Lesson four
|
Structure
1. The exam was …. difficult fot many of us to pass.
1)very
2) enough
3) too
4) so
|
|
پاسخ : گزينه (3) «امتحان براي خيلي از ما بيش از حد دشوار بود که نتوانستيم قبول شويم»
مصدر+ قيد/ صفت + too
|
2. we have … food to serve extra guests.
1) too
2) such
3) enough
4) so
|
|
پاسخ : گزينه (3) « ما غذاي کافي براي پذيرايي از مهمانان اضافه داريم»
گزينه هاي (2) و (4) نادرست هستند، چون نتيجه ي جمله به صورت مصدر با “to” بيان شده است.
گزينه (1) نيز نادرست است، چون بعد از “too” صفت يا قيد به کار مي رود اما در تست فوق بعد از جاي خالي اسم “too” به کار رفته است. به ساختار مقابل توجه کنيد.
مصدر با to + اسم +enough
|
3. The people who came to help were not …. to do the job well.
1) too experienced
2) enough experienced
3) experienced enough
4) very experienced
|
|
پاسخ : گزينه (3) « اشخاصي که براي کمک آمدند، براي بهتر انجام دادن کار به حد کافي باتجربه نبودند»
چون بعد از جالي خالي مصدر “to do” به کار رفته ، گزينه «4» اشتباه است. فعل قبل از too نبايد منفي باشد بعد از “ enough” اسم و قبل از “enough” صفت به کار مي رود.
|
4. The flower box was light …. for her to lift.
1) enough
2) so
3) too
4) such
|
|
پاسخ : گزينه (1) «جعبه ي گل به اندازه ي کافي سبک بود که او آن را بلند کند»
مصدر با “to”+ enough+ صفت / قيد
|
5. The matter was of … importance thatwe could not ignorer it .
1) very
2) so
3) such
4) too
|
|
پاسخ : گزينه (3)«موضوع به قدري اهميت داشت که نمي توانستيم آن را ناديده بگيريم»
جمله +that+ اسم + صفت+ Such a / an
توجه کنيد که کاربرد صفت در اين الگو الزامي نيست
|
6. It was … that I preferred to stay home.
1) so cold weather
2) such a cold weather
3) too cold weather ther
4) such cold weather
|
|
پاسخ : گزينه (4) «هوا به قدري سرد بود که ترجيح دادم در خانه بمانم»
“whether” اسم غيرقابل شمارش است، بنابراين با alan به کار نمي رود
|
7. she has …. many students in the class to give them individual attention.
1) so
2) such
3) sucha
4) too
|
|
پاسخ : گزينه (4)« تعداد دانش آموزان او در کلاس بيشتر از آن است که بتواند توجه فردي به آنها داشته باشد( نمي تواند) با توجه به اينکه نتيجه جمله به صورت مصدر با “to” بيان شده است، لذا گزينه هاي «1» ، «2»، «3» نادرست است چون در صورت استفاده از آنها نتيجه ي جمله با “that” بيان مي شود
|
8. I can’t borrow any money from tom. He has …. little money that he can’t Lend me any.
1) so
2) enough
3) such
4) too
|
|
پاسخ : گزينه (1): « من نمي توانم از تام پولي قرض بگيرم. او به قدري کم پول دارد که نمي تواند هيچ پولي به من قرض بدهد. به الگوي مقابل توجه کنيد.
جمله+that+اسم+so+little
(few)
(much)
(money)
|
9. we’re … pleased with theas new towels that we’re going to buy some more.
1) so
2) such
3) enough
4) too
|
|
پاسخ : گزينه (1) «ما به قدري از اين حوله هاي جديد راضي هستيم که قصد داريم تعداد بيشتري بخريم» چون نتيجه جمله به صورت مصدر با «to» بيان نشده پس گزينه هاي 3 و 4 نادرست هستند
چون بعد از جاي خالي صفت “pleased” به کار رفته است لذا گزينه (2) نيز نادرست است (بعد از such اسم مي آيد) توجه کنيد.
جمله + that + قيد / صفت + so
|
10.The children played so much that they were … to eat their dinner.
1) too tired
2) so tired
3) tired enough
4) such tired
|
|
پاسخ : گزينه (1) «بچه ها زياد بازي کردند و آن قدر خسته بودند که نتوانستند شامشان را بخورند»
توجه کنيد
مصدر با to + مفعول + for + صفت / قيد+ too
|
vocabulary
11. …. procedures save many people’s lives after an earth quake.
1) Emergency
2) Recycling
3) environment
4) confidence
|
|
پاسخ : گزينه (1) روش هاي استفاده از کمک اضطراري بعد از زمين لرزه زندگي افراد را نجات مي دهد.
1) اضطراري
2) بازيافت
3) محيط
4) اعتماد
|
12. It is still impssible to … when an earthquake may happen.
1) survive
2) notice
3) predict
4) escape
|
|
پاسخ : گزينه (3)« هنوز غيرممکن است که زمان وقوع زلزله را پيش بيني کرد»
1) زنده ماندن
2) توجه کردن
3) پيش بيني کردن
4) فرار کردن
|
13. A way of doing somthing , especially the usual way is called the …
1) emphasis
2) gesture
3) measure
4) procedure
|
|
پاسخ : گزينه (4) «شيوه ي انجام کاري مخصوصاً طريقه ي معمول انجام آن رويه نام دارد»
1) تأکيد
2) حرکت بدن
3) اقدام
4) رويه، روش، شيوه
|
14. Larg amount of water covering ausully dry area is refrred to as …..
1) flood
2) Lake
3) sea
4) river
|
|
پاسخ : گزينه (1) «حجم آب زيادي که به يک باره منطقه ي خشکي را فراگيرد، سيل ناميده مي شود»
1) سيل
2) درياچه
3) دريا
4) رودخانه
|