آرايه هاي ادبي – نظري رشته ادبيات و علوم انساني


  درس 16 : موسيقي دروني (لفظي) و معنوي شعر
درس 17 : سجع


درس 16 : موسيقي دروني (لفظي) و معنوي شعر

پيش از اينت بيش از اين انديشه عشاق بود مهرورزي تو با ما شهره آفاق بود
ياد باد آن صحبت شب ها كه با نوشين لبان   بحث  سر عشق و ذكر حلقه عشاق بود
پيش از اين كاين سقف سبز و طاق مينا بركشند   منظر چشم مرا ابروي جانان،طاق بود
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد دوستي ومهر بر يك عهد و يك ميثاق بود
سايه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد   ما به او محتاج بوديم او به ما مشتاق بود
حسن مه رويان مجلس گرچه دل مي برد و دين   بحث ما در لطف طبع و خوبي اخلاق بود
بر در شاهم گدايي نكته اي در كار كرد   گفت بر هر خوان كه بنشينم خدا رزاق بود
رشته تسبيح اگر بگسست معذورم بدار   دستم اندر ساعد ساقي سيمين ساق بود
در شب قدر ار صبوحي كرده ام عيبم مكن   سرخوش آمد يار وجامي بر كنار طاق بود
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد   دفتر نسرين و گل را زينت اوراق بود

دو واژه ي «پيش و بيش» را در مصراع اول در نظر بگيريد. اين دو كلمه تنها در صامت اول با هم متفاوت اند. هم وزني دو كلمه و هم ساني آن ها در دو واج ديگر سبب افزايش موسيقي دروني مصراع اول است.
در بيت دوم، دو كلمه ي «ياد و باد» نيز چنين اند. علاوه بر اين ، در كنار هم آمدن بلافاصله آن ها موسيقي بيت را بيشتر مي كند. در همين بيت دو كلمه «عشق و عشاق» در سه واج مشترك اند. اين اشتراك نيز از عوامل ايجاد موسيقي است. ضمناً واژه ي «عشاق» كه كلمه ي قافيه ي مصراع اول است در پايان بيت دوم تكرار شده و اين تكرار در افزايش موسيقي شعر مؤثر است. هفت بار تكرار مصوت بلند «آ» نيز از اسباب زيبايي و گوش نوازي بيت است.
 



  واج آرايي

جان بي جمال جانان ميل جهان ندارد / هر كس كه اين ندارد حقا كه آن ندارد
خيال خال تو با خود به خاك خواهم برد / كه تا ز خال تو خاكم شود عبيرآميز
شب است و شاهد و شمع و شراب و شيريني / غنيمت است چنين شب كه دوستان بيني
خواب نوشين بامداد رحيل / باز دارد پياده را ز سبيل
در مثال دوم‌،‌شاعر صامت «خ» را در آغاز هفت واژه آورده است ؛ يعني «خ» بيش از هر صامت ديگري تكرار شده و همين امر بر موسيقي دروني بيت مؤثر بوده و بر تأثير و زيبايي آن افزوده است. اين تكرار «واج آرايي» گفته اند؛ زيرا آرايه اي است كه از تكرار يك واج حاصل مي شود.
واج آرايي : تكرار يك واج (صامت يا مصوت) است در كلمه هاي يك مصراع يا بيت، به گونه اي كه آفريننده ي موسيقي دروني باشد و بر تأثير شعر بيفزايد.
توجه : موسيقي برخاسته از واج آرايي صامت محسوس تر است.
 



 

درس 17 : سجع

توانگري به هنر است نه به مال و بزرگي به عقل است نه به سال.
هر چه در دل فرو آيد، در ديده نكو نمايد.
مال از بهر آسايش عمر است نه عمر از بهر گرد كردن مال.
در مثال اول ، كلمات «مال و سال» كه در پايان دو جمله آمده اند هم وزن اند و واج هاي پاياني آن ها نيز يكي است. در مثال دوم، كلمه هاي «آيد و نمايد» كه در پايان دو جمله آمده اند هم وزن نيستند اما واج هاي آخر آن ها يكسان است.
در مثال سوم ، دو كلمه ي «عمد و مال» كه در پايان دو جمله آمده اند فقط هم وزن اند.
آرايه ي سجع زماني پديد مي آيد كه سجع ها در پايان دو جمله بكار روند و آهنگ دو جمله را به هم نزديك سازند. درست مانند قافيه كه در پايان مصراع ها يا بيت ها مي آيد. اگر سجع ها در يك جمله در كنار هم به كار روند‌«تضمين المزدوج» ناميده مي شود. سجع‌: يك ساني دو واژه در واج يا واج هاي پاياني ، وزن يا هر دوي آن هاست.
آراي ي سجع در كلامي ديده مي شود كه حداقل دو جمله باشند زيرا سجع ها بايد در پايان دو جمله بيايند تا آرايه ي سجع آفريده شود.
 



  انواع سجع

همه كس را عقل خود به كمال نمايد و فرزند خود به جمال
الهي اگر كاسني تلخ است، از بوستان است و اگر عبدالله مجرم است، از دوستان است. هر كه با بدان نشيند نيكي نبيند.
محبت را غايت نيست، از بهر آن كه محبوب را نهايت نيست
متكلم را تا كسي عيب نگيرد سخنش صلاح نپذيرد.
ملك بي دين باطل است و دين بي ملك ضايع
به كلمات مسجع در مثال اول (كمال و جمال) ،‌دوم (بوستان و دوستان) و سوم (نشيند و نبيند) بنگريد،‌اين كلمات هم وزن اند وواج هاي پاياني آن ها نيز يكي است اين نوع سجع را متوازي گويند.
در مثال چهارم و پنجم، پايه هاي سجع (غايت و نهايت، نگيرد و نپذيرد) در واج هاي آخر يك سان اند و هم وزن نيستند اين نوع سجع را «مطرّف» گويند.
در مثال ششم ، كلمات (باطل و ضايع) فقط هم وزن اند. اين نوع سجع را «متوازن» گويند.
سجع : يك ساني دو كلمه در واج هاي پاياني يا وزن يا هر دوي آن هاست.
انواع سجع :‌اشتراك در واج هاي پاياني = سجع مطرّف
اشتراك در وزن = سجع متوازن
اشتراك در واج هاي پاياني + اشتراك در وزن = سجع متوازي
سجع در نثر و شعر به كار مي رود. فايده ي آن ايجاد موسيقي در نشر و افزايش موسيقي در شعر است.
سجعي كه به تكلف خلق شود، ارزش هنري ندارد. نثر و شعري كه سجع در آن بكار رود مسجع ناميده مي شود.
 

1 – سجع را تعريف كنيد؟
يكساني دو واژه در واج يا واج هاي پاياني ،‌وزن يا هر دوي آنهاست.

2 – تضمين المزدوج را تعريف كنيد؟
اگر سجع ها در يك جمله در كنار هم به كار روند، تضمين المزدوج ناميده مي شود

3 – سجع مطرف را تعريف كنيد؟
يعني اشتراك در واج هاي پاياني

4 – سجع متوازني را تعريف كنيد؟
يعني اشتراك در واج هاي پاياني + اشتراك در وزن

5 – مسجع را تعريف كنيد؟
نثر و شعري كه سجع در آن بكار رويد، مسجع ناميده مي شود.