|
||||
|
|
جوامع الحکايات
پذیرایی از مهمان
دو نفر با هم دوست صمیمی بودند. روزی یكی از آنها به مهمانی دیگری رفت. میزبان در مهمانی خود خیلی بریز و بپاش می كرد و سعی داشت كه بیشترین پذیرایی را از مهمان خود بكند. مهمان آماده رفتن شد و گفت: « من دیگر می خواهم بروم، اما بدان كه تو نتوانستی از مهمان خود پذیرایی كنی یك روز باید به خانه من بیایی تایاد بگیری چگونه ازمهمان پذیرایی می كنند. » میزبان خجالت كشید و در فكر فرو رفت و با خود گفت: « مگر من چه كوتاهی كردم؟ چه چیزی را نادیده گرفتم؟ » مرد میزبان مدتی در این فكرها بود تا اینكه روزی به شهر دوست خود سفر كرد و به خانه او رفت. آن دوست از دیدنش خوشحال شد و خوشامد گرمی گفت و با هم گرم گفتگو شدند. موقع ناهار كه شد صاحبخانه غذایی ساده در سفره گذاشت، كمی نان و سركه و از این جور چیزها. مهمان با تعجب نگاهی كرد و با خود گفت: « حتماً پذیرایی درست و حسابی فردا خواهد بود. » اما روز بعد هم همان غذاهای ساده را جلوی او گذاشتند. روزهای بعد هم وضع سفره هیچ تغییری نكرد. مهمان كه تعجب كرده بود، با خود گفت: « با آن همه پذیرایی عالی كه كردم به من می گفت كوتاهی كرده ای، ولی حالا خودش برای پذیرایی از من هیچ تلاشی نمی كند! » چند روزی كه گذشت، مرد مهمان خجالت را كنار گذاشت و گفت: « از مهمان این طور پذیرایی می كنند؟ » دوستش گفت: « بله، برای غریبه ها باید بریز و بپاش كرد. موقعی كه من پیش تو آمدم دلم می خواست یك ماه در خانه تو بمانم و در كنارت باشم، اما تو با آن نوع پذیرایی كه از من كردی، فكر كردم حتماً از دست من خسته شده ای، این بود كه روز سوم خداحافظی كردم و رفتم. اما من دوست دارم كه تو همیشه پیش من باشی. برای همین است كه خیلی ساده از تو پذیرایی می كنم. اگر یك سال هم بمانی و مهمان من باشی، هیچ مشكلی برایم پیش نخواهند آمد. » مرد مهمان كه عاقل و دانا بود حرف های دوست خود را درك كرد و فهمید كه پذیرایی بیش از حد لازم، بین دو دوست كار درستی نیست. همیشه باید با روی خوش از مهمان پذیرایی كرد نه با سفره های رنگارنگ.
|
![]() |
||
|
© 2002, Islamic
Republic of Iran Broadcasting Website. |
||||