اخبارراديوسرويس جهاني| حيات با عزت|  قرآن و عترت|  ايران شناسي| ورزشآب و هوا | در پرتو رهبري

 

فرهنگ سخنان بانو فاطمه زهرا (ع)

 

 

چهارم: خوشرويي ß د – روابط اجتماعي ، حديث 84

·        دعوت مردم به قيام  ß م – مبارزات سياسي و  و – وصيتهاي سياسي و د – دفاع

·        دفاع و مبارزه

·        دعا و نيايش

·        دنيا و  دنيازدگي


اول : دعوت مردم به قيام

ß م – مبارزات سياسي و – وصيتهاي سياسي و د – دفاع

 

دوم : دفاع و مبارزه حضرت فاطمه (س)

1 – دفاع در برابر هجوم گستاخانه به منزل امير المؤمنين (ع)

پس از ماجراي سقيفه، و سرپيچي عده اي از بيعت با ابوبکر، براي آنکه به خيال خودشان مرکز تجمع مخالفان را مورد تهديد قرار دهند، به خانه امام يورش آوردند، عمر و قُنفذ، و طرفداران آنها تهديد کردند، اگر امام (ع) براي بيعت به مسجد بيرون نيايد ، خانه را آتش مي زنيم !!

 

 

·        حديث 64

(شما اي گمراهان و دروغگويان! چه مي گوييد و چه مي خداهيد؟

اي عمر ! آيا از خدا پروا نداري ؟ اين گونه مي خداهي وارد خانه من شوي؟

آيا با حزبت که حزب شيطان است، مرا مي ترساني در حالي که حزب شيطان ناتوان است !

واي بر تو ! اين چه جرأت و جسارتي است که بر خدا و پيامبر (ص) او داري؟ آيا مي خداهي دودمان پيامبر را نابود کني ؟ و نور خدا را خاموش ؟ آگاه باش که خداوند نور خود را فروزان و جاودانه نگه مي دارد.

از شرکت و حضور در ميان نامحرمان ، پرهيز داشتم، اما تهاجم و طغيان تو مرا از خانه بيرون کشيد و حجت را بر تو و بر ديگر گمراهان تمام کرد.

سوگند به خدا، چون کراهت دارم که بي گناهان دچار بلا و گرفتاري شوند، دست از نفرين بر مي دارم.

اگر چنين نبود، مي دانستي که سوگند و نفرين من به سرعت تحقق مي يافت و عذاب خدا فرو مي باريد)[1]

پس از کوبيده شدن بين در و ديوار و به شهادت رسيدن حضرت محسن (ع) فرمود:

(اي پدر! اي رسول خدا! بنگر  که با دخترمورد علاقه تو چنين رفتار مي شود: آه : اي فضّه بيا و مرا درياب، سوگند به خدا، فرزندي که درشکم داشتم، کشته شد)[2]

 

2 – دفاع و افشاگري در برابر مهاجمان به منزل امام علي (ع)

الف – افشاگري توطئه ها

در آن هنگام که عمر با گروهي به منزل امام علي (ع) يورش آوردند، و با تهديدهاي پياپي نتوانستند در خانه را بگشايند، به دستور عمر هيزم آورده و درب منزل را به آتش کشيدند، حضرت زهرا (س) براي دفاع از ولايت و حرمت حريم امامت ، در برابر ستوني از دود و شعله هاي آتش به پيش رفت و فرمود:

 

 

·        حديث 65

(اي پسر خطاب ! آيا تو را مي بينم که خانه ام را آتش مي زني؟ آيا آمده اي که خانه ما را بسوزاني؟ آيا تو علي (ع) و فرزندان مرا به آتش مي کشي؟)

پاسخ شنيد:

سوگند به خدا ، يا شما را براي بيعت با ابوبکر بيرون مي آورم و يا همه شما را با خانه به آتش مي کشم!

حضرت زهرا (س) فرمود:

يا عُمرُ أما تتقي الله تَدْخُل عَلَي بَيْتي؟

(اي عمر ! آيا از خدا نمي ترسي ؟ که (بي اجازه) وارد خانه ام مي شود؟)

 

ب – شکوه ها با پدر

اينجا بود که حضرت زهرا (س) نگاه به قبر پدر کرد و فرمود:

 

 

·        حديث 66

(واي اي پدر اي پيامبر خدا ! چه مصيبتهايي که از دست پسر خطّاب و پسر أبي قحافة کشيديم!

اي ابوبکر، چه زود کينه توزيهاي خود را بر اهل بيت رسول خدا (ص) ظاهر کرديد !! سوگند به خدا از اين لحظه ، تا روزي که خدا را ملاقات مي کنم، هرگز با عمر صحبت نخداهم نمود!).[3]

 

ج – محکوم نمودن مهاجمان

امام صادق (ع) نقل مي فرمايد که :

وقتي مهاجمان به خانه امير المؤمنين علي (ع) يورش آوردند که در خانه را بشکنند يا بسوزانند و وارد منزل شوند، حضرت زهرا (س) پشت درب منزل رفته، خطاب به عمر که در پيشاپيش مهاجمان بود فرمود:

 

 

·        حديث 67

(واي بر تو اي عمر ! اين چه جرأت و جسارتي است که نسبت به خدا و رسول خدا کرده اي ، آيا مي خداهي نسل رسول خدا را نابود کني؟ و از ميان برداري ؟ آيا مي خداهي نور خدا را خاموش کني؟ خداوند نور خود را حفظ مي کند و تداوم مي بخشد)[4]

 

3 – دفاع از امير المؤمنين (ع)

الف – دفاع و يادآوري فضائل اهل بيت :

در آن هنگامه غم آلود که علي (ع) را با زور به طرف مسجد مي بردند، فاطمه (س) ميان جمعيت آمد و بين امام و آنها قرار گرفت، و فرمود:

 

 

·        حديث 68

(سوگند به خدا، نمي گذارم پسر عموي مرا ظالمانه به سوي مسجد بکشانيد. واي بر شما چه زود به خدا و رسولش خيانت کرديد و به خانواده او ستم نموديد، با اين که رسول خدا پيروي از ما و دوستي با ما را به شما سفارش کرده و فرمود که (در امور زندگي ) از اهل بيت (ع) اطاعت نماييد، که خداوند فرمود:[5] به مردم بگو از شما پاداش رسالت نمي خداهم، جز آن که با اهل بيت من دوستي نمائيد) [6]

 

ب – تهديد به نفرين کردن

امام صادق(ع) نقل مي فرمايد

در آن لحظه که امام علي (ع) را به سوي مسجد مي کشيدند، و هيچ کس در آن غربت و تنهايي دفاع نمي کرد، حضرت زهرا (س) خود را به امام رساند و خطاب به عمر فرمود:

 

 

·        حديث 69

(اي پسر خطّاب ! سوگند به خدا اگر کراهت نداشتم که بيگناهان (مدينه) گرفتار بلاي الهي شوند، نفرين مي کردم و آنگاه مي فهميدي که نفرين من خيلي زود تحقق مي پذيرد).[7]

4 – دفاع از امام در مسجد

آنگاه که امام را مظلومانه و با ستم به مسجد بردند، حضرت زهرا (س) وارد مسجد شد و فرمود:

 

 

·        حديث 70

رها کنيد پسر عموي مرا ؛

قسم به آن خدايي که محمد (ص) را به حق برانگيخت. اگر از علي دست برنداريد، گيسوان خود را پريشان کرده و پيراهن رسول خدا (ص) را بر سر افکنده و در برابر خدا فرياد خداهم زد، يقين بدانيد که ناقه صالح، در نزد خدا از من گرامي تر و بچه آن ناقه نيز از فرزندان من قدر و قيمتش زيادتر نبود)[8]

 

5 – دفاع از جان امام

پس از بردن امام به مسجد، در آن ازدحام جمعيت، عمر با شمشير برهنه تهديد کرد که : اگر با ابوبکر بيعت نکني گردنت را مي زنم. در اين هنگام حضرت زهرا (س) خطاب به ابوبکر فرمود:

 

 

·        حديث 71

(اي ابوبکر ! آيا مي خداهي شوهرم را از دستم بگيري؟ (و مرا بيوه سازي ؟) سوگند به خدا اگر دست از او برنداري، موي سرم را پريشان مي کنم و گريبان چاک زده کنار قبر پدرم رسول خدا مي روم)[9]

سپس دست امام حسن و حسين (ع) را گرفت تا در کنار قبر پيامبر (ص) با نفرين و ناله تهديد خود را تحقق بخشد.

امام علي (ع) به سلمان فرمود:

«سلمان فاطمه را درياب ، گوئي دو طرف مدينه را مي نگرم که به لرزه درآمد، سوگند به خدا اگر فاطمه (س) موي خود را پريشان کند و گريبان چاک نمايد و در کنار قبر پيامبر (ص) نفرين و ناله سر دهد، ديگر مهلتي براي مردم مدينه باقي نمي ماند، و زمين همه آنها را در کام مرگبار خود فرو مي برد»

سلمان شتابان خدمت زهرا (س) رسيد و گفت:

(اي دختر محمد(ص) خداوند پدرت را مايه رحمت جهانيان قرار داده است، خداهش مي کنم به خانه برگرد و نفرين در حق مردم نادان مکن.

حضرت زهرا (س) پاسخ داد:

 

 

·        حديث 72

(اي سلمان ! آنها قصد جان علي (ع) را دارند، و من در شهادت علي (ع) نمي توانم صبر کنم، صبرم تمام شده، مرا به حال خود بگذار تا کنار قبر پدرم بروم ، موهايم را پريشان نمايم، گريبان چاک دهم، و به درگاه خدا ناله سردهم) [10]

سلمان فارسي که فاطمه (س) را براي ناله و نفرين مصمم يافت گفت: امام علي(ع) مرا فرستاد و فرمود که به شما بگويم : (فاطمه جان به خانه بازگرديد و از ناله و نفرين خودداري کنيد).

وقتي حضرت زهرا (س) پيام امام را شنيد فرمود:

 

 

·   حديث 73

(حال که شوهرم و امام من، فرمان داده که به خانه باز گردم) مي روم و صبر مي کنم و سخن آن بزرگوار را مي پذيرم و از او اطاعت مي کنم) [11]

 

6– دفاع تا رهايي و سلامت امام (ع)

آنگاه که سلمان فارسي از يگانه دخت پيامبر خداست تا دست از نفرين و ناله بردارد، و بخانه بازگردد ، فرمود:

 

 

==========================================================

==========================================================

[1]  - صف 8

[2]  - الوافي ، ج 2 ، ص 188 و اصول کافي ، ج 1 ، ص 460 و ارشاد، ديلمي ، ص 176

[3]  - الغدير ، ج 7 ص 373 و 369 ، ج 7 ، ج 10 ص 124 و بحارالانوار ج 28 ص 322 و ج 43 ص 197

 [4] – بحارالانوار ، ج 5 ، ص 18 (طبع قديم) ، بحار ، ج 28 ، ص 339

[5]  - شوري ، 23

[6]  - کتاب عوالم ، ج 11 ، ص 414 و بحارالانوار ج 8 ص 233 (طبع قديم).

 [7]- اصول کافي ، ج 1 ، ص 460 و الوافي ، ج 2 ، ص 188

[8]  - کتاب عوالم ، ج 11 ص 211 و مناقب اين شهر آشوب ، ج 3 ، ص 118 / 340

[9]  -کتاب عوالم ، ج 11 ص 211 و مناقب اين شهر آشوب ، ج 3 ، ص 118 و بحارالانوار، ج 43 ص 47

[10]- کتاب عوالم، ج 11 ص 211 و مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 118 و بحار ، ج 43 ص 47

      

 11   

 

 

© 2002, Islamic Republic of Iran Broadcasting Website.
Email:
tv@irib.ir : آدرس پست الكترونيك