درس 1 : آشنايي با چند اصطلاح
درس 2 : وزن ،اصلي ترين عامل موسيقي شعر
|
|
درس 1 : آشنايي با چند اصطلاح
| اي ساربان آهسته رو كارام جانم مي رود |
|
وان دل كه با خود داشتم با دلستانم مي رود |
| من مانده ام مهجور از او بيچاره و
رنجور از او |
|
گويي كه نيشي دور از او بر استخوانم مي رود |
| گفتم به نيرنگ وفسون پنهان كنم ريش
درون |
|
پنهان نمي ماند كه خون بر آستانم مي رود |
| محمل بدار اي ساربان تندي مكن با
كاروان |
|
كز عشق آن سرو روان گويي روانم مي رود |
| او مي رود دامن كشان من زهر تنهايي
چشان |
|
ديگر مپرس از من نشان كز دل نشانم مي رود |
| با اين همه بيداد او وان عهد بي بنياد
او |
|
در سينه دارم ياد او يا بر زبانم مي رود |
| باز آي و بر چشمم نشين ، اي دلستان
نازنين |
|
كاشوب وفرياد از زمين بر آسمانم مي رود |
| در رفتن جان از بدن گويند هر نوعي سخن |
|
من خود به چشم خويشتن ديدم كه جانم مي رود |
| سعدي فغان از دست ما لايق نبود اي بي
وفا |
|
طاقت نمي دارم جفا كار از فغانم مي رود |
|
بيت:
|
|
بيت كم ترين مقدار شعرو به عبارت ديگر،واحد شعر است. اگر شاعر مقصود خود را تنها در يك بيت بيان كند، به آن بيت «فرد» مي گويند.
|
مصراع :
|
|
هر بيت شامل دو قسمت است . هر يك از اين بخش ها، «مصراع » نام دارد. كم ترين مقدار سخن موزون، يك مصراع است.
|
وزن :
|
|
شما با شنيدن هر يك از اين مصراع ها، آهنگ خاصي را حس مي كنيد كه آن را در يك جمله ي معمولي نمي يابيد. اين آهنگ كه در تمام مصراع ها، يكسان است، همان «وزن شعر» است. وزني كه در هر يك از مصراع ها احساس مي شود ، تابع نظمي است كه در چگونگي قرارگرفتن كلمات آن مصراع وجود دارد، به گونه اي كه اگر در هر مصراع كلمه اي حذف شود يا جاي كلمه يا كلماتي تغيير كند آن وزن نخستين احساس نخواهد شد، براي مثال، اگر در آخرين بيت «سعدي» را حذف كنيم و بخوانيم : «فغان از دست ما لايق نبود اي بي وفا» به خوبي احساس مي كنيم كه وزن شعر خلل يافته است.
|
رديف :
|
|
: يك كلمه مستقل در پايان همه ي بيت ها تكرار مي شود كه «رديف» نام دارد. رديف مي تواند يك چند واژه ، يا يك جمله باشد. شعري كه رديف دارد «مردّف» خوانده مي شود.رديف از ويژگي هاي شعر سنتي فارسي است.
|
قافيه :
|
|
به واژه هاي قبل از رديف در پايان مصراع اول و همه ي مصراع هاي زوج اين شعر بنگريد؛ حروف «انم» در پايان همه ي اين واژه ها تكرار شده است. اين حروف مشترك «قافيه» نام دارد و كلماتي نظير «جانم، دلستانم، استخوانم و ...» كه اين حروف مشترك در آن ها آمده است. «كلمات قافيه» ناميده مي شوند. در مصراع يا بيتي كه مردّف نيست، آخرين واژه ، كلمه ي قافيه است. قافيه در تأثير بخشي و زيبايي شعر نقشي بسزا دارد و از مهمترين تأثيرات آن تكميل وزن است.
|
مصرّع :
|
|
بيتي كه هر دو مصراع آن قافيه داشته باشند،«مصرّع» نام دارد.
|
قالب :
|
|
شكلي كه قافيه به شعر مي بخشد «قالب» نام دارد. تفاوت قالب ها تفاوت در چگونگي قافيه ي آن هاست. اگر نحوه ي تكرار قافيه در دو يا چند شعر يكسان باشد، تعداد ادبيات،محتوا و وزن، نوع قالب را مشخص خواهند كرد.
توجه : شعر سنتي قالبتهاي متفاوتي دارد اما قالب شعر نيمايي از كوتاه و بلند شدن مصراع ها حاصل مي شود.
|
تخلّص :
|
|
به نام شعري شاعر «تخلص» مي گويند. تخلص گاه در بيت هاي ما قبل آخر مي آيد.
1 – بيت را تعريف كنيد؟
كم ترين مقدار شعر است و به عبارت ديگر، واحد شعر است.
2 – مصرع را تعريف كنيد؟ بيتي كه هر دو مصراع آن قافيه داشته باشند مصرّع نام دارد.
3 – شكلي كه قافيه به شعر مي بخشد چه نام دارد؟ قالب
4 – تفاوت قالب هاي شعر سنتي و شعر نيمايي چيست؟
شعر سنتي قالب هاي متفاوتي دارد اما نيمايي از كوتاه و بلند شدن مصراع ها حاصل مي شود.
5 – رديف را تعريف كنيد؟ به كلمه اي مستقل گفته مي شود كه در پايان بيت ها تكرار مي شود.
|
درس 2 : وزن ،اصلي ترين عامل موسيقي شعر
|
|
| اي دوست شكر بهتر يا آن كه شكر سازد |
|
خوبي قمر بهتر يا آنكه قمر سازد |
| اي باغ تويي خوش تر يا گلشن و گل در تو |
|
يا آنكه برآرد گل صد نرگس تر سازد |
| اي عقل تو به باشي در دانش و در بينش
|
|
يا آنكه به هر لحظه صد عقل و نظر سازد |
| بي خود شده آنم سرگشته و حيرانم |
|
گاهيم بسوزد پر گاهي سر وپر سازد |
| درياي دل از لطفش پر خسرو پر شيرين |
|
وز قطره ي انديشه صد گومه گهر سازد |
| آن جمله گهرها را اندر شكند در عشق |
|
وان عشق عجايب را هم چيز دگر سازد |
|
|
عاطفه : حالاتي چون اندوه،شادي ، اميد و يأس ،حيرت و تعجب است كه حادثه ها در ذهن شاعر ايجاد مي كند و او مي كوشد كه حالت ها و تأثيرات ناشي از رويدادها را آن چنان كه خود احساس كرده است، به ديگران نيز منتقل كند. اساسي ترين عامل پيدايش شعر، عاطفه است.
وزن : مشاعر براي انتقال عاطفه ي خود به ديگران و متأثرساختن آن ها از زبان كمك مي گيرد اما زبان را به صورت معمول به كار نمي برد، بلكه براي بيان مقصود خويش، واژه هايي را برمي گزيند كه با قرارگرفتن در كنار هم آهنگي خاص را پديد آورند. اين آهنگ خاص «وزن» نام دارد.
هجا يا بخش: مقدار آوايي است كه دهان بار بازشدن آن را ادا مي كند. هجا، از «واج» پديد مي آيد «واج» پديد مي آيد واج كوچكترين واحد آوايي زبان اس كه سبب مي شود دو واژه معاني متفاوتي داشته باشند.
زبان فارسي 29 واج وجود دارد كه آن ها را به دو دسته مصوت ها و صامت ها تقسيم مي كنند.
مصوّت ها : زبان فارسي شش مصوت دارد. « -َ –ِ –ُ » مصوت هاي كوتاه و «ا، وُ، ي» مصوت هاي بلند زبان فارسي اند.
صامت ها : 23 واج ديگر زبان فارسي صامت نام دارند، مانند : ب،پ،ت،س،ر، ز، ف، ك،ل ،و ...»
|
هجاي زبان فارسي از نظر امتداد به سه دسته تقسيم مي شوند :
|
|
هجاي كوتاه : صامت + مصوت كوتاه مانند : چو، كه ،تو و ... هجاي كوتاه را با اين علامت «U» نشان مي دهند.
|
قبل از جداسازي هجاهاي يك كلمه به اين نكات توجه كنيد:
|
|
1 – هر هجا «بخش» الزاماً يك مصوت دارد؛ بنابراين تعداد هجاهاي يك كلمه يا تعداد مصوت هاي آن كلمه برابر است؛ براي مثال :«باد» يك مصوت (...) دارد و يك هجاست.
2 – هر هجا را همان طور كه مي خوانيم، مي نويسيم، براي مثال : تو ---> تُ : هجاي كوتاه (U)
3 – اگر در كلمه اي «ن» (نون ساكن) بعد از مصوت بلند قرارگيرد،آن را حذف مي كنيم.
4 – در زبان فارسي ، هيچ واژه اي با مصوت آغاز نمي شود، بنابراين واژه هايي كه به ظاهر با مصوت آغاز مي شوند، در ابتداي خود يك صامت همزه دارند كه در تعيين نوع هجا بايد بدان توجه داشت براي مثال «از» يك هجاي بلند (سرواجي) «آب» يك هجاي كشيده است.
|
دو كلمه يا دو مصراع يا دو بيت زماني هم وزن اند كه :
|
|
الف) تعداد هجاهاي آن ها با هم برابر باشد.
ب) هجاهاي كوتاه و بلند آن ها در مقابل يك ديگر قرار گيرد.
براي مثال دو واژه ي ، «شكر» و «قمه» هم وزن اند، زيرا هر كدام دو هجا دارند. هجاي اول آن ها كوتاه و هجاي دوم آن ها بلند است: ش + كر ؛ قَ + مَر.
در هر شعر تمام مصراع ها هم وزن اند. راز اين هم وزني آن است كه تعداد ترتيب هجاها در هر دو مصراع يكي است . اكنون به جداسازي هجاهاي بيت اول شعري كه خوانديد دقت كنيد.
اي – دوست – شِ – كَر – به – تَر- آن – كِ – شِ – كَر – سا – زَد (مصراع اول)
خو – بي – يِ – قَ – مَر – به – تَر – يا – آن – كِ – قَ – مَر – سا – زد(مصراع دوم)
|
|
1 – اساسي ترين عامل پيدايي شعر چيست؟ عاطفه
2 – وزن را تعريف كنيد ؟ قراردادن واژه هايي در كنار هم كه آهنگي خاص را پديد آورد اين آهنگ را وزن مي ناميم.
3 – واج را تعريف كنيد؟ كوچكترين واحد آوايي زبان است كه سبب مي شود و واژه معاني متفاوتي داشته باشند.
4 – در زبان فارسي چند مصوت وجود دارد نام ببريد؟ شش مصوت : كوتاه ( -َ –ِ -ُ ) و بلند (ا وُ ي)
5 – در زبان فارسي چند واج وجود دارد و آن ها را به چند دسته تقسيم مي كنند؟
29 واج (مصوت ها – صامت ها)
|