آرم

 

 

 2

روشهاي تدريس 

 

الگوها و روشهاي تدريس

 

 

در اين جلسه ما بحثي را در مورد الگوها و روشهاي تدريس خواهيم داشت.

الگوها را معادل لغت انگليسي معادل روش را مقابل لغت «‌متوزمن» بكار مي‎بريم .

عملكرد ما و رفتار ما معمولاً تحت تأُثير باورهاي ماست. اگر به عنوان علمي‎ترش كنيم مي‎گويم، رفتارها تحت تأثير نظريه هايي كه در ذهن ما هست وما آن را پذيرفتيم .

بنابراين نظراتي كه رفتار من را مي‎سازد .اما رفتار من اگر قبلاز اينكه ساخته بشود ما يك قلبي برايش انتخاب مي‎كنم يا يك چهارچوبي،آن چارچوب را « الگو » مي‎گويم.

بنابراين منبع و منشأ الگو نظريه است – نظريه هاي محتلف الگوههاي مختلف مي‎سازند. بهمين دليل در نظامهاي آمورشي در تدريس و يادگيري الگوهاي متعددي داريم زيرا نظريه هاي مختلفي داريم.

الگو چيست؟ يا هادلنر چيست؟ يك نمونه كوچك از يك شي يا فرآيند يا مجموعه برزگ، اما آن شئي كوچك بايد حداكثر ويژگيهاي آن شئي برزگ را داشته باشد؟  

مثال شما مي‎خواهيد سلولهاي يك گياهي را مورد مطالعه قرار مي‎دهيد نمي‎توانيد كل آن گياه را زير ميكروسكوپ بگيريد .يك برش مي‎دهيم از آن مي‎گوئيم نمونه از سلولها.

يا فرض كنيد حتي اگر بافت سلول را مي‎خواهيد مطالعه كنيد يك برش از آن را مطالعه مي‎كنيم .

اگر بخواهيم آب رودخانه را آزمايش كنيم چقدر آلوده است.نمونه ار آن را بررسي مي‎كنيم مي‎گوييم: « مدل همان نمونه و الگو » است.

در خياطي هم وقتي ما مي‎گوييم الگوي خياطي يعني يك نمونه يك چارچوبي كه نمونه كار را براي من مشخص كند. ممكن است بهترين نباشد .

اما اين را بايد بدانيم كه وقتي من مي‎گويم نمونه‎اي از كار را مي‎خواهم در آزمايشگاه كار كنم . اين نمونه بايد ويژگي كامل آب رودخانه را داشته باشد. نمي‎توانم از يك جا بردارم بايد از جاهاي مختلفي بردارم ، بنابراين اگر من يك الگو تدريس يا چارچوبي را با رضايت انتخاب كردم. اين چارچوب بايد نماينده آن نظريه يا آن يافته هاي علمي يا آن مجموعه بزرگي كه من مي‎خواهم براساس آن حركت كنم داشته باشد. بايد ويژگي آن را داشته باشد.

با اين نگاه به الگو، پس الگو عام‎تر از تدريش است .تدريس فعاليتي است كه در داخل يك الگو صورت مي‎گيرد.

آن الگو و چارچوب نوع فعاليت من رايا متدلوژي تكنيكهاي مرا مشهص مي‎كند در فرآنيد آموزش ما الگوهاي متعددي داريم . سعي مي‎كنم تا از اين الگوها را اشاره بكنم .

 

 

عزيزان را رجوع مي‎دهمبه انواع كتابهاي روانشناسي تدريسي يا تربيتي و نمونه آن :

1.     يكي از الگوهايي كه معمولاً در بعضي از كتابهاي روانشناسي تربيتي و پرورشي آمده است الگوي عمومي تدريس يعني اكثر روانشناساان و متخصصان نظم و تربيت اين الگو را توصيه مي‎كنند .

حالااين الگو چيست ؟ داراي 5 مرحله است. توجيه مي‎كنم كه اين مرحله را معلمين در نظر داشته باشند.

 

 

گام اول : در اين الگو تعيين هدفهاي تدريس است ما به عنوان معلم وقتي وارد كلاس مي‎خواهيد وارد بشود مشخص كندهدف چيست وچه تغييري مي‎خواهيد ايجاد كنيد .

 

گام دوم: هدف‎شان مشخص نشد رفتار ورودي را مشخص كند رفتار ورودي يعني چه؟ پيش دانسته هاي فردي يا پيش نيازهاي علمي فرد در آن زمنيه كه مي‎خواهيد تدريس كنيد.

 

چرا باز براساس بحث ارتباط. اگر بخواهيم ارتباط را برقرار كنيم بايد نكات مشترك را با فرد مورد توجه قرار بدهيم . همين هدف من مشخص است. پايه علمي فرد مشخص است،  ميآيم روش و وسايل تدريس را پيش بيني مي‎كنم ، چه ابزار و متدلوژي مي‎خواهم بكار ببرم بعد از مشخص كاردن آنها سازماندهي شرايط و موقعيت مي‎پردازيم . اين ابزار وم محتوايي كه در اختيار من است .

چه جوري سازماندهي كنم چه جوري طراحي كنم كه بتوانم سريعتر به هدف برسم.

وقتي سازماندهي كردم وموقعيت را مشخص كردم إر واقع دارم اجرا مي‎كنم چون در تعريف تدريس اشاره شد تدريس يعني ايجاد شرايط تعيير براي شاگرد.

آن هم با برنامه‎ريزي منظم سيستماتيك. اينجا اجراي سازماندهي شرايط را همان اجراء و منظم و مرتب كردن مجموعه عناصري كه لازمه رسيدن به هدف باشد.

نكته آخر ارزشيابي است. من بايد ببينم عملكرد خودم را، كه آنچه را مد نظر داشتم رسيدم يا نه اين يك الگو است.

اگر اين الگو شما قبل از ورود به كلاس انجام دهيد اسم آن را طراحي مي‎گزاريم بهرحال يك ار روشهاي طراحي است. بنابراين يك چارچوبي تعيين هدف، تعيين هدفهاي ورودي. روشها. متدلوژي وسايل و ابزار يك معلم در هر درس يا هر شرايط يا هر شيوه‎اي كه خود مي‎خواهد اين عناصر اصلي را توجه كنيد . اين را مي‎گوييم يك الگوي عمومي تدريس كه مخصوصاً‌ در شيوهاي طراحي ما در اول كتابها، فعاليتها، خيلي مطرح شده و انشاءا... در شيوهاي آموزشي در طرح  درس‎نويسي اشاره خواهم كرد .

اما در كنار اين، عرض كردم همه الگوها، فرصت نيست بحث شود.من دو الگو را كه تقريباً‌ دو نگاه متفاوت را مورد بررسي قرار مي‎دهيد موردبررسي قرار خواهم داد.

يكي الگوي پيش سازمان دهنده ياادونس ارگانيز ، ديگري الگوي حل مسأله يكي ناظر برمعلم محور بودن فعاليت است و ديگري ناظر بر دانش آموز محور بودن دو نگاه و دو نظريه هست. ابتدا الگوي پيش سازمان دهنده ما گاهي بحث از لغت پيش سازمان دهنده مي‎كنيم، توي ذهن معلم ما تداعي مي‎شود .

پيش سازمان دهنده بعني معلم ، بله معلم هم سازمان دهنده هست ولي در اينجا پيش سازمان دهنده به فرد اطلاق نمي‎شود فرض مي‎كنيم مي‎خواهيم تدريس كنيم بقول آقاي « آزوند»‌ اگر در فرآيند تدريس جوري عمل كنيم كه اطلاعات ؟؟؟ ارتباط پيدا كند با ساخت شناختي ما يا اطلاعات قبلي ،يادگيري معنا دار مي‎شود، فرد مي‎فهمد دروني مي‎شود اين اطلاعات برايش از همين مفهوم آزوند استنباط كردند اين الگو را ساختند.

پس پيش سازمان دهنده فرد نيست بلكه يك مفهوم كلي است كه در ابتداي تدريس ساخته و بكار گرفته مي‎شود تا زمينه را مساعد كند براي پيوند اطلاعات جديد من با اظلاعات گذشته .

به آن مفهوم كلي كه پيوند مي‎دهد مفهوم جديد را با مفهوم گذشته مي‎گويم پيش سازمان دهند.

پس پيش سازمان دهنده مفاهيم كلي است كه در ابتدا تدريس مطرح  مي‎شود تا در ابتدا تدريس مطرح مي‏‎شود تا اطلاعات جديد را بههاطلاعات گذشته من ربط بدهم.

 

 

سؤال : منظور دانش‎آموز است ؟ بله دانش جديد را با ساخت شناختي ما با گامي اين كلمه ساخت شناختي در بعضي از كتابي ممكن است براي معلمين ما يك مقدار نا آشنا باشد.

ما وقتي مي‎گويم ساخت شناختي .مجموعه دانش كه در زمينه يك علم در ذهن من است.

مجموعه اطلاعاتي كه من در ذهن در درس رياضي دارم ساخت شناختي من است.

مجموعه اطلاعاتي كه در ذهن من درستي است مي‎شود ساخت شناختي من.

مسلم است سخت شناختي يك فرد و ديگر فرق كند. آرزول مي‎گويد. اگر مفاهيم جديد شنختي با ساخت شناختي ارتباط برقرار كند يادگيري معنا دارد صورت مي‎گيرد هر گاه اطلاعات جديدمن جاي بگيرد و متصل شود با اطلاعات گذشته من، يادگيري براي من معنا دارد. اگر مفهوم و مبحثي را به عنوان معام ارائه بدهيد همان زمينه مشترك، اگر شاگرد در ذهن شخصي خود و حافظه خود اطلاعات كافي نداشنه باشد ممكن است مفهوم و ادراك نكند من اينجا واقعتي را بگويم. ما خدمت سربازي انجام مي‎داديم. دوست داشتيم .

ايشان ديپلم گرفته بود ولي مال منطقه‎اي بود كه در آنجا برف نمي‎آيد. اولين باري بود در آن پادگان برف آمده وي وايستاد بود برف را نگاه مي‎كند. وقتي به آن گفتم برف نديدي گفت نه.

گفتم : برف نديد اما توي كتاب نخواندي

گفت من فكر مي‎كردم قالبهاي شما كه در شهر من مي‎فروخته آنها برف است. آن موقع تلويزيون نبود!

وقتي راديو اعلام مي‎كرد در آنجا بيست سانت برف آمد. توي ذهن من مي‎آمد. خدايا چرا اين خانه ها را خراب نمي‎كند.

همين حالا در كدامهاي ما بسياري از مفاهيم را حفظ مي‎كنم امكان مي‎دهم ولي براي من معنادار نيست فقط حفظ كردم. سالها بعد متوجه مي‎شوم آنچه را معلم مي‎گفت چه بود ... بنابراين در اين الگو من بايد در ابتداي تدريس بايد توجه كنم.

مثل ملاتي كه بناها روي آجر مي‎گذارد تا بيقه آجرها به آن بچسبند. من بايد يك مفهوم كلي را مطرح كنم تا اطلاعات جديد من با اطلاعات گذشته من وصل بشود . معنا دار بشود .

حافظه كوتاه مدت اگر تمرين نشود تكرار نشود بلافاصله از بين مي‎رود. بهمين دليل به حافظه بلند مدت يعني خزانه اطلاعات ذخيره شده است اشاره كردم.

 

 

ويژگيهاي الگوهاي پيش سازمان دهنده را :

ويژگيهاي الگوهاي پيش سارمان دهند را ، ما مي‎خواهيم مراحل تدريس را بگويم. ببينم چه ويژگي دارد و چه مراحلي را بايد طي كنم .

اگر مي‎خواهم تدريس كنم و روشي را بكار ببرم چه مراحلي را بايد طي كنم. سؤال آيا عناصر ندارد؟ چرا عناصر آن همان مراحل است.آن مراحل راعناصر مي‎گويم. چون يك مقدار عملي‎تر است. چون آن الگو بيشتر در طراحي استفاده مي‎شود اما در الگوي پيش سازماني بيشتر يك الگوي اجرايي است. بهمين دليل مراحل اجرا مي‎گويم.

اولين مرحله اجرا، مراحل اجراي الگوي پيش سازمان يافته است. من چگونه بايد اين الگو را در كلاس اجرا كنم براساس مفاهيمي كه اشاره كرديم. پس يك معلم اولين گامش ارائه مفهوم كلي است. يك مفهوم عام است كه بستر و زمينه را براي همه فراهم مي‎كند. گام دوم مفهوم جديد بعد از اين كه اينجا اين مفهوم و يا آن قسمت بهم پيوند مي‎خورد با آن مفهوم كلي .

بعد از اينكه مفهوم جديد ارائه داد مثالها و تمرينها را انجام مي‎دهد.

وقتي تمرينها را حل كرد. مثالها را مشحص كرد مي‎آيد. اين را پيوند مي‎دهد به عنوان يك ساخت هماهنگ و منسجم تا در ذهن شاگرد جاي بگيرد .

 

 

بعنوان مثال :

من در درس علوم امروز در مورد توليد مثل گياهان دارم درس مي‎دهم. مخصوصاً‌ موضوع درس من درباره پرچم و مادگي به عنوان اندامهاي توليد مثل. براي شاگرد خيلي سخت است . براي شاگرد ابتداي يا راهنمايي ،اما شما مي‎دانيد بعضيهاي ما چه بطور طبيعي يا بطور اموزشي در كتاب . مفهوم توليد مثل در جانوران را راحت‎تر مي‎فهمند مخصوصآً بجه هاي روستايي .

اينجا نمي‎خواهدمعلم خيلي جزئي وارد مسأله بشود. مي‎گويد بجه ها شما در زمينه توليد مثل جانوران واندامها يتوليدمثل مطالبي خوانديد .

حالا من وقتي مي‎گويم پرچم يعني همان اندام ارگانيسم گياه ، يعني مادگي يعني همان نقش.

درهمين حد كافياست . پرچم  چه نقشي دارد، توضيح مي‎دهم .

وقتي توضيح دادم. مي‎گويم . انواع گرده افشاني كه صورت مي‎گيرد برايش مثال مي‎زنم . يك مجموعه كامل بدست ميآيد اين را الگوي پيش سازمان يافته مي‎گويم.

اما الگوي ديگر. مفهوم ديگري كه در انيجا وجود دارد كنش و واكنش معلم و شاگرد  است هميشه استخضار داريد كه ارتباط يك طرفه است. يعني انتقال اطلاعات از سوي معلم به شاگرد است نه از دانش‎آموز به معلم .

روابط ميان گروهي چيست ؟ آيا خود دانش‎آموزان در درون فعاليت كلاس با هم ارتباط دارند. نه خير، مثل همين كس رديف نشستند و همه به معلم كه منبع فيض است نگاه مي‎كنند .

 

 

نكته سوم: منابه و شرايط چيست؟ موقعيت يادگيري چيست؟ موقعيت يادگيري منحصر مي‎شود به كلاس درس و معلم و منبع آن شما و هم معلم و كتاب درس است.

شما از همين جا مي‎توانيدمطالب و محاسن اين روش راه معلم مدار است . شاگرد را كمتر تجربه و فعاليت مي‎كنند.

در مقابل اين الگوي ديگري است الگوي حل مسأله. در الگوي حل مسأله معلم به هيچ وجه معلم مستقيماً‌ اطلاعات را در اختيار بچه ها قرار نمي‎دهد.

بلكه شرايط و موقعيت پيش مي‎آيد كه سؤال براي بچه ها بوجود مي‎آيد يعني طرح مسأله مي‎كند در طرح مسأله بايد دقت كند پيش نياز و مباني علم شاگرد بايد مورد توجه قرار گيرد.

چون اگر من مسأله‎اي را مطرح كنم  و آن نتواند شناخت كافي از آن مسأله داشته باشد قادر به ادامه تحقيق و مطالعه در مورد آن نخواهد بود.

بنابراين اولين گام در الگوي حل مسأله. گفتم معلم مستقيماً‌ اطلاعات را در اختيار بجه ها قرار نمي‎دهد طرح مسأله است.

وقتي مسأله مطرح شد و سؤال در ذهن بچه ها طرح شد .كنجكاوي بايداور هدايت كنيم به جمع‎آوري اوليه اطلاعات برود مطالعه كند.

يا حداقل جلسه‎اي در كلاس بحث مي‎گذرانيم كه چرا اين مسأله ايجاد شد. اطلاعات مقدماتي را بايد بدست بياورد و در مراحل سوم بايدفرضيه سازي كند و راه حل احتمالي را بررسي كند.

چرا ما مي‎گوييم اطلاعات مقدماتي را بايد بدست بيآوريم .تا من اشراف و آگاهي كلي نداشته باشم نمي‎توانم راه حل براي آن پيش بيني كنم.

 

 

سؤال حضار :

در مورد جمع‎ آوري اوليه اطلاعات اوليه كه فرموديد.

حتماً اطلاعاتي كه مي‎گيرند بايداز منبع كتاب باشد يا هر منبعي ديگري؟ نه خير از هر منبعي مي‎تواند در اين الگو منابع و شرايط محدود به كتاب نسبت چون حالت پژوهش و تعميق دارد.

در فرضيه .فرضيه راه حلهاي احتمال ، علمي است براي مسأله ايجاد نشدكه هنوز صحت و سقم آن مشخض نيست .

بعداز اينكه فرضيه ها تجزيه و تحليل قرار گرفت ومورد تأييد و راهنمايي معلم قرار گرفت. آزمايش فرضيه ممكن است در علوم تجربي در آزمايشگاه كار شود. در يك علم ديگر وارد كتابخانه شود و كار كند. يا در بستر اجتماعي مطالعات را انجام بدهد. شيوه ها و متدلوژي فرق مي‎كند اما او بايد برود.

اين بار دقيق‎تر و منسجم تر بايداطلاعات را جمعآوري كند.

وقتي اطلاعات جمع‎آوري شده دسته بندي ، تجزيه و تحليل و بعد نتيجه‎گيري صورت مي‎گيرد. خوب دقت كنيد در الگوي اول معلم بود كه اطلاعات مي‎داد در الگوي دومي معلم راهنمايي مي‎كند و شاگرد است كه اطلاعات را به معلم مي‎دهد. شاگرد است كه تحليل و نتيجه‎گيري وبعد به معلم برمي‎گرداند .

بنابراين كنش و واكنش معلم و شاگرد يك ظرفيت متمايل است و حتي در برخي از پروژه ها ما هم جزء گروه است.

گاهي ناظر و سرپرست است . بهر حال يك ارتباط دو جانبه وجود دارد . كنش و واكنش شاگردان ، بله من مي‎توانم در اين شيوه بچه ها را فردي وادار به پژوهش بكنيم . گروهي عمل كنند.

 كاملاً بچه ها مي‎توانند بايكديگر ارتباط تنگاتنگ داشته باشد. ديگري رديفي نيست. بچه ها باهم كار مي‎كنند باهم آزمايش مي‎كنند . دقيقاً مثل كار آزمايشگاهي.

منابع چه اشاره كردم . منايع منحصر به كتاب نيست از هر كتابي از هر فردي ار هر موقعيتي مي‎توانند براي كسب اطلاعات استفاده كنند.

ملاحظه مي‎فرمائيد در الگوي اول شاگرداطلاعات معنادار را يادمي‎گيرد. اما در الگوي دومي علاوه بر مفاهيم، اطلاعات روش مطالعه را ياد مي‎گيرد و فعاليت نسبت به الگوي اول.

البته هر كدام از الگوها مشكلات و معايب و محاسن خاص خودشان را دارند. در الگوي دومي ما معلم كار آمد مي‎خواهيم كه خودش كارمحقق باشد امكانات رامي‎خواهيم از همه تسخر شد. در زمان بسته معين شد.

اين روش سخت است بايد زمان را آزاد گذاشت. چون دانشجو ؟ در آن فاصله تعيين شده نتواند كارهايش را ارائه بدهد.

 

 

 2

   

© 2002-2005, Islamic Republic of Iran Broadcasting Website.
Email: Amouzeshtv@irib.ir : آدرس پست الكترونيك