آرايه هاي ادبي – نظري رشته ادبيات و علوم انساني


  درس 4 : قطعه ، تركيب بند و ترجيع بند
درس 5 : مسمط و مثنوي


درس 4 : قطعه ، تركيب بند و ترجيع بند

گلي خوش بوي در حمام روزي   رسيد از دست محبوبي به دستم
بدو گفتم كه مشكي يا عبيري   كه از بوي دلاويز تو مستم
بگفتا من گلي ناچيز بودم   وليكن اندكي با گل نشستم
كمال هم نشين در من اثر كرد   وگرنه من همان خاكم كه هستم


  قطعه :

شعري است حداقل در دو بيت كه معمولاً مطلع آن مصرّ ع نيست و مصرع هاي زوج آن هم قافيه اند. قطعه وحدت موضوع دارد و موضوع آن معمولاً مطالب اخلاقي ، اجتماعي ، تعليمي ، مدح و هجو است. اين نوع شعر در تمام دوره ها در شعر فارسي رواج داشته است.  



  نمونه هايي از قطعه

پروين اعتصامي
شنيده ايد كه آسايش بزرگان چيست
براي خاطر بيچارگان نياسودن
به كاخ دهد كه آلايش است بنيادش
مقيم گشتن و دامان خود نيالودن

ابن يمين
اهل دنيا سه فرقه بيش نمي داند
چون طعام اند و همچو دارو درد
فرقه اي چون طعام در خوردند
كه از ايشان گريز نتوان كرد
 



  ترجيع بند

اي سرو بلند قامت دوست   وه وه كه شمايلت چه نيكوست
درپاي لطافت تو ميراد   هر سرو سهي كه بر لب جوست
مه پاره به بام اگر برآيد   كه فرق كند كه ماه يا اوست
آن خرمن گل ، نه گل كه باغ است   نه باغ ارم كه باغ مينوست
خون دل عاشقان مشتاق   در گردن ديده ي بلا جوست
بسيار ملامتم بكردند   كاندر پي او مرو كه بد خوست
اي سخت دلان سست پيمان   اين شرط وفا بود كه بي دوست

بنشينم و صبر پيش گيرم

دنباله ي كار خويش گيرم

غزل هايي است هم وزن با قافيه هايي متفاوت كه بيت يكسان مصرعي آن ها را به هم مي پيوندد. به هر غزل يك «خانه» و به بيت تكراري «ترجيع» مي گويند. ترجيع بند خاص شعر فارسي است و درون مايه هايي چون، مدح، عشق و عرفان دارد. قديم ترين ترجيع بند از فرخي سيستاني و زيباترين آن ها از سعدي (قرن 7) و هاتف اصفهاني است. يكي از شرط هاي زيبايي ترجيع بند آن است كه بيت آخر هرخانه با بيت ترجيع (برگردان) آن، از نظر معني مناسبتي تمام داشته باشد.  



  تركيب بند

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز اين چه رستخيز عظيم است كز زمين بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
گويا طلوع مي كند از مغرب آفتاب كاشوب در تمامي ذرات عالم است
گر خوانمش قيامت دنيا بعيد نيست اين رستخيز عظيم كه نامش محرم است
در بارگاه قدس كه جاي ملال نيست سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است
جن و ملك بر آدميان نوحه مي كنند گويا عزاي اشرف اولاد آدم است

                                        خورشيد آسمان و زمين نور مشرقين

                                           پرورده كنار رسول خدا حسين

شعري است چند بخشي كه هر بخش آن ازنظرقافيه و درون مايه همانند قصيده يا غزل است. اين بخشها را بيت مصرع متفاوت و نامكرري به هم مي پيوندد. قديم ترين تركيب بند از قطران تبريزي است. جمال الدين عبدالرزاق اصفهاني، محتشم كاشاني و وحشي بافقي از سرايندگان مشهور اين قالب اند.  

1 – تركيب بند را تعريف كنيد؟
شعري است چند بخشي كه هر بخش آن از نظر قافيه و درون مايه همانند قصيده يا غزل است.

2 – ترجيع بند را تعريف كنيد؟
غزل هايي است هم وزن با قافيه هايي متفاوت كه بيت يكسان مصرعي آن ها را به هم مي پيوندد.

3 – قديمي ترين و زيباترين ترجيع بند از چه كساني است؟
قديمي ترين از فرخي سيستاني و زيباترين از سعدي و هاتف

4 – يكي از شرط هاي زيبايي ترجيع بند چيست؟
آن است كه بيت آخر هر خانه با بيت ترجيع آن از نظر معني مناسبتي دارد

5 – قطعه را تعريف كنيد؟
شعري است حداقل در دويست كه معمولاً مطلع آن مصرع نيست و مصرع زوج آن هم قافيه اند.
 



 

درس 5 : مسمط

خيزيد و خز آريد كه هنگام خزان است باد خنك از جانب خوارزم وزان است
آن برگ رزان بين كه بر آن شاخ رزان است گويي به مثل پيرهن رنگرزان است
دهقان به تعجب سر انگشت گزان است كاندر چمن وباغ نه گل ماند و نه گلنار
طاووس بهاري را دنبال بكندند پرش ببريدند و به كنجي بفكندند
خسته به ميان باغ به زاريش پسندند   با او نه نشينند و نه گويند و نه خندند
وين پر نگارينش بر او باز نبندند   تا آذر و مه بگذرد ، آيد سپس آزار

شعري است كه از رشته هاي گوناگون پديد مي آيد. قافيه ي رشته ها متفاوت است و در هررشته همه مصراع ها به جزمصراع آخر هم قافيه اند. مصراع آخر هر رشته را بند گويند.اين مصراع كه در تمام رشته ها هم قافيه است، حلقه ي ارتباط تمام رشته هاست. درون مايه مسمط تقريباً همانند قصيده و بنيان گذارآن منوچهري دامغاني است. قاآني شاعر قرن سيزدهم نيز مسمط هاي زيبايي سروده است. مسمط تضميني، مسمطي است كه بند آن در هر رشته به ترتيب مصراع دوم بيت هاي يك غزل است؛ يعني شاعر بيت هاي يك غزل را به ترتيب در پايان رشته هاي مسمط مي آورد و تعداد رشته ها، تابع تعداد بيت هاي غزل است.  



  مثنوي

مجنون غريب دل شكسته درياي زجوش نا نشسته
ياري دو سه داشت دل رميده چون او همه واقعه رسيده
با آن دو سه يار هر سحر گاه   رفتي به طواف كوي آن ماه
بيرون زحساب نام ليلي با هيچ سخن نداشت ميلي
هر كس كه جز اين سخن گشادي   نشنودي و پاسخش ندادي
وانگه مژه را پر آب كردي   با باد صبا خطاب كردي
كاي باد صبا به صبح بر خيز   در دامن زلف ليلي آويز
گو آن كه باد صبا دو تو جويد   با خاك زمين غم تو گويد
اي شمع نهان خانه ي جان   پروانه ي خويش را مرنجان
اي درد و غم تو راحت دل   هم مرهم و هم جراحت دل
قند است لب تو گر تواني   از وي قدري به من رساني
     

مثنوي مناسب ترين قالب براي بيان داستان ها و مطالب طولاني است.  



  درون مايه ي مثنوي

مثنوي هاي زبان فارسي از نظر محتوا متفاوت اند؛ از اين رو آن ها را به چهار دسته تقسيم مي كنند :
1 – حماسي و تاريخي مانند: شاهنامه ي فردوسي و اسكندر نامه ي نظامي گنجه اي.

2 – اخلاق و تعليمي،‌مانند : بوستان سعدي

3 – عاشقانه و بزمي، مانند : خسرو و شيرين نظامي و ويس و رامين فخرالدين اسعد.

4 – عارفانه ، مانند : مثنوي مولوي، حديقه الحقيقه ي سنايي و منطق الطير عطار.

مثنوي : شعري است با بيت هاي مصرع كه هر بيت قافيه اي مستقل دارد، خاص ايرانيان و فارسي زبانان است و از آغاز شعر فارسي تا حال مورد توجه بوده است. فردوسي، سعدي، نظامي ،‌عطار،‌مولوي و ... از مثنوي سرايان بنام اند.
 

1 – مسمط را تعريف كنيد؟
شعري است كه از رشته هاي گوناگون پديد مي آيد، مصراع آخر هر رشته را بند گويند.

2 – بند را تعريف كنيد؟
مصراع آخر هر رشته را بند گويند.

3 – چند تن از مثنوي سرايان را نام ببريد؟
فردوسي ، سعدي ،‌نظامي ، عطار ، مولوي و ...

4 – مثنوي را تعريف كنيد؟
شعري است با بيت هاي مصرع كه هر بيت قافيه اي مستقل دارد.