اخبارراديوسرويس جهاني| حيات با عزت|  قرآن و عترت|  ايران شناسي| ورزشآب و هوا | در پرتو رهبري

 
 
شتر فراري

 

    « امير اسماعيل ساماني » حاكم سرزمين مرو بود. او دلي مهربان داشت و علاقه مند بود كه به مردم كمك كند. در روزهاي برفي و باراني، سوار بر اسب خود مي شد و در ميدان شهر مي ايستاد تا اگر آدم مظلوم يا فقيري از آنجا بگذرد او را ببيند و به كمكش بشتابد. بعد از مدت زيادي كه در ميدان مي ايستاد در اطراف شهر مي گشت و به فقيران كمك مي كرد و به مشكلات آنها مي رسيد، وقتي هم كه به قصر بر مي گشت، دو ركعت نماز شكر مي خواند و مي گفت: « خدا را شكر كه توانسته ام خدمتي به مردم بكنم. » روزي، به او گفتند: « اي امير! حاكمان در روزهاي برفي و باراني از خانه شان بيرون نمي آيند، چرا شما خودتان را به زحمت مي اندازيد و در هواي سرد، سوار بر اسب در ميدان مي ايستيد؟ » امير جواب داد: « در چنين روزهايي، غريبه ها و بيچاره ها دلتنگ تر مي شوند و نياز بيشتري به كمك دارند، بايد با آنها همدلي كرد، اگر آنها دعايي در حق من كنند، خداوند زودتر قبول مي كند. » روزي، امير اسماعيل مثل هميشه سوار بر اسب شد و به راه افتاد تا در اطراف شهر نيازمندي را پيدا كند. در مزرعه اي، شتري را ديد كه در حال خوردن محصول بود، به يكي از خدمتكاران خود گفت: « پياده شو و ببين شتر مال كيست، ببين مهر و داغ چه كسي بر روي پوست اوست. » خدمتكار به داغ شتري نگاهي كرد و گفت: « اي امير! اين شتر، داغ و مهر گله هاي شما را دارد. » امير اسماعيل دستور داد تا شتر را بگيرند، بعد گفت: « يك نفر برود و ساربان شتر مرا پيدا بكند و بياورد. » كسـي رفـت و سـاربان را آورد، ساربان روي شتر ديگري نشسته بود و به دنبال شتر گمشده مي گشت. امير از او پرسيد: « اي مرد! شتر من در مزرعه مردم چه مي كند؟ » ساربان گفت: « قسم مي خورم كه آن شتر از شب گذشته فرار كرده است. امروز صبح سحر فهميدم كه گمشده است و از آن موقع تا حالا به دنبالش مي گشتم. » امير حرف هاي ساربان را شنيد و قبول كرد بعد فرمان داد كه صاحب مزرعه را آوردند و به او گفت: « شتر من وارد مزرعه تو شده و كمي از محصولات آن را خورده است. شما به طور متوسط چه مقدار محصول از اين مزرعه برداشت مي كنيد؟ » آن مرد حقيقت را گفت و امير فرمان داد تا فوري بهاي محصول او را به نرخ روز بدهند. بعد رو به ديگران كرد و گفت: « اگر من بخواهم آدم بي انصافي باشم، نمي توانم از ديگران توقع انصاف داشته باشم. »  


   39                                         

 

 

 

 

 

 

 

 

© 2002, Islamic Republic of Iran Broadcasting Website.
Email:
tv@irib.ir : آدرس پست الكترونيك