آرايه هاي ادبي – نظري رشته ادبيات و علوم انساني


  درس 20 :‌اشتقاق - تكرار و تصدير
درس 21 : مراعات نظير - تلميح


درس 20 :‌اشتقاق - تكرار و تصدير

ز مشرق سر كوي ،‌آفتاب طلعت تو / اگر طلوع كند طالعم همايون است
اگر تو فارغي از حال دوستان، يارا / فراغت از تو ميسر نمي شود ما را

در مثال نخستين، سه واژه ي «طلعت ، طلوع و طالع» به كار رفته اند. اين واژه ها با هم جناس نمي سازند اما هر سه در سه صامت «ط ، ل،‌ع» مشترك اند.اين اشتراك صامت ها كه از هم ريشه بودن واژه ها برمي خيزد،‌مسؤوليتي دل نشين را در سراسر بيت به وجود آورده است. در بديع استفاده از واژگان هم ريشه را «اشتقاق» مي نامند.
در بيت دوم دو كلمه ي «فارغي و فراغت» در آغاز مصراع اول و دوم بكار رفته است.
اين دو واژه نيز كه از يك ريشه (فزع) ساخته شده اند، چند واج يك سان دارند و اين يك ساني واج ها از اسباب غناي موسيقي شعر است.
اشتقاق : هم ريشگي دو يا چند كلمه است كه سبب مي شود واج هاي آن ها يكسان باشد. تكرار اين واج هاي همانند، بر موسيقي دروني سخن مي افزايد.
توجه :‌جناس هاي هم ريشه اشتقاق نيز خواهند داشت.



  تكرار و تصدير

گفتن ز خاك بيشترند اهل عشق من / از خاك بيشتر نه كه از خاك كم تريم
خيال روي كسي در سراست هر كس را / مرا خيال كسي كز خيال بيرون است

واژه ي «خاك» سه بار و واژه ي «بيش تر» دو بارتكرار شده اند. اين تكرار ناپيدا كه تا به جست و جوي واژگان تكراري برنخيزيم، نمي توانيم از آن آگاه شويم آرايه اي است كه «تكرار» خوانده مي شود و موسيقي درني شعر برخاسته از آن است.
در دومين مثال، كلمه هاي «خيال» و «كس» هر يك، سه بار تكرار شده اند و به تقريب مي توان گفت كه 3/1 واژه هاي بيت تكراري است . آهنگ دل نواز شعر تا حد زيادي از آرايه ي «تكرار» حاصل مي شود.
تكرار : تكرار يك يا چند كلمه است در شعر، به گونه اي كه بتواند برموسيقي دروني بيفزايد و تأثير سخن را بيشتر سازد. اگر واژه اي در آغاز و پايان بيتي تكرار شود، آن را «تصدير» مي نامند. تكرار زماني پديد مي آيد كه كلمه اي دوبار يا بيشتر تكرار شود.
 

1 – اشتقاق را تعريف كنيد؟
هم ريشگي دو يا چند كلمه است كه سبب مي شود واج هاي آن ها يكسان باشد.

2 – چه جناس هايي اشتقاق خواهند داشت؟
جناس هاي هم ريشه

3 – تكرار را تعريف كنيد؟
يك يا چند كلمه است در شعر به گونه اي كه بتواند بر موسيقي دروني بيفزايد.

4 – تصوير را تعريف كنيد؟
اگر واژه اي در آغاز و پايان بيتي تكرار شود، آن را تصوير مي نامند.

5 – تكرار چه زماني پديد مي آيد؟
زماني پديد مي آيد كه كلمه اي دو بار يا بيشتر تكرار شود.
 



 

درس 21 : مراعات نظير

ارغوان جام عقيقي به سمن خواهد داد / چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد
مجنوب رخ ليلي چو قيس بني عامر / فرهاد لب شيرين چون خسرو پرويزم

ارغوان، سمن،‌نرگس و شقايق نام گل هايي است كه در بيت آمده اند. گويي هر يك نام ديگري را كه نظيرو هم جنس آنان بوده، به ياد شاعر آورده است . زيبايي و تناسبي كه در بيت احساس مي شود از اين نام ها پديد مي آيد.
شاهد دوم را بخوانيد، هر مصراع، داستان عاشقانه اي را به ياد شما مي آورد.نخستين مصراع نام «مجنون، ليلي و قيس بني عامر» را در بردارد. مجنون لقب قيس بني عامر است كه عاشق ليلي است و داستان ليلي و مجنون سرگذشت دل دادگي اين دو است. در مصراع دوم، فرهاد و شيرين و خسرو و پرويز قهرمانان داستان خسرو شيرين اند. تناسبي كه در مصراع اول و دوم احساس مي شود، آن جاست كه نام هايي كه در هر مصراع آمده اند نام قهرمانان يك داستان است و اين تناسب، زيباي مي آفريند.
مراعات نظير: آوردن واژه هايي از يك مجموعه است كه با هم تناسب دارند. اين تناسب مي تواند از نظر جنس، نوع،‌مكان،‌زمان،‌همراهي و ... باشد.
مراعات نظير سبب تداعي معاني است. اين آرايه موجب تكاپوي ذهن مي شود در جست و جوي هم زاد و هر نوع تناسب به شرط آگاهي مي تواند يادآور اين هم زاد باشد. مراعات نظير بيش از همه آرايه ي ديگري در شعر و نثر فارسي بكار رفته است.
 



  تلميح

ما قصه ي سكندر و دارا نخوانده ايم / از ما به جز حكايت مهر و وفا مپرس
گفت آن يار كزو گشت سردار بلند / جرمش اين بود كه اسرا هويدا مي كرد

در شاهد نخست، شاعر با آوردن دو نام اسكندر و دارا به ماجراهاي نبرد اسكندر مقدوني و داريوش سوم پادشاه هخامنشي اشارتي دارد و اين اشارت، براي كسي كه از آن آگاه باشد، اين دانسته ي تاريخي را به ياد مي آورد. تداعي اين رويداد كه موسيقي معنوي بيت بدان وابسته است. ذهن را به تلاش وا مي دارد و سبب كسب لذت ادبي مي گردد. در مصراع دوم «مهر و وفا» بيش تر يادآور عشق و دوستي است اما نام داستاني نيز بوده است. داستاني عاشقانه كه قهرمانانش «مهر» و «وفا» نام داشته اند و كسي كه اين اشاره ي باريك و لطيف را بداند، از بيت بيش تر لذت خواهد برد.
مثال دوم يادآور ماجراي بردار كردن حسين بن منصور حلاج، عارف مسلمان ايراني است كه بي آن كه سخن وي فهم شود، در سال 309 ه. ق در بغداد كشته و سوزانده شد. اشاره ي شاعرانه حافظ چنين داستان پرماجرايي را براي خواننده تداعي مي كند و او از اين تداعي لذت مي برد.
تلميح : اشاره اي است به بخشي از دانسته هاي تاريخي، اساطيري و ...
ارزش تلميح به ميزان تداعي اي بستگي دارد كه از آن حاصل مي شود. هر قدر اسطوره ها و داستان هاي مورد اشاره لطيف تر باشند تلميح تداعي لذت بخش تري را به وجود مي آورد. لازمه ي بهره مندي از تلميح آگاهي از دانسته ي است كه شاعر يا نويسنده بدان اشاره مي كند. تلميحات گاه مانند مثال او و آخر، مراعات نظير هستند.
 

1 – مراعات نظير را تعريف كنيد؟
آوردن واژه هايي از يك مجموعه است كه با حجم ناسب دارند.

2 – ويژگي هاي مراعات نظير را بنويسيد؟
1 . سبب تداعي معاني است
2 .بيش تر از هر آرايه ديگري در شعر و نثر فارسي به كار رفته است موجب تكاپوي ذهن مي شود

3 – تلميح را تعريف كنيد ؟
اشاره اي است به بخشي از دانسته هاي تاريخي، اساطيري و ...

4 – ارزش تلميح به چه چيزي بستگي دارد؟
به ميزان تداعي اي بستگي دارد كه از آن حاصل مي شود

5 – لازمه ي بهره مندي از تلميح چيست؟
آگاهي از دانسته اي است كه شاعر يا نويسنده بدان اشاره مي كند.