درس چهارم
دو فعل پشت سر , اسامي مركب
|
|
دستور زبان
در بخش دستور زبان اين درس ابتدا دو موضوع گرامري خوانده شده در گذشته را يادآوري مي كنيم.
سپس درباره رابطه دو فعل پشت سر هم در جمله انگليسي و درباره توصيف كننده هاي اسمي (اسامي مركب) مطالبي را بيان مي كنيم.
1 – در جمله انگليسي پس از فعل كمكي يا مُدال ، فعل اصلي به صورت «مصدر بدون to» مي آيد. مانند :
من بايد امشب اتاقم را تميز كنم.
| I should clean my room tonigt. |
|
|
فعل كمكي |
فعل اصلي |
او مي تواند انگليسي را به خوبي صحبت كند.
| She can speak English well. |
|
|
فعل كمكي |
فعل اصلي |
او امروز بايد به مدرسه برود.
| He must go to school today. |
|
|
فعل كمكي |
فعل اصلي |
همانطور كه در مثالهاي بالا مي بينيد حتي اگر فاعل سوم شخص مفرد باشد باز هم فعل هيچ دنباله اي نمي گيرد و به صورت «مصدر بدون to» است.
|
2 – حرف ربط that به معناي (كه) يك اتصال دهنده است كه مي تواند در جمله انگليسي به دنبال فاعل و فعل جمله اول بيايد و جمله دوم را به جمله اول متصل كند. حرف that را مي توان حذف كرد و معناي جمله و گرامر آن صحيح است.
|
|
I knew (that) you had passed the test.
من مي دانستم كه شما امتحان را قبول شده بوديد.
She thinks (that) they will come tomorrow.
او فكر مي كند كه آنها فردا مي ايند.
I think (that) Betty knows the address.
من فكر مي كنم كه بتي آدرس را بلد است.
|
3 – هر گاه افعال زير در جمله بيايند، فعل ديگري كه پس ازآنها مي آيد بايد به صورت «مصدر بدون to» باشد.
|
|
|
1) want = خواستن
2) decide = تصميم گرفتن
3) plan = تصميم داشتن
4) wish = آرزو كردن
5) ask = پرسيدن
6) tell = گفتن
7) promise = قول دادن
8) forget = فراموش كردن
9) invite = دعوت كردن
10)mean = معني دادن - منظور داشتن |
11) learn = آموختن
12) try = سعي كردن
13) continue =
ادامه دادن
14) intend = قصد داشتن
15) like = دوست داشتن
16) force = مجبور كردن
17) Premit = اجازه دادن
18) allow = اجازه دادن
19) agree = موافقت كردن
20) expect = توقع داشتن
|
21) hope = اميدوار بودن
22) choose = انتخاب كردن
23) prefer = ترجيح دادن
24) seem = به نظر رسيدن
25) advise = توصيه كردن
26) order = دستور دادن
27) refuse = خودداري كردن
28) beg = تمنا كردن
|
اكنون
به چند مثال توجه كنيد
من مي خواهم امشب زود به رختخواب بروم
I want to go to bed early tonight.
او تصميم داشت كه به پاريس سفر كند.
She was planning to travel to Paris.
من ديشب فراموش كردم فيزيك را مطالعه كنم.
I forget to study physics last night.
من ترجيح مي دهم امشب اينجا بمانم.
I prefer to stay here tonight.
من تصميم گرفته ام كه اتومبيل را خودم تعمير كنم.
I have decided to fix the car by myself.
|
4 – در قسمت دوم گرامر اين درس كاربرد اسامي مركب توضيح داده شده است. اسم مركب از دو كلمه تشكيل مي شود كه يك اسم ، اسم ديگر را توصيف يا تعريف مي كند، مانند:
|
|
او يك معلم شيمي است.
She is a chemistry teacher.
من گلهاي بهاري را دوست دارم
I like spring flowers.
آنها كارگران شب هستند.
They are night workers.
در مثال هاي بالا كلمه هاي chemistry ، spring و night اسمهاي اول هستند كه اسم هاي دوم يعني teacher, flowers , workers را توصيف مي كنند. بنابراين اسم اولي، اسم دومي را توصيف مي كند و براي آن كار يك صفت را انجام مي دهد. اين اسم صفت گونه هميشه «مفرد» است اما اسم دوم ممكن است مفرد يا جمع باشد.
در اسامي مركب، اسم صفت گونه (اسم اول) اسم دوم رااز جهت ساختار، موقعيت مكاني، موقعيت زماني يا شيء توصيف مي كند . مانند :
A stone bridge
(يك پل سنگي (ساختار
A mountain plant
( يك گياه كوهي ( موقعيت مكاني
A night class
( يك كلاس شبانه ( موقعيت زماني
A shoe store
( يك فروشگاه كفش ( موقعيت شيء
|
كاربرد زبان
بخش كاربرد زبان اين درس درباره معامله و داد و ستد كردن و چانه زدن مي باشد. به الگوهاي زير توجه كنيد و با دوستانتان تمرين كنيد.
|
|
آن ماشين اسباب بازي چند است؟
A- How much is that toy car?
چهار صد تومان
B- Tomans400
آن خيلي گران است.
A-Its very expensive.Do you will gree with 300toman
آيا با سيصد تومان موافقيد.
من مي توانم به شما اجازه دهم كه 350 تومان بپردازيد.
I can let you pay 350 Tomans.
That’s very low. Do you agree with 350 Tomans.
آيا خيلي پايين (كم ) است. با 350 تومان موافقيد؟
|
لغات درس چهارم
|
|
|
Against |
در قبال |
Although |
اگرچه |
|
Blow |
وزيدن – فوت كردن |
Boss |
رئيس |
|
Bowl |
كاسه |
Chemistry |
شيمي |
|
Coal |
زغال سنگ |
Complete |
كامل كردن |
|
Countryman |
مرد روستايي |
Cruel |
ظالم |
|
Earn |
بدست آوردن |
Feel |
احساس كردن |
|
Fell (sb) |
براي كسي احساس غم كردن |
France |
فرانسه |
|
Gold |
طلا |
Grammer |
گرامر- دستور زبان |
|
Hand(clock) |
عقربه ساعت ديواري |
Handel |
دسته – جا به جا كردن – حمل كردن |
|
Head |
سر |
How about
|
چه خبر از |
|
Ill |
بيمار |
Iron |
آهن |
|
Law |
قانون |
Machine |
ماشين – دستگاه |
|
Metal |
فلزي |
Mine |
معدن |
|
Miner |
معدن چي |
Offer |
تقديم كردن – پيشنهاد كردن |
|
Prefer |
ترجيح دادن |
President |
رئيس جمهور |
|
Promise |
قول دادن |
Real |
واقعي |
|
Reason |
دليل – علت |
Stay with |
ماندن با |
|
Sad |
ناراحت |
Telegram |
تلگرام – تلگراف |
|
Terrible |
وحشتناك |
Touch |
دست زدن – لمس كردن |
|
Watery |
آبكي |
Wind |
باد |
|