آرم

اخبار   راديو   سرويس جهاني   حيات با عزت   قرآن وعترت   ايران شناسي  ورزش   آب وهوا    در پرتو رهبري

 

 

  24

قرآن و روانشناسي

 

فصل هشتم

روان درماني در قرآن

 

قران كريم اساساً براي هدايت مردم و دعوت آنها به يگانه پرستي و آموزش ارزشهاي تازه و روشهاي جديد تفكر و زندگي آنان به ارشاد رفتارهاي بهنجاري که صلاح فرد و خير جامعه در آن باشد و نيز راهنمايي آنها به راههاي درست تربيت و پرورش نفس به نحوي كه منجر به بلوغ كمال انساني كه متضمن سعادت انسان در دنيا و آخرت است – شود، نازل شده است.

 

"اين قرآن، به راهي هدايت مي كند كه مستقيم ترين راههاست و به مؤمناني كه عمل صالح انجام مي دهند بشارت مي دهد كه براي آنها پاداش بزرگي است." (اسراء، آيه 90)

 

قرآن كريم، تأثير به سزايي بر نفوس اعراب گذاشت و شخصيت و اخلاق و رفتار و زندگي آنها را به كلي تغيير داد و از آنان، افرادي صاحب عقيده كه داراي ارزشهاي شريف انساني نبودند تربيت كرد و جامعه اي متحد و منظم به وجود آورد به طوري كه توانستند روم و ايران را كه بزرگترين دولتهاي جهان آن زمان بودند، شكست دهند و در اكثر سرزمينهاي جهان، منتشر شوند و به گسترش اسلام بپردازند. اين تغيير بنيادي كه قرآن در نفوس عربها و مؤمنان از اقوام مختلف به وجود آورد، در ميان تمام مكتبهاي اعتقادي كه در قرون مختلف تاريخ، ظاهر شدند، نظيري ندارد.

 

بدون شك در قرآن، نيروي معنوي وجود دارد كه در نفس انسان تأثيري شگرف بر جاي مي گذارد، اين نيرو باعث بيدراي وجدان و تيزي احساس و شعور و صيقل روح انسان مي شود و ادراك و تفكرش را بيدار و بصيرتش را جلا مي بخشد. به همين دليل است كه انسان پس از اينكه در معرض تأثير قرآن قرار مي گيرد، ناگهان تبديل به انساني مي شود كه گويا تازه آفريده شده است.

 

اخيراً، كوششهاي زيادي در زمينه روان درماني افرادي كه دچار اضطرابهاي شخصيتي و بيماران هستند انجام شده است. در اين زمينه، روشهاي مختلفي براي روان درماني به وجود آمده است، اما هيچ كدام، موفقيت مورد انتظار را درباره از بين بردن و يا پيشگيري از بيماريهاي رواني كسب نكرده است.

 

اخيراً برخي از محققان، به موضوع پيشگيري از رفتارهاي انحرافي توجه و سعي كرده اند در مشكلاتي كه در جوامع مختلف در روابط انساني پيش مي آيد مداخله كنند و هدفشان پيدا كردن راه حلهايي براي جلوگيري از بروز عوارض رفتارهاي انحرافي است.

 

به تازگي، در ميان روانشناسان، گرايشهايي پيدا شده است كه طرفدار توجه بيشتر به دين، براي سلامت روان و درمان بيماريهاي رواني است. آنها معتقدند در ايمان به خدا نيروي خارق العاده اي وجود دارد كه نوعي قدرت معنوي به انسان متدين مي بخشد و در تحمل سختيهاي زندگي، او را كمك مي كند و از نگراني و اضطرابي كه بسياري از مردم در قرن ما در معرض ابتلاي آن هستند دور مي سازد.

 

يكي از نخستين كساني كه مسأله تهاجم اضطرابها و بيماريهاي مختلف رواني را مطرح كرد، ويليام جيمز، فيلسوف و روانشناس آمريكايي بود. او مي گويد: "ايمان، بدون شك مؤثرترين درمان اضطراب است." و اضافه مي كند: ايمان، نيرويي است كه بايد براي كمك به انسان، در زندگي وجود داشته باشد، فقدان ايمان، زندگ خطري است كه ناتواني انسان را در برابر سختيهاي زندگي اعلام مي دارد."

 

كارل يونگ روانكاو مي گويد: در طول سي سال گذشته، افراد زيادي از ملتهاي مختلف جهان متمدن، با من مشورت كردند و من صدها تن از بيماران را معالجه و درمان كرده ام، اما از ميان بيماراني كه در نيمه دوم عمر خود به سر مي بردند (يعني از 35 سالگي به بعد) حتي يك بيمار را نيز نديدم كه اساساً مشكلش نياز به يك گردش ديني در زندگي نباشد. به جرأت مي توانم بگويم كه تك تك آنها به اين دليل، قرباني بيماري راني شده بودند كه آن چيزي را كه اديان موجود در هر زماني به پيروان خود مي دهند فاقد بودند و فرد فرد آنها تنها وقتي كه به دين و ديدگاههاي ديني بازگشته بودند به طور كامل درمان شدند.

 

علاوه بر روانشناسان و راونكاوان، بسياري از انديشمندان معاصر غربي اين مسأله را گوشزد مي كنند كه مشكل انسان معاصر، اساساً به نياز وي به دين و ارزشهاي معنوي بر مي گردد. مثلاً مورخ معروف آرنولو توين بي A.Toyn bee مي گويد: "بحراني كه اروپاييان در قرن حاضر دچار آن شده اند، اساساً به فقر معنوي آنها باز مي گردد. او معتقد است كه تنها راه درمان اين فروپاشيدگي اخلاقي كه غرب از آن رنج مي برد، بازگشت به دين است.

 

 

الف) رابطه ايمان و احساس امنيت:

كليه مكاتب روان درماني در اين كه دليل اصلي بروز عوارض بيماريهاي رواني اضطراب است، متفق القولند؛ ولي در تعيين عوامل اضطراب برانگيز اختلاف نظرهايي با هم دارند. اين مكاتب متفقاً هدف اصلي روان درماني را، رهايي از اضطراب و به وجود آوردن احساس امنيت در نفس انسان مي دانند.

 

بررسي تاريح اديان، به ويژه دين اسلام نشان مي دهد كه ايمان به خدا، در درمان اين گونه بيماريها و تحقق احساس امنيت و آرامش و پيشگيري از اضطراب و بيماريهاي رواني ناشي از آن، كاملاً موفق بوده است. اين مسأله شايان توجه است كه درمان، معمولاً پس از ابتلاي شخص به بيماري رواني شروع مي شود؛ اما ايمان به خدا اگر از كودكي در نفس انسان استقرار يابد نوعي مصونيت و پيشگيري از آسيب بيماريهاي رواني به شخص مي بخشد. قرآن، امنيت و آرامشي را كه ايمان، در نفس مؤمن ايجاد مي كند، چنين توصيف مي فرمايد:

 

"آري، آنها كه ايمان آوردند و ايمان خود را با شرك نياميختند امنيت، مال آنهاست و آنها هدايت يافتگانند." (انعام، آيه 82)

 

اصولاً آرامش و استقرار و امنيت نفس، براي مؤمن متحقق مي شود، زيرا ايمان راستينش به خداوند، او را نسبت به كمك و حمايت و نظر لطف خداوندي اميدوار مي سازد. مؤمن واقعي مي داند كه روزي اش در دست خداست و هموست كه ارزاق را بين مردم به اندازه تقسيم مي كند، بنابراين از فقر و تنگدستي نمي ترسد. "هيچ جنبنده اي در زمين نيست مگر اينكه روزي او بر خداست ." (هود، آيه 6)

 

مؤمن واقعي از مصائب روزگار حوادث و دهر نمي ترسد. او از گرفتار شدن به امراض يا پيش آمدن حوادث ناگوار و وقوع فاجعه باكي ندارد؛ زيرا عقيده دارد كه حوادث خوب يا بدي كه براي مردم روي مي دهد، آزمايش از طرف خداوند است تا معلوم شود چه كساني در هنگام شادي و گشايش، سپاس مي گويند و يا به دقت گرفتاري، صبر پيشه مي كنند. "... و ما شما را با بديها و نيكيها آزمايش مي كنيم و سرانجام به سوي ما باز مي گرديد." (انبيا، آيه 35)

 

مؤمن واقعي، هيچ وقت دچار اضطراب ناشي از احساس ناخودآگاه گناه نمي شود. اين احساس گناه، همان چيزي است كه اكثر بيماران رواني از آن رنج مي برند. عدم اضطراب مؤمن خود معلول چند علت است.

 

1- مؤمني كه از دوران كودكي بر اساس تربيت صحيح اسلامي رشد كرده است. به آساني در معرض فريب، قرار نمي گيرد و به ارتكاب معاصي و گناهاني وادار نمي شود كه باعث عذاب و وجدان و احساس پستي و حقارت نفس و قرباني احساس گناه و سرزنش وجدان مي شود.

 

2- بديهي است كه هر انساني در معرض ارتكاب اشتباه قرار دارد و مؤمن نيز از اين قانون مستثني نيست. اما او به هنگام ارتكاب خطا، در يادآوري گناه و اعتراف به آن ترديدي به خود راه نمي دهد و در پيشگاه خداوند متعال به خاطر ارتكاب خطا، استغفار و توبه مي كند. زيرا خداوند سبحان، توبه پذير و بخشنده گناهان است. "كسي كه كار بدي انجام دهد يا به خود ستم كند سپس از خداوند، طلب آمرزش نمايد، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد يافت." (نساء، آيه 110)

 

اصولا اعتراف مؤمن به گناه و توبه به درگاه خداوندي، او را از كوشش براي دور نگهداشتن فكر گناه از ذهن – به منظور رهايي از ناراحتي رواني ناشي از احساس گناه باز مي دارد. توضيح اينكه كوشش، براي دور نگهداشتن فكر گناه از ذهن نهايتاً به سركوب ناخودآگاه آن مبني مي شود. اما بايد توجه داشته باشيم كه سركوب فكر گناه باعث نمي شود كه آن نيروي انفعالي احساس پستي و حقارتي كه همراه فكر گناه وجود داشته باشد نيز از بين برود.

 

بنابراين نيروي انفعالي مزبور به شكل اضطرابي مبهم و پيچيده در انسان، بروز مي كند كه باعث رنج و ايجاد تشنج رواني در شخص مي شود، در نتيجه انسان سعي مي كند با پناه بردن به عوارض برخي از بيما ريهاي رواني از شدت آن بكاهد.

 

 

ب) روش قرآن در روان درماني:

براي ايجاد تعديل يا تغيير شخصيت و رفتار افراد ضرورت دارد كه ابتدا درباره تعديل يا تغيير افكار و گرايشهاي فكري آنها اقدام شود چرا كه رفتار انسان به مقدار زيادي تحت تأثير افكار و گرايشهاي او قرار دارد. به همين دليل، هدف اساس روان درماني، تغيير نوع تفكرات بيماران رواني درباره خودشان و مردم و زندگي و مشكلات است كه قبلاً از مقابله با آنها عاجز بودند و همين موجب اضطرابشان مي شده است.

 

اما بيمار رواني با تغيير افكاري كه در اثر درمان، حاصل مي كند در برابر مشكلات و حل آنها ناتوان مي شود و غالباً پس از درمان درك مي كند، مشكلاتي كه در گذشته سبب اضطراب و بيماريش مي شدند به آن اندازه اي كه او تصور مي كرده حايز اهميت نبوده و در واقع، دليلي براي اضطراب شديدش به خاطر آنها وجود نداشته است.

 

اساساً، يادگيري عملي است كه در جريان آن، افكار، گرايشها، عادتها و رفتارهاي انسان، تعديل مي شود و تغيير مي يابد. كار روان درماني در اصل تصحيح يادگيريهاي نادرست گذشته است كه بيمار در جريان آن با افكاري اشتباه، يا اوهامي درباره خود و ديگران و زندگي و مشكلات اضطراب انگيزي مواجه بوده است.

 

قرآن در مردم، تغييراتي شگرفت- كه در پايه ريزي نظام جديد زندگي شخصي انسان و نظام روابط انساني را در خانواده، يا به طور كلي در جامعه مؤثر بوده است- ايجاد كرده و موفقيتهاي بزرگي براي تحت تأثير قرار دادن شخصيتهاي مردم به دست آورده است.

 

به طور خلاصه مي توان گفت، در ميان تمام ادياني كه در طول تاريخ به وجود آمده اند، قرآن به نحوي مطلوب و بي نظير موفق شد، تغييراتي بسيار مؤثر در شخصيت مسلمانان و جامعه اسلامي به وجود آورد و در مدتي كوتاه، از مسلمانان، افرادي با شخصيت انساني كامل و متعادل آرام و مطمئن بسازد كه آنها توانستند با نيروي خارق العاده اين تغيير، دنيا را تكان دهند و مسير تاريخ را دگرگون سازند. حال اين سؤال پيش مي آيد كه قرآن، چگونه توانست روان عربها را درمان كند و شخصيت آنها را تغيير دهد، تا به اختصار، فهرستي از اين شيوه هاي درمان را گردآوري كرده ايم.

 

1- ايمان به توحيد.

 

2- تقوا: "... و هركس متقي و خداترس باشد، خدا (مشكلات) كار او را در دو عالم آسان مي گرداند." ( طلاق، آيه 4)

 

3- عبادات (شامل: نماز، روزه، زكات، حج).

 

4- صبر: "از صبر و نماز يادي جوئيد (و با استقامت و كنترل هوسهاي دروني و توجه به پروردگار نيرو بگيريد) و اين كار، جز براي خاشعان گران است." (بقره، آيه 84)

 

5- ذكر: "بنابراين در برابر آنچه كه آنها مي گويند صبر كن و قبل از طلوع آفتاب و پيش از غروب آن و همچنين در اثناي شب و اطراف روز، تسبيح و حمد پروردگارت را به جا آور، تا خشنود شوي." (طه، آيه 13)

 

 6- توبه: "بگو: اي بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده ايد، از زحمت خداوند نوميد نشويد كه خداوند، گناهان را مي آمرزد، خداوند آمرزنده و مهربان است." (زمر، آيه 53)

اعتقاد به اينكه خداوند متعال، توبه پذير و آمرزنده گناهان است و هرگز خلف وعده نمي كند، مسلمانان را به توبه و استغفار و پرهيز از گناه وا مي دارد و او را به مغفرت و رضايت الهي اميدوار و تشويق مي كند. هنگامي كه مسلمان، خالصانه توبه كند و به طاعت و عبادت خداوند صالح ملتزم شود، خاطرش آسوده مي شود و نفسش آرام مي گيرد و در نتيجه، احساس گناهي كه سبب نگراني و اضطراب او شده است، از بين مي رود.

 

  24

   

© 2002, Islamic Republic of Iran Broadcasting Website.
Email: tv@irib.ir : آدرس پست الكترونيك