگام خشم اتفاق مي افتد، دوري مي کند.

 

3- در دست داشتن کنترل حالت انفعالي خشم و عدم تجاوز، اعم از جسمي يا لفظي، به ديگران و تداوم رفتار نيک و توأم با آرامش نسبت به مردم، قاعده باعث ايجاد آرامش در طرف مقابل مي شود و خود او را نيز وا مي دارد که به خود بيايد و آرامش خود را باز يابد و اين مسأله بدون شک منجر به جلب دوستي و محبت مردم مي شود و به طور کلي به حسن روابط انساني کمک مي کند.

 

4- حکومت کردن بر انفعال خشم از نظر بهداشتي نيز سودمند است، زيرا اين کار همان طور که قبلاً اشاره کرديم، انسان را از بسياري از امراض جسمي که معمولاً در نتيجه انفعالات شديد به وجود مي آيند، دور مي سازد.

 

خداوند نيز به افرادي که بر خشم خود غالب شوند، وعده ثوابي عظيم داده است. "بشتابيد به سوي مغفرت پروردگار خود و به سوي عشقي که پهناي آن آسمانها و زمين را فرا گرفته و براي پرهيزگاران مهياست آنهايي که از مال خود به فقرا در حال وسعت و تنگدستي انفاق کنند و خشم و غضب فرو ننشانند و از بدي مردم در گذرند (چنين مردمي نيکوکارند) و خدا دوستدار نکوکاران است." (آل عمران،  آيه 133و134)

 

 

4- غلبه بر انفعال محبت

قرآن به ما توصيه مي کند که بر محبت خود نسبت به افراد خانواده، مانند پدر و همسر و فرزند و يا محبت دوستان و اقوام و ميهن و مال و دارايي، تسلط و حکومت داشته باشيم تا محبت خدا را از يادمان نبرند و ما را از اطاعت خدا و جهاد در راه او باز ندارند. "الا اي اهل ايمان (بدانيد که) زنان و فرزندان شما هم برخي (که شما را از اطاعت و جهاد و هجرت در دين باز دارند) دشمن شما هستند، از آنان حذر کنيد و (دل از محبتشان بر کنيد) و اگر از (عقاب آنها پس از توبه) آنان عفو و آمرزش و چشم پوشي کنيد خواهم (در حق شما) بسيار آمرزنده و مهربان است و به حقيقت اموال و فرزندان شما اسباب فتنه و امتحان شما هستند (چندان به آنها دل نبندند) و (بدانيد که) نزد خدا اجري عظيم خواهد بود." (تغابن، آيه 14، 15)

 

قرآن در خصوص غلبه انسان به محبت نسبت به خانواده و ترجيح کفه ترازوي حب خدا بر حب خانواده، جريان حضرت ابراهيم (ع) و اطرافيان مؤمنش را مثال زده است: "براي شما مؤمنان بسيار پسنديده و نيکوست که به ابراهيم و اصحابش اقتدا کنيد که آنها به قوم مشرک خود صريح گفتند ما از شما و بتهای شما که به جاي خدا مي پرستيد به کلي بيزاريم، ما مخالف و منکر شمایيم و هميشه ميان ما و شما کينه و دشمني خواهد بود تا وقتي که تنها به خداي يگانه ايمان آوريد ..." (سوره ممتحنه، آيه 4)

 

 

5- غلبه بر انفعالهاي ديگر

قرآن به ما سفارش کرده است که خودپسند و متکبر نباشيم و همچنين قرآن به ما توصيه کرده است که بر هر يک از انفعالهاي غم و شادي مسلط باشيم، ما نبايد نسبت به مصائب و حوادث غم انگيزي که در زندگي براي خود ما يا فرزندان و يا اقواممان پيش مي آيد، بيش از اندازه اظهار اندوه کنيم، همان طور که نبايد در ابراز شادي، آنچه از نيکي و خيري که به ما مي رسد و يا موفقيت يا برتري و شهرت و مقامي که به دست مي آوريم، زياده روي کنيم و به خودپسندي و تکبر و فخرفروشي کشانده شويم.

 

زيرا هر اذيت و مصيبت و يا نيکي و خيري که به ما مي رسد در لوح محفوظ نوشته شده و پيش از حدوث آن براي ما در علم خدا ثابت بوده است و اندوه يا هيچ فايده و تأثيري در تغيير نتايج آن ندارد، همان طور که خوشحالي و افتخار ما نيز خير و خوبي را افزايش نمي دهد و يا آن را از زوال و نابودي حفظ نمي کند، زيرا چيزهايي از اين قبيل تنها در علم خداوند متعال و در گروي مشيت و خواست الهي است. "هر رنج و مصيبتي در زمين (از قحطي و آفت و فقر و ستم) يا از نفس خويش (چون ترس و غم و درد) به شما رسد، همه در کتاب (لوح محفوظ ما) پيش از آنکه در دنيا ايجاد کنيم کشت است و خلق آن بر خدا آسان است. (اين را بدانيد) تا هرگز بر آنچه از دست شما برود دلتنگ نشويد و آنچه به ما رسد دلشاد نگرديد و خدا دوستدار هيچ متکبر خودستايي نيست." (سوره حديد، آيه 22، 23)

 

به طور کلي خداوند سبحان ما را به کنترل حالات انفعالي خود و حکومت و تسلط بر آنها سفارش مي کند. اصولاً مؤمن واقعي به جز خدا از هيچ موجود ديگري از قبيل، مرگ، فقر، مردم و يا هرچيز ديگري در جهان هستي نمي هراسد، او خشمش را فرو مي برد و براي مسائل ناچيزي برافروخته و خشمگين نمي شود.

 

غضب در راستاي خشم خداست. مؤمن بر اندوهش نيز مسلط است زيرا مي داند هيچگاه مصيبتي به او نمي رسد مگر آنچه را که خدا برايش مقدر کرده است. او متواضع و فروتن است زيرا ميزان ارزش واقعي خود را مي داند و به همين دليل به خود نمي بالد و افتخار و تکبر نمي ورزد. در قرآن آيات بسياري آمده است، که روشن مي کند ايمان به خدا همچون سپري در مقابل ترس است و اصولاً مرض ترس را معالجه مي کند.

 

  8

   

© 2002, Islamic Republic of Iran Broadcasting Website.
Email: tv@irib.ir : آدرس پست الكترونيك