اخبارراديوسرويس جهاني| حيات با عزت|  قرآن و عترت|  ايران شناسي| ورزشآب و هوا | در پرتو رهبري

 

 39

جوامع الحکايات

 

 

شتر فراری

 

    « امیر اسماعیل سامانی » حاكم سرزمین مرو بود. او دلی مهربان داشت و علاقه مند بود كه به مردم كمك كند. در روزهای برفی و بارانی، سوار بر اسب خود می شد و در میدان شهر می ایستاد تا اگر آدم مظلوم یا فقیری از آنجا بگذرد او را ببیند و به كمكش بشتابد. بعد از مدت زیادی كه در میدان می ایستاد در اطراف شهر می گشت و به فقیران كمك می كرد و به مشكلات آنها می رسید، وقتی هم كه به قصر بر می گشت، دو ركعت نماز شكر می خواند و می گفت: « خدا را شكر كه توانسته ام خدمتی به مردم بكنم. »

    روزی، به او گفتند: « ای امیر! حاكمان در روزهای برفی و بارانی از خانه شان بیرون نمی آیند، چرا شما خودتان را به زحمت می اندازید و در هوای سرد، سوار بر اسب در میدان می ایستید؟ »

       امیر جواب داد: « در چنین روزهایی، غریبه ها و بیچاره ها دلتنگ تر می شوند و نیاز بیشتری به كمك دارند، باید با آنها همدلی كرد، اگر آنها دعایی در حق من كنند، خداوند زودتر قبول می كند. »

    روزی، امیر اسماعیل مثل همیشه سوار بر اسب شد و به راه افتاد تا در اطراف شهر نیازمندی را پیدا كند. در مزرعه ای، شتری را دید كه در حال خوردن محصول بود، به یكی از خدمتكاران خود گفت: « پیاده شو و ببین شتر مال كیست، ببین مهر و داغ چه كسی بر روی پوست اوست. » خدمتكار به داغ شتری نگاهی كرد و گفت: « ای امیر! این شتر، داغ و مهر گله های شما را دارد. »

    امیر اسماعیل دستور داد تا شتر را بگیرند، بعد گفت: « یك نفر برود و ساربان شتر مرا پیدا بكند و بیاورد. » كسـی رفـت و سـاربان را آورد، ساربان روی شتر دیگری نشسته بود و به دنبال شتر گمشده می گشت.

    امیر از او پرسید: « ای مرد! شتر من در مزرعه مردم چه می كند؟ » ساربان گفت: « قسم می خورم كه آن شتر از شب گذشته فرار كرده است. امروز صبح سحر فهمیدم كه گمشده است و از آن موقع تا حالا به دنبالش می گشتم. »

    امیر حرف های ساربان را شنید و قبول كرد بعد فرمان داد كه صاحب مزرعه را آوردند و به او گفت: « شتر من وارد مزرعه تو شده و كمی از محصولات آن را خورده است. شما به طور متوسط چه مقدار محصول از این مزرعه برداشت می كنید؟ » آن مرد حقیقت را گفت و امیر فرمان داد تا فوری بهای محصول او را به نرخ روز بدهند. بعد رو به دیگران كرد و گفت: « اگر من بخواهم آدم بی انصافی باشم، نمی توانم از دیگران توقع انصاف داشته باشم. »  

 

 

 

 39

© 2002, Islamic Republic of Iran Broadcasting Website.
Email: tv@irib.ir
: آدرس پست الكترونيك