|
||||
|
|
جوامع الحکايات
مگس و پادشاه
مردی، كنار پادشاهی نشسته بود. پادشاه خوابش می آمد اما هر وقت كه چشم های خود را می بست تا بخوابد، مگسی می آمد و روی صورت او می نشست. پادشاه با دست محكم به صورت خود می زد كه مگس را دور كند. مدتی گذشت و پادشاه از آن مرد پرسید: « اگر گفتی چرا خداوند مگس را آفریده است؟ » مردگفت:« مگس راآفریده تا زورگویان بدانند بعضی وقت ها زورشان حتی به یك مگس هم نمی رسد! »
|
![]() |
||
|
© 2002, Islamic
Republic of Iran Broadcasting Website. |
||||