درس پنجم
حرف تعريف the
|
|
دستور زبان
دستور زبان يا گرامر اين درس درباره كاربرد حرف تعريف the در انگليسي و سؤالاتي است كه با كلمات who, what ساخته مي شوند.
1 – هر گاه اسمي براي شنونده آشنا (معين) باشد درجمله انگليسي بر سر آن از حرف تعريف the استفاده مي شود مانند :
لطفاً كيف را به من بده .
Give me the bag please.
كه در اينجا كيف براي شنونده آشنا است يعني شنونده مي داند كه منظور گوينده كدام كيف است. و يا در مثال زير :
من ديروز پسر را ديدم .
I saw the boy yesterday.
شنونده مي داند كه كدام پسر مورد بحث است.
من ديروز پسري را ديدم .
I saw a boy yesterday.
شنونده نمي داند كه كدام پسر مورد بحث است.
|
2 – حرف تعريف the همچنين قبل از صفات عالي، قبل ازاسامي اجرام آسماني ، قبل از نام آسمان و فضا، قبل از نام اقيانوس ها و درياها و رودخانه ها و خليج ها و سلسله كوهها نيز به كار مي رود.
3 – حرف تعريف the در موارد زير نيز به كار مي رود:
|
|
قبل از دو اسم كه مضاف و مضاف اليه واقع شوند مانند :
The legs of the table = پايه هاي ميز
قبل از اسمي كه بيانگر طبقه اي باشد مانند :
The students = دانش آموزان
قبل از صفت كه معرف يك طبقه باشد مانند :
The young = جوانان
قبل از اسامي كتب مذهبي
The Koran = قرآن
قبل از نام آلات موسيقي
The piano = پيانو
|
4 – هر گاه اسم در نظر شنونده ناآشنا باشد، بر سر آن از حرف تعريف a يا an استفاده مي شود.
|
|
A man = مردي – يك مرد
An egg = تخم مرغي – يك تخم مرغ
|
5- حرف تعريف a را معمولاً به عنوان عدد «يك» بر سر اسم به كار نمي بريم و اگر منظور بيان كردن رقم و عدد باشد از كلمه one استفاده مي شود. a فقط براي بيان ناآشنايي به كار مي رود.
6 – كلمه who به معناي (چه كسي) كلمه و قيد استفهامي است كه جانشين نام انسان است و بر سر جمله قرار مي گيرد مانند :
|
|
علي به من كمك مي كند.
Ali helps me
چه كسي به من كمك مي كند؟
who helps me?
پس از كلمه who (چه كسي) به فعل كمكي نيازي نيست و اگر فعل كمكي بياوريم مانند :
چه كسي (واقعاً) به من كمك مي كند؟
who does help me
?
حالت فشار و تأكيد در جمله به وجود مي آيد. مثلاً در مثال بالا گوينده تأكيد و اصرار مي كند كه بداند چه كسي به او كمك مي كند. اكنون به يك مثال ديگر توجه كنيد :
علي ديشب اينجا ماند .
Ali stayed here last night.
چه كسي ديشب اينجا ماند ؟
Who stayed here last night?
چه كسي واقعاً ديشب اينجا ماند ؟
Who did stay here last night?
|
7 – كلمه what به معناي (چه چيزي) نيز بر سر جمله قرار مي گيرد و جمله سؤالي مي شود. در اينجا هم نيازي به فعل كمكي نيست زيرا كلمه what نايب فاعل مي شود و اگر فعل كمكي بياوريم در اين صورت جمله غلط نيست اما حالت اصرار و تأكيد به جمله داده مي شود. به مثال هاي زير توجه كنيد:
|
|
چه چيزي در ايران مي رويد ؟
What grows in Iran?
چه چيزي (واقعاً) در ايران مي رويد ؟
What does grow in Iran?
اما زماني كه در جمله فاعل را بياوريم به فعل كمكي نياز هست مانند:
او در دفتر چه كار مي كند؟
What does she do in the office?
او در آنجا چه كار مي كند؟
What is she doing there?
|
كاربرد زبان
|
|
بخش كاربرد زبان اين درس راجع به گفتگو درباره يك مكان است.
تهران چه شكلي است؟
1 – what does Tehran look like?
آن شهري بزرگ، شلوغ،قشنگ،تميز است.
It’s a big , crowded, nice,clean city.
پايتخت ايران چيست؟
2 – what is the capital of Iran?
Tehran, I think
فكر مي كنم تهران
I think Its Tehran
فكر مي كنم تهران است
Im not sure
مطمئن نيستم (نمي دانم)
شما نيز مي توانيد سؤالات از اين قبيل از دوستانتان بپرسيد و با هم تمرين كنيد.
تهران چه شكلي است؟ آن شهر بزرگي است.
آيا شهر بزرگي است ؟ آري ، آن شهر بسيار بزرگي است
|
لغات درس پنجم
|
|
|
Angrily |
با عصبانيت |
Apartment
|
آپارتمان |
|
Aside |
كنار |
Bad luck |
چه بدشانسي |
|
Full of |
پر از |
Can |
قوطي |
|
Capital |
پايتخت |
Carton |
جعبه |
|
Chicken |
جوجه |
Come back
|
برگشتن |
|
Completely |
كاملاً |
cream |
خامه ، كرم |
|
Crowded |
شلوغ |
delhi |
دهلي |
|
Get into trouble |
به درد سر افتادن |
Get mixed up
|
گيج شدن |
|
Go hungry |
گرسنگي كشيدن |
Go on a trip |
به سفر كوتاهي رفتن |
|
Hate |
متنفر بودن – تنفر داشتن |
Have to |
اجبار داشتن – بايستن |
|
Jump |
پريدن |
Lazy |
تنبل |
|
Light |
سبك – روشن |
Lovely |
دوست داشتني |
|
March |
ماه مارس |
Million |
ميليون |
|
Miss |
از دست دادن – دلتنگ شدن |
Mixed up |
آشفته |
|
Museum |
موزه |
October |
ماه اكتبر |
|
Officer |
افسر – كارمند |
Once |
روزي – يك بار |
|
Park |
پارك كردن |
Polite |
مؤدب |
|
Population |
جمعيت |
Pot |
ظرف |
|
Put (sth) aside
|
چيزي را كنار گذاشتن |
Round |
دايره - گرد |
|
Row |
رديف |
Sadly |
با ناراحتي – با غم |
|
Say goodbye
|
خداحافظي كردن |
Seaside |
كنار دريا |
|
September |
ماه سپتامبر |
Shopping
|
خريد |
|
Sit |
نشستن |
Spaghetti
|
اسپاگتي – ماكاروني |
|
Sugar |
شكر |
Taste |
مزه كردن – مزه داران |
|
Tourist |
توريست – جهانگرد |
Toward |
به طرف |
|
Toy gun |
تفنگ اسباب بازي |
Without |
بدون |
|
Wood |
چوب |
|
|
|